انتخاب تاریخ:   /  /   
تلگرام قانون آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران خبرخوان فارسی
بي قانون
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
بی قانون/ پول بدهم عذرخواهی کردن بلدی؟
بی قانون/ ﺗﺮﺍﻧ ﻪﻫﺎ ﺭﺍ ﺳﻮژﻩ ﻧﻜﻨﻴﺪ
بی قانون/ وزیر نگو یه دسته گل
بی قانون/ بخت کوتاه
بی قانون/ ساعت مرزی
بی قانون/ داشتند فرار زهرها مي‌كردند
بی قانون/ یک زمانی دزدی شرف داشت!
بی قانون/ آمریکا خاکم کن خاتونِ ایالت جورجیا!
بی قانون/ درستونم بخونین عشقا
بی قانون/ باغِ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟!
توئیتر برای همه کاربران ۲۸۰ کاراکتری شد
بی قانون/ دختر آمریکاییِ پسر ایرانی ندیده!
بی قانون/ آلودگی های قبل از تو سوء تفاهم بود
بی قانون/ اوستیای جنوبی گرجستانم را پس بده!
بی قانون/ نه به خشونت علیه دهه ‌هفتادی‌ها
بی قانون/ نظام رسانه‌اي كه ترس نداره!
بی قانون/ سرقت، دزدیدن، ربودن
بی قانون/ ازبکستان به یه خال ما‌‌ رو فروختید؟!
بی قانون/ رانندگی زنان در کشورهای غربیِ خاک برسر
بی قانون/ منشور حقوق بشر محمود
بی قانون/ خیسِ خیس!
بی قانون/ آخرين سنگر!
بی قانون/ فحش است و آتش و خون
بی قانون/ چاق شلوارپوش
بی قانون/ نمایشگاه مغلوبات
بی قانون/ تایم‌لاین خسته اینستا
بی قانون/ چرا تاریکی‌ها رو میریزین توی کافه‌ها؟
بی قانون/ سوت بزن فقط، دوست دارم!
بی قانون/ عاقبت، گرگ‌زاده گرگ شود
بی قانون/ سُقُلمه زدن
بی قانون/ میکرونزی همه هزینه‌ها برای تو میشه!
بی قانون/فانوس دریایی!
بی قانون/ حساس نشو! حساس نشو!
بی قانون/ بدليجاتم نشديم!
بی قانون/ قطع کردن یا بریدن؟
بی قانون/عشق است و آتش و دود
بی قانون/ ایتالیا،مناسب برای همه سلیقه‌ها!
بی قانون/رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟
بی قانون/ پیامک‌های تبلیغاتیِ سیم‌کارت‌های وحشت
بی قانون/خودمون کردیم که لعنت بر خودمون باد!
بی قانون/ یافتن مورد صددرصد دلخواه
بی قانون/ طعمه هر مرغكی انجیر نیست
بی قانون/پیاده‌روی زنان درکشورهای غربی خاک برسر
بی قانون/ آلمان لطفا هیتلرش را کمتر کنید!
بی قانون/ خیلی آدمِ ترامپی هستی!
بي قانون/زندگی بدون کلید اینتر
بی قانون/استاندارد ما استاندارد اون‌ها
بی قانون/راز فال حافظ
بی قانون/درس‌هایی از یک نامه محرمانه
بی قانون/سیت کام (۱۶)
بیشتر
کد خبر: 51596 | تاریخ : ۱۳۹۶/۶/۱۴ - 00:45
بی قانون/انتخاب حساس بین احمدزاده و احمدزاده

بی قانون/انتخاب حساس بین احمدزاده و احمدزاده

آقای ضرغامی در یک برنامه تلویزیونی حضور پیدا کردند و جوری صحبت کردند که ما حس کردیم هنوز رییس صداوسیما هستند و اگر هم نیستند، صداوسیما روزی سه بار می‌آید پیش‌شان و مشورت می‌گیرد

