انتخاب تاریخ:   /  /   
<stylestyle بوکتاب قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران
سیاست
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
رابطه ایران و پاکستان «بی‌نظیر» نیست!
درخواست نمايندگان از ظريف براي بازگشت به وزارت‌خارجه
ادعاي كريمي‌قدوسي درباره ظريف
لرزه ظريف بر اندام سياستمداران
انتقاد تند آيت‌الله‌خامنه اي از ازدواج سفيد
تكذيب دستور گرفتن روحاني از MI6
تكذيب يك شنود
نبرد ديدگاه‌ها
نقش اصلاح‌طلبان در بحران‌ امروز
احزاب در ایران نان انتخابات را خورده اما چوبش را نخورده‌اند
آرشيو صدا و سيما را از كشور خارج كرده‌اند!
وضع آزادی از زمان طاغوت بدتر شده است
تقدير آيت‌ا...‌خامنه‌اي از نوجوان شطرنج‌باز
نمره ۲۰ از ۱۰۰ روحاني
دومينوي خودخواهي و ضربه به هم‌ميهن
دولت نمي‌تواند به متخلفان كمك كند
سرنوشت FATF در گرو رفراندوم
اندیشه ایرانشهری به مثابه ابرگفتمان
ارسال لایحه «جامع انتخابات» به مجلس
اصلاح‌طلبان نباید با یکدیگر درگیر شوند
واكنش خنثي ظريف درباره FATF
زندگي اشرافي با انقلابي‌گري سازگاري ندارد
اميد به كليد سندرز
پارادوكس مودت ـ تخاصم
نپیوستن به FATF یعنی نه به شفافیت بین المللي
تعلیق ایران از لیست سیاه FATF تا ۴ ماه دیگر
آيت‌الله خامنه‌ای درگذشت محمدمؤمن را تسلیت گفتند
يك امام جمعه ديگر نيز كناره‌گيري كرد
تحكيم وحدت با اژدهاي زرد
لبيك صوتي!
گره ارشادي
رد شهادت و عباي روحانيت
راهبرد شرقي
پژمانفر، رييس دفتر روحاني را تهديد كرد
رياست‌جمهوري اختصاص هزارميلياردي به پديده را تكذيب كرد
شهادت زکریا سازمان ملل را از خواب غفلت بیدار کند!
ایران و ایالات متحده ،حکایت تلخکامی و شرح جدایی
شکایت سید محمد خاتمی از کریمی قدوسی
بدهكار اصلي اروپاييان هستند
حاتم‌بخشي هزارميلياردي
نماينده ولي فقيه در خوزستان از امامت جمعه استعفا داد
شكايت دادستاني عليه دو نماينده براي نطق در مجلس
كنايه جهنمي به علي‌مطهري!
جزييات انهدام خانه‌های تيمى عوامل حادثه تروريستی زاهدان
اعانه‌اي كه پايمال مي‌شود!
سایه بحران دیپلماتیک بر روابط تهران- اسلام آباد
هشدار از قم به عربستان و پاكستان
من به مسئولین و دولتی‌ها نمی‌گویم چه کنند
اولين سيلي سپاه به تروريست‌هاي زاهدان
فيك‌نيوز فارس را كريمي قدوسي تكذيب كرد!
بیشتر
کد خبر: 27963 | تاریخ : ۱۳۹۵/۱۲/۱۹ - 15:35
چرا آن همسرجانباز خودرا آتش زد؟

چرا آن همسرجانباز خودرا آتش زد؟

موقع رفتن همراهی اش می کنم. پسرش می گوید لطف كنيد نامی از ما در گزارش‌تان نیاورید؛ رو به پسرش می گوید: «بگذار هرچه می خواهند بنویسند آب از سر من گذشته است»

قانون-روبه‌رویش که می نشینم آرام چادرش را روی سرش می کشد. استکان چایش را زمین می گذارد.بنابه دلايلي به او می گویم: «قرار است من به جای همکارم با شماگفت‌وگو كنم». می گوید: «برای من فرقی نمی کند، فقط گوشی می خواهم برای شنیدن و صدایی بلندتر از صدای خودم تا شاید مسئولان بشنوند». جملاتش بریده بریده است. کلمات را با بغض فرو می خورد اما، هرزمان ازهمسرجانبازش نام می برد بلند بلند صحبت می کند. با همه دردهایی که کشیده بود هنوز در عمق نگاهش، افتخار موج می زند.

