انتخاب تاریخ:   /  /   
تلگرام قانون آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران خبرخوان فارسی
بي قانون
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
بی قانون/سیت کام (۱۱)
بی قانون/ آپارتاید، نلسون ماندلا و دیگر هیچ!
بی قانون/سیت کام (۱۰)
بی قانون/شغال که از باغ قهر کنه، منفعت باغبونه
بی قانون/ذائقه ایرانی، نوشابه ایرانی...
بی قانون/سیت کام (۹)
بی قانون/گراز خانه
بی قانون/سیت کام (۸)
بی قانون/روز انتقام
بی قانون/بوی شادی‌‌های ماه مدرسه
بی قانون/داداش داري اشتباه قورت ميدي!
بی قانون/سیت کام (۷)
بی قانون/تابستان!
بی قانون/نرم افزار گمشده محمود
بی قانون/سیت کام (۶)
بی قانون/چشم‌های منتظر به جاده استاندارد
بی قانون/عشق ممنوع!
بی قانون/خوره‌ سیت کام (۵)
بی قانون/شتر خوابیده‌اش هم از خر ایستاده بلندتره
بی قانون/زنده باد کم‌آبی درود بر خشکسالی
بی قانون/تهران به روایت شازده کوچولو
بی قانون/خوره‌ سیت کام (۴)
بی قانون/از عذرخواهی طراح بازی نهنگ آبی تا راه‌اندازی شبکه اجتماعی «تتلگرام»
بی قانون/خوره‌ سیت کام (۳)
بی قانون/بازی با دسته خراب
بی قانون/ همسایه‌ها یاری کنید تا من کشورداری کنم
بی قانون/خوره‌ سیت کام (۲)
بی قانون/رخساره! بی تو دنیام یه چیزی کم داره
بی قانون/خوره سیت کام (۱)
بی قانون/برمه، ما میانمار نیستیم، خود ماریم!
بی قانون/تهران به روایت شازده کوچولو
بی قانون/جوجه اردک کاراته‌کا
بی قانون/بازی با زاویه‌ دید
بی قانون/خرخر نکن لامصب
بی قانون/پرهام مینیسک پاره کرده
بی قانون/کلمات مورد علاقه
بی قانون/پشت پرده خیانت‌های کُلنل باب اسفنجی
بی قانون/اف یو بی
بی قانون/حقایقی است که باید بدانی
بی قانون/انتخاب حساس بین احمدزاده و احمدزاده
بی قانون/بورکینافاسو پشت دیوار شب یه راهی داره!
بی قانون/اگر می‌خواهی همیشه بنویسی
بی قانون/حقایقی است که باید بدانی
بی قانون/اهمیت سوال کردن در نوشتن
بی قانون/جوگیر نباشیم
بی قانون/تست استعداد نوشتن
بی قانون/شب سمور گذشت و لب تنور گذشت
بی قانون/اندر امکانات یک کارمند
بی قانون/دانشگاه آزاد بهتر است یا ثروت
بی قانون/تمرین مداوم نوشتن (۲)
بیشتر
کد خبر: 51904 | تاریخ : ۱۳۹۶/۶/۱۵ - 21:30
بی قانون/جوجه اردک کاراته‌کا

بی قانون/جوجه اردک کاراته‌کا

بین همه جوجه اردک‌ها، این یکی با بقیه فرق داشت و در گیرنده‌های سیاه و سفید، با رنگ مشکی خرپلاغی مشخص بود.

قانون-مهرشاد مرتضوى

بین همه جوجه اردک‌ها، این یکی با بقیه فرق داشت و در گیرنده‌های سیاه و سفید، با رنگ مشکی خرپلاغی مشخص بود. البته این جوجه اردک سیه چرده بسیار چغر و بدبدن بود، ولی در آن سن چغر بودن زیاد به کارش نمی‌آمد چون بقیه جوجه اردک‌ها دیگر برای بازی سمت او نمی‌آمدند و صدایش می‌کردند «جوجه اردک زشت».

بنابراین جوجه قصه ما همیشه تنها می‌ماند و فقط پدرش او را تحویل می‌گرفت تا افسرده نشود. در حالی که بقیه جوجه اردک‌ها به صف دنبال مادرشان می‌رفتند و شنا کردن را یاد می‌گرفتند، این جوجه در خانه می‌ماند و به پدرش جواب «سه افقی» و «پنج عمودی دومیش چهار حرفی» را می‌گفت.

کم کم رابطه جوجه با پدر بهتر شد و پدر هم که می‌دانست این جوجه تا ابد بیخ پرهای اطراف نوکش است، بال‌هایش را شل گرفته و به او محبت می‌کرد و مورد توجه قرارش می‌داد. می‌گفت «منو ببر از رو درخت بپرم»، می‌برد. می‌گفت «برام نون خشک خیس خورده بخر» می‌خرید. می‌گفت «منو بذار کلاس تقویتی شنا» می‌گذاشت. ولی انصافا جوجه اردک زشت هم قدر این امکانات را می‌دانست و رسما گند موفقیت را در همه چیز در می‌آورد. یعنی کاملا شده بود بچه همسایه که دايم بقیه جوجه اردک‌ها را با آن مقایسه می‌کردند. از همان کلاس اول تمام نمراتش 20 بود و شاگرد اول کلاس می‌شد و کارت‌های هزار آفرین را درو می‌کرد. کم کم بزرگ‌تر شد و در کشتی با چوخه، شنای چهار در 100متر اردکی و کاراته سبک شیتوکان شیتوریو مدال‌های جهانی کسب کرد. در زمینه تحصیلی هم رتبه کنکورش دو رقمی شد و به دانشگاه «برکه بغلی» که بسیار مجهز بود رفت و رشته «کره گرفتن از آب» را تا فوق‌لیسانس ادامه داد. در تجارت هم موفق بود و توانست بدون صحبت کردن با پدرش (و فقط با زدن یک چشمک) انحصار واردات خمیر نان را به دست بگیرد و حتی روباه مکار و گربه نره هم سعی کردند گولش بزنند، اما در نهایت خودشان گول خوردند و از کادر خارج شدند. خلاصه جوجه اردک قصه ما همین‌طوری بزرگ شد و قد کشید و پیشرفت کرد.

اگر الان انتظار دارید که بگوییم طرف درنهایت فهمید که قو بوده، کاملا اشتباه می‌کنید. فکر کردید مادر اردک‌ها کور هستند که بچه قو را ببینند و تشخیص ندهند و بزرگ کنند؟ وقت‌شان را از سر راه آورده‌اند؟

سوژه قصه ما کاملا هم اردک بود. دلیل پیشرفتش هم ژن خوبش بود نه چیز دیگر. چه بسا قوهایی که هیچ کدام از این پیشرفت‌ها را نکردند و در همان زندگی خودشان ماندند. اصلا کاری ندارد که همین جوجه اردک زشت، الان پول برایش مثل ریگ است. می‌تواند برود عمل زیبایی کند، بشود قو، عقاب، هواپیما اصلا!
 

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.