انتخاب تاریخ:   /  /   
<stylestyle ویژه‌نامه بی‌قانون منتشر شد آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران
سرزمين
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
گردشي از زادگاه فردوسي تا ماسوله مشهد
مخالفت تشکل‌هاي مسئول با طرح گردشگري آشوراده
خنج بر چهره ميراث
شهر «دقیانوس» در خطر ویرانی
گردشگری بازاري ناکام در ایران
مسجد، تلفيق مهر ازي اير اني و اسلامي
روزگار تلخ غار باستانی بهشهر
سونامی خشکسالی و تهديد امنيت غذايي
زاگرس محمل نهفته «بيلندانا » ياجشن سده در كردستان
مسئولیت نم‌زده، بلای جان گنبد قابوس!
گزارش لغو یک جشن
خشكسالي در مديريت منابع آب
میدان هشت گنبد، زیر سایه پاساژها
تالاب‌ها در کشاکش بهره برداری و مصرف
عطش هامون
تهرانگردي در عمارت‌هاي تاريخي
دیجیتال مارکتینگ، راه پیشرفت ایران در حوزه گردشگری سلامت
تهران، محصور در فروچاله‌ها
آشوب در آشوراده
بازارهای جذاب گردشگری شهری
انتقال‌ رانتی آب
چالش های طراحی مبلمان شهری
برای نجات نقش جهان، تعارف‌ها را کنار بگذارید
گلستان در برزخ
رشد سدها بدون نظارت
از سرو ابر كوه تا قديمي‌ترين چنار تهر ان
جولان غول خشكسالي
حریم درجه یک نقش جهان اصفهان با خاک يكسان مي‌شود
گردشگري، فرصتي كه ناديده گرفته مي‌شود
جزييات وام 20ميليوني گردشگري
نفس پايتخت به شماره افتاده است
خاک سست
شیرابه، بلای جان ماهی های شمال
میر اث پارسه؛ نماد پیشکش داد و مهر به جهانیان
بازار داغ گردشگري در زمستان
روياي ديرينه تحقق حساب اقماری
تبر بر ريشه ‌ريه‌هاي تنفسي ايران
تکرار سرنوشت کارون در «تجن»
گوردخمه های همدان زیر تیغ جویندگان گنج
حفاظت پیشگیرانه، بهترین درمان برای موزه‌هاست
روستاگردي؛ كليد مهاجرت معكوس
گردشگري؛ معدن ارزي كه نمي‌بينيم
سونامي خطر با خشكي گاوخوني
ميراث عليه ميراث جهاني شوشتر
بلعیدن یک شهر به بهانه طرح توسعه دانشگاه
رازهاي آتشكده چك‌چك
شهرهاي ماشين‌محور بلاي جان شهروندان
خطر نابودي در كمين اقليم كشور
استمداد از رهبري براي نجات خليج فارس
گره پالایشگاه بر محیط‌زیست شهر ری
بیشتر
کد خبر: 15056 | تاریخ : ۱۳۹۵/۹/۶ - 11:47
گرمخانه کرج،شیر بی یال و کوپال!
زنان و کودکان کارتن خواب حق نفس کشیدن ندارند

گرمخانه کرج،شیر بی یال و کوپال!

اسباب بازی کودکان کارتن خواب ؛سیخ و سنگ و قُل قُلی است و صدای هیچ یک از آنها به گوش مسئولان نمی رسد.

قانون- یاسمن مرادی - روزهای اولِ آذر است،اما هوا به ناگاه منقلب شده و دمای آن به درجههای منفی رسیده و هر روز هم سردتر و سردتر میشود،در شهر ما خبری از برف نیست ،اما سوز سردی در کوچه پس کوچه های آن پرسه می زند.

زیر آسمانِ شهر ما در میان هزاران خانه،ماشین و کارخانه، زنها و مردها و کودکانی هستند که در این سوز سرد، نه کاری دارند و نه خانهای و نه ماشینی، سقف خانههای آنها آسمان است و فرششان هم یک ورق کارتنِ مقوایی .

