انتخاب تاریخ:   /  /   
تلگرام قانون آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران خبرخوان فارسی
قضایی
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
احضار عاملان ضرب و شتم دست‎فروش به دادسرا
۳ دی ماه؛ زمان رسیدگی به پرونده دکل نفتی
دفن گورستان ظهيرالدوله
يك وكيل، مشاورسخنگوي هيات رئيسه مجلس شوراي اسلامي شد
پیشگیری از وقوع جرم نیاز به همکاری مسئولین دارد
جزییات جدید در مورد پرونده «رضا ضراب»
انصاف را سر لوحه خویش قرار دهید
اعدام بابک زنجانی کاری ندارد
لزوم برخورد با قاچاقچیان تسليحات
حكم به توسعه فقر
لاجوردی همواره در صراط مستقیم گام برداشت
نجات سر ایران از دهان شوروی
بخشنامه برخورد با ورود سلاح و مهمات غیر مجاز به کشور ابلاغ شد
پرونده برادر رییس جمهور ارتباطی به بازداشت بقایی ندارد
محسني اژه اي درباره دادگاه بقايي چه گفت؟
حقوق شهروندان در ميان دود و غبار
تضاد میان دانش روز و ارزش‌های دینی، توهم نیروهای افراطی است
تکذیب شایعه مربوط به دادگاه زاغری
جزئیات بودجه پیشنهادی سال 97 قوه قضائیه
مجازات انتشار فیلم و تصاویر دیگران در فضای مجازی
روان کودکان زیر آوار زلزله
یک میلیارد کودک در جهان قربانی انواع خشونت هستند
۶ ماه حبس براي آزار اهورا
شین‌آباد هنوز می‌سوزد
حکم محمود رضا خاوری صادر شد
نظارت آنلاین بر کار قضات دادسراها
قاتل اهورای ۳ ساله به قصاص نفس محکوم شد
تعیین وقت حضور در دفترخانه وشرایط آن
بيماران خاص يا معلولان، مساله اين است!
خدمات «عام »به بیماران« خاص»!
جزئیات عفو و تخفیفِ مجازات ۱۰۰۷ نفر از محکومان
اعتراض همدستان زنجانی به حکم دادگاه انقلاب
پرونده‌ قضایی جریان‌انحراف 6سال قبل باز‌شده‌است
بزرگداشت محمدی گرگانی استاد برجسته حقوق عمومي
«مهدی جهانگیری» به تهران منتقل شد
قانونگذار باید مصادیق جرم سیاسی را مشخص کند
این سیاه نمایی ها علیه قوه قضاییه غلط است
نگاهی به وضعیت حقوقی و اجتماعی معلولان
مطالبه قیمت روز ملک در دعاوی
حيات ناهموار
کارشناسان سازمان ملل از ندامتگاه قزلحصار بازديد كردند
تکنولوژی با طعم نقض حریم خصوصی
کارنامه تجاری ایران و اروپا
اجازه تعدی به مبانی حقوق بشر اسلامی را نمی‌دهیم
جرم چیست و چه زمانی تحقق مي‌يابد؟
رای سرفراز
تلاش براي احياء حقوق شهروندي در جامعه
محاکمه عامل قتل اهورای ۳ ساله در رشت
جنایت از كهريزك تا پاكدشت
ارسال اطلاعاتی از سوی اژه‌ای درباره صندوق فرهنگیان
بیشتر
کد خبر: 36005 | تاریخ : ۱۳۹۶/۲/۲۹ - 21:07
پیروزی با فریبکاری مشروعیت ندارد
جایگاه فقه در انتخابات در گفت‌وگو با آیت‌ا... العظمی محمدعلی‌گرامی مورد بررسی قرار گرفت

پیروزی با فریبکاری مشروعیت ندارد

در بزنگاه انتخابات، برخی امر رای‌دادن را واجب عینی می‌دانند و برخی دیگر وجوب یا حرمت را بر آن بار نمی‌کنند

قانون- در بزنگاه انتخابات، برخی امر رای‌دادن را واجب عینی می‌دانند و برخی دیگر وجوب یا حرمت را بر آن بار نمی‌کنند. چنین دیدگاهی از آنجا ناشی می‌شود که در اساس مفهوم دموکراسی و ابزار احقاق آن یعنی رای دادن، یک امر اجتماعی و سیاسی است و نمی توان به بهانه مصالح نظام اسلامی، بر آن جامه ای فقهی پوشاند. از سوی دیگر بر اساس قوانین، انتخاب کردن و انتخاب شدن یک حق است و نه یک تکلیف و می دانیم که حق قابل اسقاط است. اسقاط حق متضمن ارائه چنین مفهومی است که یک شهروند در اِعمال حقش، آزادی عمل دارد. پس در توجیه تشویق عمومی برای رای‌دادن و تبلیغات انتخاباتی، یا قدری تسامح و تساهل صورت گرفته یا آنکه چنین رويكردي برآمده از اقراض سیاسی است.