قانون-مهرشاد مرتضوى

آقای ضرغامی در یک برنامه تلویزیونی حضور پیدا کردند و جوری صحبت کردند که ما حس کردیم هنوز رییس صداوسیما هستند و اگر هم نیستند، صداوسیما روزی سه بار می‌آید پیش‌شان و مشورت می‌گیرد. ایشان ضمن بازکردن یک خاور نوشابه برای خودشان، به مطالبی اشاره کردند که دود از کله مخاطبان بلند شد و اگر دیدید امروز هوای تهران کمی تا قسمتی آلوده است، علتی جز حرف‌های آقای ضرغامی ندارد. ما به چند مورد از صحبت‌های ایشان اشاره می‌کنیم که اگر هم برنامه را ندیده‌اید، به آلودگی هوای شهر کمک کنید:

ضرغامی: «دست تهیه‌کنندگان برای انتخاب مجری کاملا باز است. اگر کسی بگوید که مجری با هماهنگی کسی کاری را انجام می‌دهد، حرف درستی نیست». جوری می‌گویند دست تهیه‌کننده باز است، انگار تهیه‌کننده برنامه‌اش را کامل می‌چیند، با تیم نویسنده و کارگردان صحبت می‌کند، بعد تصمیم می‌گیرد که از بین لری کینگ، اپرا وینفری و احمدزاده کدام را انتخاب کند که خب به‌طور مسلم اولویت با احمدزاده است. درحالی‌که در عالم واقع، تهیه‌کننده دو لیست در دست دارد که اولی شامل 52 مجری فعال صداوسیما می‌شود و لیست دوم هم شامل مجری‌هایی که در حال حاضر ممنوع‌الکار هستند. در نتیجه 50 گزینه حذف می‌شوند و انتخاب نهایی می‌ماند بین احمدزاده و احمدزاده (که به اشتباه دو بار اسمش در فهرست چاپ شده بود). تازه کسی هم چیزی را با مجری هماهنگ نمی‌کند و مجری به دلخواه خودش می‌تواند بگوید «چشم» یا «بله، حتما».

ضرغامی: «مردم باید فیلم تایتانیک را ببینند». البته تلویزیون هم چندین بار، نسخه‌های مختلفی از تایتانیک را پخش کرده و اگر دو بار دیگر پخش می‌کرد، فقط تیتراژ فیلم باقی می‌ماند. برای عزیزانی که موفق نشده‌اند تایتانیک را از تلویزیون ببینند باید عرض کنیم این فیلم ماجرای یک گلدان و یک آباژور را روایت می‌کند که در یک کشتی مجلل عاشق هم می‌شوند. آباژور تلاش‌های بی‌شماری برای به‌دست آوردن دل گلدان انجام می‌دهد و بارها با یک کیسه کود جلوی کابینش می‌رود، ولی درست لحظه‌ای که احساس متقابل شکل می‌گیرد، کشتی شروع به غرق شدن می‌کند و گلدان به داخل قایق نجات می‌پرد. ولی سیم آباژور به کشتی گیر می‌کند و غرق می‌شود.

ضرغامی: «زمانی که من وارد سینما شدم دیگر شکستن شیشه‌های سینما‌ها پایان یافت». یعنی کسانی که داشتند شیشه سینما را می‌شکستند، ناگهان با دیدن آقای ضرغامی گفتند: «وای ضرغامی اومده!» و رفتند نفری سه متر شیشه خریدند و سالن‌ها را ترمیم کردند و چون فهمیده بودند بعدش قرار است برود تلویزیون، رفتند سراغ شیشه‌های تلویزیون!

ایشان در ادامه حرف‌هایی هم راجع به انتخابات اخیر و قبلی و قبل‌تری‌اش زدند که ما نمی‌توانیم بزنیم. جوری هم مطرح‌شان کردند که اول چشم‌مان گرد شد، بعد فک‌مان افتاد و در آخر گفتیم:«پس واقعیت اینجوری بود. چقدر اشتباه می‌کردیم!» و متنبه شدیم.

خلاصه برنامه هم این بود که فقط ضرغامی خوب است، بقیه می‌توانند به نسبت «کم‌بد» یا «خیلی‌بد» باشند.

 

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.