چهرههایی خسته که از داغ روزگار به سرمای بیقولهها پناه آوردهاند. برخی فراری برخی بیمار و برخی هم در دام اعتیاد اسیر...

با سواد و بی سواد،زشت و زیبا،دختری از یک خانواده مرفه، پسری تک فرزند، مردی کارخانه دار اما ورشکسته، زنی باردار که شوهرش حکم زندان ابد دارد و کودکانی که اسباب بازی شان سیخ و سنگ است و قُل قُلی ...

اما سر و شکل همه آنها یک مدل است ،ژِنده و ژولیده یا خمارند یا نَشئه.حتی شغلشان هم شبیه هم است؛ یا دزدی می کنند یا تن فروشی.بعضی ها زیر چادر،برخی زمین را کنده اند وجمعی دیگر هم زیر پل ها و پستوهای کوچه ها،منزل کرده اند.گویی پانتومیم بازی می کنند،همهمه دارند؛ اما صدایشان تنها در میان خودشان شنیدنی است؛نه من، نه شما و نه هیچ مدیر و مسئولی صدای آنها را نمی شنود!هرگاه هم که ما صدایشان را می شنویم به جای دستگیری ،مُچشان را می گیریم و همانند یک جذامی با آنها برخورد می کنیم.بدون آن که فکر کنیم تک تک ما هر کدام به نوعی در برابر آنها مسئولیم .

در شهرما کرج، وقتی اولین برف بر روی زمین می نشیند ،حس انسان دوستیمان با دیدن کارتن خواب ها گُل می کند و کم کم سرو کله مدیران، خبرنگاران و عکاسان هم پیدا می شود و در این روزهای سرد، وعده های گرمی نیز از زبان و قلم آنها گفته و نگاشته می شود، حرف هایی که عمرش به پایان اسفند همان سال هم نمی رسد و به محض پایان آخرین دانه های برف ،چون سالیان پیش ؛کتاب سامان کارتن خواب ها نیزبسته میشود...

 شاید برای خیلی ها از ما سئوال باشد که کارتن خواب ها چه کسانی هستند و چگونه باید به یک کارتن خواب کمک کرد و او را بازتوان و به جامعه برگرداند ؟ کارتن خواب کیست؟زمانی که مسئولین و جامعه نتوانسته باشند در خصوص پیشگیری های مرتبط با بهداشت روانی مثلا معضلی مانند اعتیاد به افرادی که هنوز دچار هیچ گونه مشکلی نشده اند، در سنین و جنسیت ها مختلف آگاهی های اولیه را انتقال دهندُ از این رو برخی از افراد به بهانه های متفاوت آلوده بیماری اعتیاد شوند و باز هم ما و مسئولین در درمان این بیماری به دلیل کسری بودجه و کوتاهی های نظارتی ،محتوایی و موثر از طریق مراکز درمانی،کمپ ها و جلسات متعدد روانشاختی، نتوانیم فرد را بازتوان کرده و به جامعه بازگردانیم ، از این مرحله به بعد این دسته از افراد وارد فاز جدیدی شده و فارغ از آسیب پذیری بیشتر خود، دیگران را نیز تهدید به آسیب می کنند،یک فرد معتاد برای خروج از خماری حاضر است دست به هر کاری بزند، به این ترتیب هر روز بر رفتارهای پر خطر آنها افزوده شده و هر بار بیماری جدیدی به غیر از اعتیاد گریبان آن ها را بگیرد،بیماری هایی که ممکن است حتی تا سالیان متمادی نهفته باشند. وقتی یک بیماراعتیادی برای بدست آوردن مواد؛ خانواده ،شغل ، عشق و آشنایان خود را از دست می دهد،سعی می کند تا برای فرارِ از سرزنش شدن با افرادی از جنس خود ارتباط بگیرد و به این ترتیب وارد آخرین مرحله، یعنی کارتن خوابی خواهد شد.