رنج‌نامه

جنگ که تمام می شود مردها یکی یکی به خانه های شان باز می‌گردند. بسیاری از زن ها دعا کردند همسر و فرزندیا برادر وپدرشان برگردند حتی اگر دست و پا نداشته باشند فقط، زنده برگردند. همسر «محترم» نیز باز می‌گردد. هرچند به قیمت از دست دادن سلامتی اش اما، هنوز زنده است و نفس می کشد. قطع نخاع شده از گردن، شیمیایی و با اعصاب و روانی که دیگر مثل سابق نیست. از رنج‌هایی که پس از جنگ کشیده بود برایم می گوید. بحران زندگی شان از سال 80 شروع می شود. حال همسرش رو به وخامت می رود. زخم های بستری که هر روز متعفن تر می شود، داروهایی که به سختی پیدا می شود و اگر بیابند نيزهزینه‌های سرسام آوری دارد. همسرش بین زمین و هوا مانده است و نمی‌تواند برایش کاری کند. آسایشگاه او را قبول نمی کند چون امکانات نگهداری از بیماران قطع نخاعی را ندارند و در بخش قطع نخاعی‌ها نيز از نگهداری همسرش سرباز می زنند زیرا بیمار اعصاب و روان است.

عذاب وجدان يك همسرجانباز

ناگزیر او را در خانه نگهداری می کند اما شرایط هر روز بدتر می شود. پسر 14 ساله اش خودکشی كرده است. به اینجای قصه زندگی اش که می رسد اشک هایش سرازیر می شود. می‌گوید: «احساس گناه می کنم. اگر بیشتر به پسر کوچکم توجه کرده بودم شاید هنوز زنده بود. تمام توجهم به نگهداری از همسرم بود و از حال و روز پسرانم غافل شدم. خودشان بزرگ شدند و درس خواندند و زندگی کردند».

آبي كه از سرگذشت

می گوید بنیاد قرار بود وامی برای تهیه خانه بزرگ‌تر بدهد. خانه ام را فروختم تا پول اولیه اش را تهیه کنم ولی حال دیگر وامی درکار نیست، مثل باقی وعده هایی که داده شد و عمل نشد.آرام اشک می ریزد و مدام صحبت می کند گویی سال‌هاست با کسی حرف نزده است. هرجا به قول های بی عمل اطرافیانش می‌رسد با بغض کلماتش را فرو می دهد و سکوت می کند و به بیرون از پنجره اتاق خیره می شود.

موقع رفتن همراهی اش می کنم. پسرش می گوید لطف كنيد نامی از ما در گزارش‌تان نیاورید؛ رو به پسرش می گوید: «بگذار هرچه می خواهند بنویسند آب از سر من گذشته است». چشمان نمناکش مدام جلوی نظرم هست. از همکارم سراغش را می گیرم. می گوید مقابل بنیاد خودش را آتش زد .

تصميم با مردم

اما بعد از آنكه راهي بيمارستان مي‌شود، يكي از مسئولان بنياد شهيد اقدامات او را زير سوال مي‌برد و به نوعي وانمود مي‌كند كه گويي آن زن قصد دارد تا بيشتر از حقوق خود دريافت كند! قضاوت را برعهده مردم مي‌گذاريم. آن‌ها بگويند، آيا مي شود فردي براي نمايش يا اندكي ماديات، دل به دريا زده و تن به آتش بكشد؟

عضویت در کانال تلگرام قانون

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.