انتخاب تاریخ:   /  /   
<stylestyle ویژه‌نامه بی‌قانون منتشر شد آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران خبرخوان فارسی
بي قانون
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
مخالفت وزیر ارتباطات با اعطای انحصار به صداوسیما
بی قانون/مکزیک پدر پیام رسان داخلی ماییم!
بی قانون/فراری! فراری! فراری‌ام! فراری!
بی قانون/ اگه جرات داری بگو چاقم
بی قانون/ زولبیا و بامیه و نان خامه‌ای در باغ فردوس
بی قانون/ ما زبان نفهم‌های ميهمان‌نواز
بی قانون/ مجرم رفته سفر کی برمی‌گردی؟
بی قانون/ سعید با پرونده آمد سعید دیگر نیامد
بی قانون/مجموعه قوانین بیکار بودن
بی قانون/ بحران کاغذ
بی قانون/ درباره‌ سعید...
بی قانون/ چند پیشنهاد برای پست شهردار تهران
بی قانون/ مسواک زدن با کارد
بی قانون/ ژن تصادفی
بی قانون/پشیمونی سلبریتی‌ها مهم‌ترین دغدغه کشور!
بی قانون/ ترامپ اَلِکی میگه
بی قانون/کنکورت را هضم و دفع کن
بی قانون/آنچه در پسانوروز می‌گذرد...
بی قانون/ تئاتر یا پیتزای ۵ تومانی
بی قانون/ دلار به وقت سبزه میدان
قانون بچه ها/تئاتـر انسان ساز است
بي قانون/ عوضش تلگراممون قطعه
بی قانون/ زیرِ دو خمِ مملکت!
بی قانون/ آقای بنفش... پس کجایی
بی قانون/ بیماری شهردار تهران چیست؟
بی قانون/ انتخاب پیژامه به سلیقه سرور پیام رسان سروش
بی قانون/ با ماده گرگ‌ها می‌رقصد
بی قانون/ چرا پيام‌رسان داخلي؟
بی قانون/ کلاه قرمزی عامل نابینایی و مرگ زودرس
بی قانون/ طالع نحس هفته متولدین ۱۸ تا ۲۴ فروردین
بی قانون/ آخرین داستان ۹۶
بی قانون/ داستان زندگی شعله
بی قانون/ ماهی‌ها حرف می‌زنند
بی قانون/ دسکتاپ پاول دورف
بی قانون/ چماق و هویج و تلگرام
بی قانون/ دلار دوهزارتومنی واقعی
بی قانون/ اختلال موزه لوور- سیرالئون
بی قانون/داداشولوژی در جامعه ایرانی
بی قانون/سگ عزیزم، امیدوارم یه هاپوی ناز باشی
بی قانون/تره بار نامه
بی قانون/ فرو کردن طنز در چشم و چار مخاطب
بی قانون/ همه‌شون منم! من!
بی قانون/ بازگشت قهرمانانه احمدی‌نژاد
بی قانون/ سیاست و سیانک!
بی قانون/ پانی‌جون و چهارشنبه‌سوری
بی قانون/ شوخی فیزیکی ترامپ و کیم جون اون
بی قانون/ شاهراه پیچاندن خواستگاری
بی قانون/ مشکل تنهایی دهه شصتی‌ها
بی قانون/ یابو برش داشته
بی قانون/ سامسونت مشکی بابا
بیشتر
کد خبر: 66313 | تاریخ : ۱۳۹۶/۱۰/۱۷ - 12:13
بی قانون/ بی‌حیثیت‌شدگان!

بی قانون/ بی‌حیثیت‌شدگان!

من «مراد» هستم. 35 ساله، داراي مدرك كارشناسي ارشد رشته مكانيك – گرايش طراحي جامدات كه در يك شركت وارادتِ لامپِ چراغِ عقبِ پرايد كار مي‌كنم و مسئول زدن برچسب ‌Made in Germany روي بسته‌هاي وارداتي از چين هستم.

