انتخاب تاریخ:   /  /   
<stylestyle ویژه‌نامه بی‌قانون منتشر شد آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران خبرخوان فارسی
بي قانون
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
بی قانون/ مجرم رفته سفر کی برمی‌گردی؟
بی قانون/ سعید با پرونده آمد سعید دیگر نیامد
بی قانون/مجموعه قوانین بیکار بودن
بی قانون/ بحران کاغذ
بی قانون/ درباره‌ سعید...
بی قانون/ چند پیشنهاد برای پست شهردار تهران
بی قانون/ مسواک زدن با کارد
بی قانون/ ژن تصادفی
بی قانون/پشیمونی سلبریتی‌ها مهم‌ترین دغدغه کشور!
بی قانون/ ترامپ اَلِکی میگه
بی قانون/کنکورت را هضم و دفع کن
بی قانون/آنچه در پسانوروز می‌گذرد...
بی قانون/ تئاتر یا پیتزای ۵ تومانی
بی قانون/ دلار به وقت سبزه میدان
قانون بچه ها/تئاتـر انسان ساز است
بي قانون/ عوضش تلگراممون قطعه
بی قانون/ زیرِ دو خمِ مملکت!
بی قانون/ آقای بنفش... پس کجایی
بی قانون/ بیماری شهردار تهران چیست؟
بی قانون/ انتخاب پیژامه به سلیقه سرور پیام رسان سروش
بی قانون/ با ماده گرگ‌ها می‌رقصد
بی قانون/ چرا پيام‌رسان داخلي؟
بی قانون/ کلاه قرمزی عامل نابینایی و مرگ زودرس
بی قانون/ طالع نحس هفته متولدین ۱۸ تا ۲۴ فروردین
بی قانون/ آخرین داستان ۹۶
بی قانون/ داستان زندگی شعله
بی قانون/ ماهی‌ها حرف می‌زنند
بی قانون/ دسکتاپ پاول دورف
بی قانون/ چماق و هویج و تلگرام
بی قانون/ دلار دوهزارتومنی واقعی
بی قانون/ اختلال موزه لوور- سیرالئون
بی قانون/داداشولوژی در جامعه ایرانی
بی قانون/سگ عزیزم، امیدوارم یه هاپوی ناز باشی
بی قانون/تره بار نامه
بی قانون/ فرو کردن طنز در چشم و چار مخاطب
بی قانون/ همه‌شون منم! من!
بی قانون/ بازگشت قهرمانانه احمدی‌نژاد
بی قانون/ سیاست و سیانک!
بی قانون/ پانی‌جون و چهارشنبه‌سوری
بی قانون/ شوخی فیزیکی ترامپ و کیم جون اون
بی قانون/ شاهراه پیچاندن خواستگاری
بی قانون/ مشکل تنهایی دهه شصتی‌ها
بی قانون/ یابو برش داشته
بی قانون/ سامسونت مشکی بابا
بی قانون/ آب نیست یعنی اصلا نیست!
بی قانون/ اختيارات شاعرى
بی قانون/ اسفند تصاعدی‌طور
بی قانون/ با عرض پوزش زاده‌ی شصتیم
بی قانون/ دوشواری؟! دوشواری نداریم ما!
بی قانون/ آن شب عید که این شاخه نباتم پیچاند
بیشتر
کد خبر: 75202 | تاریخ : ۱۳۹۷/۱/۲۳ - 10:32
بی قانون/ دلار به وقت سبزه میدان

بی قانون/ دلار به وقت سبزه میدان

گوشی‌ام زنگ خورد. تینا بود که هول می‌زد. دستپاچه پرسیدم: «چی شده؟ کسی مرده؟ له شدی؟ دست و پات قطع شده؟». گفت: «یه دقه دهنت رو ببند بیا به این آدرس که میگم. شماره یک دارم نوبتم رو نگه دار»

قانون- فاطمه ناصری

گوشی‌ام زنگ خورد. تینا بود که هول می‌زد. دستپاچه پرسیدم: «چی شده؟ کسی مرده؟ له شدی؟ دست و پات قطع شده؟». گفت: «یه دقه دهنت رو ببند بیا به این آدرس که میگم. شماره یک دارم نوبتم رو نگه دار». اسم نوبت که آمد شستم خبر دار شد باید سبد کالایی چیزی در حال توزیع باشد. از ترس اینکه مثل همیشه سبد‌های ته بار به من برسد که تهش سوراخ است و به خانه نرسیده خالی می‌شود به سرعت خودم را به آدرسی که داده بود رساندم. پیدا کردن یک مرغ پرکنده توی صف که این طرف و آن طرف می‌رفت تا شماره یک‌اش برود بالا کار سختی نبود.

به محض دیدن من با انگشت یک نفر را نشان داد و به سرش اشاره کرد که یعنی «بغل همین کچله جام رو نگه دار» و غیب شد. اینکه دولت برای توزیع سبد کالا صرافی را انتخاب کرده بود عجیب بود. تینا درحالیکه دست‌هایش را به مانتو‌اش می‌مالید تا خشک شود برگشت و پرسید: «پول مول چقدر داری؟». گفتم: «مگه سبد کالا رو هم پولی کردن؟ من فقط کارت ملی آوردم». تینا جواب داد: «تقصیر خودت نیست‌ها، مغزت فقیره. اسکول اینجا صف خرید ارزه. حالا چقدری پول باهاته». پرسیدم: «حالا کجا میخوای بری که دلار لازم شدی؟». گفت: «سبزه میدون». باورم نمی‌شد اهالی سبزه میدان پول رایج‌شان را به دلار تغییر داده باشند. خدا را شکر دهنم را برای گفتن خزعبل دیگری باز نکرده بودم که گفت: «ببین، اینجا دلار میخری6000 تومن میری سبزه میدون میفروشی 6200. فقط اینجا چون نرخ دولتیه یکم محدودیت فروش داره». ده هزار تومانی عیدی‌ام را از جیبم بیرون کشیدم و گفتم: «تعداد پایین هم بخوام قیمت همینه؟». گفت: «مثلا چقدر؟». سرم را خاراندم و گفتم: «مثلا یک دلار و یک چارک».

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.