برای بیماری که تمام عمرش را به تاراج گذاشته و امیدی ندارد زندگی در چادر و زیر پل و بیقوله ها دیگر فرقی نمی کند. بیماری اعتیاد پیر و جوان  و زن و مرد نمی شناسد ،این روزها علاوه بر اعتیاد مردان ،خبرهای تلخی نیز از آمار رو به رشد اعتیاد زنان و کودکان نیز به گوش می رسد. متاسفانه اعتیاد زنان خطرناک تر از مردان است، چرا که این افراد برای بدست آوردن مواد حتی اقدام به تن فروشی هم می کنند،لذا هر لحظه ممکن است فرد جدیدی ناخواسته دچار انواع بیماری های ناعلاجی چون ایدز و سایر بیماری های مقاربتی شود و با ادامه این رفتارهای پر آسیب  در هر ساعت بیماران جدیدی وارد این زنجیره شوند.

در میان این بیقوله ها ،کودکانی هم پا به دنیا می گذارند. کودکانی که هر روز با خاطراتی از پر خطرترین رفتارهای اجتماعی بزرگُ بزرگ تر می شوند و حتی اگر بخت با آنها یار باشدُ معتاد وساقی نشوند، بازهم  بدلیل رشد در مکانی نا سالم نسبت به سایر افراد در آینده زمینه های مستعدتری برای بزه کاری و بزه کار شدن خواهند داشت. و اما بهترین روش برای بازگشت کارتن خواب ها به جامعه تدوین برنامه هایی کاربردی متناسب با شرایط بومی شهرها، جهت کاهش آسیب های اجتماعی از قبیل آموزش های متعدد و درمان های دارویی و راونی و در نهایت توانبخشی اجتماعی از طریق متخصصین است. در شهر ما نیز بدلیل مهاجرت های بی رویه و قرار گرفتن شهر کرج در حصار چهار زندانُ آمار بالای بیکاری ،طلاق و سایر کاستی های آموزشی ، ورزشی، درمانی و خدماتی در آن ،افراد آسیب پذیر بیشتری در خود جای داده است.

 برای بازگشت این افراد به جامعه می بایست ؛آنها را شناسایی کرده و سپس از طریق جذب در سرپناه های روزانه ، شبانه و فصلی، همچون گرمخانه ها ابتدا افراد راغربالگری جسمی نموده و سپس ضمن آموزش های روانشاختی با توجه به درجه آلودگی و بیماری های آنان  جهت توانبخشی افراد و جلوگیری از ادامه رفتارهای پر خطر اقدام کنیم. بر طبق قانون در شهرهای  که جمعیت آنها بالای 500هزار نفر است ،شهرداری ها موظف به ایجاد سرپناهی به نام گرمخانه برای کارتن خواب ها هستند.

همچنن ادارات بهزیستی نیز موظف به ایجاد سرپناه های روزانه و شبانه جهت نگهداری و آموزش به این بیماران برای بازگشت آنها به چرخه عادی زندگی هستند. اما بهزیستی به دلیل اینکه علاوه برسامان وتوانبخشی بیماران اعتیاد به جامعه، 168 مسئولیت دیگر نیز در قبال سایر آسیب های اجتماعی دارد با آن تعداد نیروی کم و کسری بودجه توان پوشش همه این مسئولیت را به خوبی ندارد . از سویی فرهنگ کشور ما در خصوص دید جامعه نسبت به حمایت از بیماران اعتیاد، بسیار ضعیف است و متاسفانه جمع کثیری از مردم به اعتیاد به عنوان یک بیماری نگاه نمی کنند.