قانون-احمدرضا كاظمي

قسمت اول

من «مراد» هستم. 35 ساله، داراي مدرك كارشناسي ارشد رشته مكانيك – گرايش طراحي جامدات كه در يك شركت وارادتِ لامپِ چراغِ عقبِ پرايد كار مي‌كنم و مسئول زدن برچسب ‌Made in Germany روي بسته‌هاي وارداتي از چين هستم. اين داستان ديروز من است:

 

تازه به محل كارم رسيده بودم. همكارم تلويزيون را كه روشن كرد من مانند كانگورويي كه فهميده روي بچه‌اش نشسته، سه متر از جا پريدم. بدون لحظه‌اي درنگ كتم را برداشتم و بدون اينكه از رييس اجازه بگيرم تا برايم مرخصي ساعتي رد كند، دوان دوان با سرعتي فراتر از اوسين بولت، به طرف در خروج رفتم. استرس تمام وجودم را فراگرفته بود. مي‌دانستم كه يك لحظه غفلت مي‌تواند موجب يك عمر پشيماني‌ام بشود. اين تو بميري ديگر از آن تو بميري‌ها نبود. اين اولين بار بود كه با تمام وجودم فهميدم هميشه هم «دير رسيدن بهتر است هرگز نرسيدن» نيست! اين بار اگر دير مي‌رسيدم، برايم با نرسيدن هيچ فرقي نداشت. با تمام سرعت خودم را به پاركينگ اداره رساندم. استرس باعث شده بود محل پارك ماشينم را فراموش كنم. با دلهره‌اي وصف‌ناشدني مدام روي دكمه‌هاي دزدگيرم مي‌زدم تا با صداي دينگ‌دينگ سنسور و خاموش‌روشن شدن چراغ‌هايش جايش را پيدا كنم.

ماشين را پيدا كردم اما همچنان مثل عصبي‌ها روي دكمه قفل مركزي‌اش مي‌زدم. نميخواستم يك لحظه را هم براي باز كردن در ماشين تلف كنم. سوار كه شدم، تمام اصول نگهداري از خودرو را فراموش كردم. مكانيكم توصيه كرده بود به‌خاطر سرماي هوا حتما قبل از حركت به ماشين اجازه بدهم چند دقيقه درجا كار كند. من عاشق گربه‌ها هستم اما عمق فاجعه احتمالي برايم آن‌قدر زياد بود كه حتي بي‌خيال زدن لگد به گلگير ماشين شدم و به خودم گفتم هر گربه‌اي كه توي اين هيرو ويري فاصله بين گلگير و تاير مرا براي خواب انتخاب كرده، حقش است كه چرخ بشود! بلافاصله سوييچ را چرخانده و ماشين را روشن كردم گور باباي موتور ماشين و گربه‌هاي احتمالي! بايد هرجور كه مي‌شد خودم را به خانه مي‌رساندم و از حيثيتم دفاع مي‌كردم. تنها آرزويم در آن لحظه اين بود كه بابا همچنان خواب باشد. با تمام سرعت ماشين را گاز مي‌دادم، خدا مي‌داند كه چندتا دوربين كنترل سرعت، چند خيابانِ طرح ترافيك و چند محله زوج و فرد را رد كرده بودم.

راستش اهميتي هم نداشت. از بابك زنجاني پولدارتر كه نداريم؟ تمام ثروت‌هاي دنيا وقتي كه آبرويي در بين همسايه‌ها و فاميل و دوست و آشنا برايت نماند به چه دردي مي‌خورد؟ اما از شانس بد و طالع نحسي كه فكر كنم اگر موهاي بيخ گوشم را كنار بزنم يك 666 روي پوست سرم باشد، به چنان ترافيك شلوغ و كيپ‌تاكيپي برخورد كردم كه دفاع تيم نفت تهران در بازي روز جمعه‌اش دربرابر پرسپوليس هم آن‌قدر متراكم و پرازدحام نبود...

ادامه دارد...

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.