در خصوص بررس تخصصی و مبسوط این مهم و نیز تاثیر فریب و اغوای عمومی در مشروعیت فاتحان انتخابات، آیت‌ا...العظمی «محمدعلی گرامی»، استاد دروس خارج فقه حوزه علمیه قم به گفت‌وگو با «قانون» پرداخت.

استدلال کسانی که قايل به وجوب حضور در انتخابات هستند، چیست؟

انسان یک زندگی اجتماعی دارد و مسائل مدیریتی بر زندگی مادی و معنوی او تاثیر می‌گذارد. ما می‌گوییم امامت از نبوت مهم‌تر است چرا که نبوت، آوردن قانون الهی برای بشر و امامت اجرای آن قانون است و طبیعتا بحث اجرا مهم‌تر است. اگر زندگی، اجتماعی نبود هرکسی بر اساس مصلحت خود می‌توانست تصمیم بگیرد و زندگی‌اش را اداره کند اما وقتی که قرار است افراد به صورت جمعی و به عبارت دیگر به صورت یک «جامعه» زندگی کنند، نیاز به مدیریت واحد دارند و برای تعیین این مدیر، همه باید مشارکت داشته باشند. اگر امامت، نظامِ دین بر دنیا را تنظيم مي‌كند، مراحل پایین تر آن امور ثانويه است. فقهانيز این مساله را يادآور شده‌اند که در امور حسبیه،‌ اول امام معصوم و بعد فقهای با شرایط و بعد از فقها، مومنان عادل می‌توانند مدیریت کنند. افراد عادل، افراد مورد وثوقي هستند كه دور هم جمع ‌شوند و راجع به این مساله تصمیم بگیرند. بعید نیست که گفته شود به خاطر حسن مدیریت جامعه و به سمت هلاکت نرفتن آن و برای اینکه مدیریت جامعه به دست کسانی نیفتد که «یدعون الی النار» هستند، حضور برای تعیین مدیر الزامی است و یکی از معانی حضور برای تعیین مدیر صالح، رای دادن است. در مقابل کسانی می‌گویند وقتی ما می‌خواهیم غیر معصوم را انتخاب کنیم، ممکن است وي کارهای خلافی انجام داده باشد. در این شرایط کارهای او به پای کسانی نيز که او را تایید کرده‌اند نوشته می‌شود.

قاعده عقلایی این است که در این‌گونه امور ،شخص به مقدار امکان دخالت کند و اگر بر حُسن مدیريت شخصی یقین پیدا کرد، به او رای دهد و اگر نيز یقین پیدا نکرد،با احتمال و البته احتياط انتخاب کند. پس اگر انسان زندگی اجتماعی دارد، ناچار باید مدیر و قوانین اجتماعی داشته باشد. افراد متدین، قوانین اجتماعی را از شریعت می‌گیرند و مدیریت را نيز در شرایط غیبت امام معصوم، به مومنان عادل و افراد متخصص می‌سپارند.

آيا فتوای کسانی که قايل به وجوب حضور در انتخابات هستند، فقط در کشورهای اسلامی مصداق پیدا می‌کند؟

این مساله عقلی است و به محیط اسلامی اختصاص ندارد. زندگی اجتماعی، هم قانون خوب می‌خواهد و هم مدیریت خوب. همه انسان‌ها یک تقوای فطری دارند. در ابتداي سوره بقره به این تقوای فطری اشاره شده است. آیه می‌گوید «ذلک الکتاب، لاریب فیه، هدی للمتقین». این کتاب برای باتقوايان، هدایت است. این افرادی که قبل از هدایت دارای تقوا هستند، همان افراد برخوردار از تقوای فطری‌اند. در ادامه این افراد معرفی شده‌اند. فلسفه این افراد، فلسفه مادی نیست و به فکر همنوعان خود هستند. عقل می‌گوید مدیریت جامعه باید مدیریت صحیحی باشد و این مدیریت، اول به معصوم می‌رسد و اگر معصوم نبود، به کسی می‌رسد که اشتباه کمتری دارد. معنای زندگی اجتماعی این است که همه در اداره صحیح جامعه مشارکت کنیم.