ابتدایی ترین مرحله برای درمان و بازگشت معتادین به جامعه سرپا کردن یک سقف برای ارائه خدمات به این افراد است.اما به دلیل مشکلات فرهنگی مردم دراین زمینه، بهزیستی برای ایجاد سرپناه ها مشکلات فراوانی پیش روی خود دارد و معمولا به دلیل نوع رفت و آمد و شکل و شمایل این بیماران؛هیچ مالکی علاقه مند نیست که ملکش  را در اختیار این افراد قرار دهد و یا اگر هم قراردادی با هزاران اما و اگربین آنها منعقد شود در مکانی خیلی پرت وبدون امکانات و با پرداخت هزینه های بسیار گزاف خواهد بود. لذا می بایست به فوریت از طریق شهرداری ها 16 گانه استان خصوصا شهرداری کرج مکان هایی در اختیار بهزیستی برای ایجاد مراکز روزانه و شبانه قرار گیرد.

در کرج با وجود جمعیت زیاد کارتن خواب ها؛یک گرمخانه محدود، آن هم تنها برای مردان وجود دارد البته گرمخانه ای که مانند شیر بی یال و کوپال است ،از انتخاب جا گرفته تا انتخاب نوع مدیریت ،فضای بسیار اندک وناچیز ترین خدمات بهداشتی و درمانی همه و همه غیره کارشناسانه است و در صورت عدم ورود مدیران بالادستی این مکان ممکن است به محلی برای انتقال بیماری های خاص تبدیل شود، چرا که شهرداری ها تخصصی در شناسایی و درمان آسیب های اجتماعی ندارد . در حال حاضر شرایط زنان  و کودکان کارتن خواب البرزی بسیار وخیم است و نبود گرمخانه ویژه زنان ،در این سرما جان این افراد را به خطر انداخته است . در حال حاضر مناطق حاشیه نشین ،خصوصا اطراف زندان ها ،و مناطقی مانند ؛مهدی آباد،ملک آباد،خط چهار حصار،میدان کرج،زیر پل شاه عباسی و قزل حصار جزو پر آسیب ترین نقاط استان البرز هستند.  بر اساس قانون اساسی وظیفه رسیدگی به آسیب های اجتماعی بر عهده سازمان بهزیستی می باشد .

چرا که فرد کارتن خواب به محض ورودش به گرمخانه  ها پس از غربالگری،نیازمند آغاز درمان های تخصصی جسمی و روحی هستند. این افراد با کسانی که وارد کمپ ها می شوند، کاملا متفاوت می باشند ،لذا رسیدگی به امور این قشر آسیب پذیر از عهده کمپ دار ها بر نخواهد آمد .

کارتن خواب ها از روی  بی سرپناهی وارد گرمخانه می شوند آنهم با انواع بیماری های واگیر دار و برای باز گرداندنِ آنها به جامعه نیازمند ورود متخصصین زبده هستیم ،افرادی که برای درمان و بازگشت این دسته از بیماران دائما در حال بروز رسانی اطلاعات تخصصی خود از سازمان بهزیستی هستند . به عبارتی مدیریت گرمخانه ها می بایست با ترک تشریفات و بدون هر گونه واسطه ای به مسئول اصلی آسیب شناسی در جامعه ،یعنی بهزیستی ها واگذار شود ؛تا به این ترتیب با ارائه خدمات تخصصی شاهد بازگشت افراد بی خطر بیشتری به جامعه باشیم.

یادمان باشد هر کارتن خواب می تواند، روزانه سلامت بیش از ده نفر از افراد جامعه را با انتقال انواع بیماری های واگیردار علاوه بر ایجاد آلودگی بصری و محیطی به خطر بی اندازد؛همین حالا اقدام کنیم چرا که فردا دیر است. و ای کاش در دستورات جمعه امامان جماعت، مردم را تشویق به وقف های بروز  و بر اساس نیازهای بومی شهر خود کنند واز تریبون ها به مردم اعلام نمایند که وقف و فعالیت های خیری که بر پایه های اجتماعی سوار است ، ثوابش از خیلی از وقف های بی تاثیر و تکراری در جامعه بیشتر خواهد بود و با هر قدم خیر آنها در این زمینه ها،می توان نسلی از بشر را از دام آسیب های اجتماعی نجات دهیم.

عضویت در کانال تلگرام قانون

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.