گاهی انتخاب بین بد و بدتر است. آیا در چنین شرایطی نيز حضور ضرورت پیدا می کند؟

مرحوم آقای نائینی می‌گوید، نمی‌گوییم مشروطه خوب است اما از استبداد بهتر است. مرحوم آقای بروجردی نيز فرموده بود، شکی نیست که اقدامات آقای آخوند خراسانی در تایید مشروطه کار عاقلانه‌ای بوده است. من نيز در مقدمه کتاب «به سوی حکومت اسلامی» نوشته‌ام که آقای نائینی به تبعیت از آقای آخوند می‌خواهد بگوید دفع افسد به فاسد، عقلایی است. اگر امر بین این دایر شد که یک افسد حکومت را در دست بگیرد یا یک فاسد، عاقلانه این است که افسد کنار زده شود و حکومت را به فاسد بدهیم. به اين دليل برخی از بزرگان، مشروطه را خوب نمی‌دانستند بلکه آن را از استبداد بهتر می‌دانستند. البته این مساله برای برخی حل نشد و ايشان در این موضوع دخالتی نمی‌کردند چون هر دو طرف را فاسد می‌دانستند. در طبقه علما نيز برخی بوده‌اند که وقتي مساله مشروطه، مشروعه و استبداد پیش آمد، کناره‌گیری کردند؛ مثل آقای حاج آخوند رستم آبادی. ایشان در تهران روشی را در پی گرفت که گویا در اصل از دايره باسواد بودن، خارج شده‌بودند. وقتی کسی از او مساله می‌پرسید، می‌گفت این رساله «سید محمد کاظم یزدی» است. بردارید و ببینید در آن ،چه نوشته شده است.عده‌ای از تهران نزد سید محمد کاظم یزدی رفتند و از او مساله پرسیدند. گفت اهل کجایید؟ گفتند از تهران آمده‌ایم. سید محمد کاظم گفت آنجا که آقای رستم‌آبادی هست. چرا از او نپرسیدید؟ آن‌ها جواب دادند مگر سید سواد دارد؟

او این‌گونه خود را کنار کشیده بود تا در این امور به او مراجعه نشود.یعنی کسانی بودند که نظرشان این بود که در افسد و فاسد، فساد وجود دارد، پس مداخله نمی‌کردند.

ضرورت عقلی حضور در انتخابات به صورت کفایی است یا عینی؟

کفایی است. وقتی مدیری طبق نظر ما مشخص شد، نیازی به مداخله نیست. البته باید مساله به صورت یقینی باشد و این نشود که با کوتاهی فرد، جامعه به دست غیرصالح بیفتد.

بر اساس نظریه‌ای که شرکت در انتخابات را لازم می‌داند، آیا انتخاب اصلح لازم است؟

اين يك مساله عقلی است. عقل می‌گوید جامعه، هم مدیر خوب و هم مدیریت خوب می‌خواهد. ما به مقدار امکان باید تحقیق کنیم. می‌شود با 10 نفر عاقل تماس گرفت و آن‌ها نيز اگر معذوریتی نداشته باشند، نظرشان را می‌گویند. حال اگر شرایط به شکلی پیش رفت که اگر شخص نظرش را بگوید، او را اذیت ‌کنند، در این شرایط تکلیف از او ساقط است.

حکم کاندیدایی که برای کسب رای، وعده‌ غیرواقعی می‌دهد چیست؟

این کار مصداق خدعه و ایجاد فساد و ضرر رساندن به جامعه است. به جامعه مسلمان‌ها ضرر زدن، ایجاد ضمانت می‌کند اما اینجا بحث هدایت جامعه است و بي‌شك چنین شخصی مسئول است.

آیا سِمت و جایگاه کسی که با ابزاری مانند دروغ، مسئولیتی را به دست می‌آورد، وجاهت شرعی دارد؟

بدون ترديد چنین جایگاهی مشروع نیست.

آیا کاندیداها و طرفداران آن‌ها با توجیه آشکار شدن حقایق برای جامعه، مجاز هستند وارد حریم خصوصی افراد شوند؟

در آن مقداری که به زندگی اجتماعی ارتباط دارد، مجازند. در یک ازدواج گفته می‌شود در صورتی که با شما مشورت شود، مجازید امور طرف را بیان کنید.اما اینجا که از یک ازدواج فردی مهم‌تر است. اگر از شما پرسیده شود که نظرت درباره فلانی چیست، باید واقعیاتی را که در این رای دخالت دارد بیان کنید. البته حق ندارید مسائل خصوصی‌ای را که در این رای دخالت ندارد بیان کنید؛مانند اینکه این شخص دیشب کجا خوابیده یا چه چیزی خورده یا امروز غذای او چه بوده است.

کاندیدایی که می‌داند صلاحیت رقیبش از او بیشتر است، مجاز است که با او رقابت کند؟

روایات صریحی درباره انسان‌هایی که مسئولیتی را می‌پذیرند درحالی که از آن‌ها افراد بهتری وجود دارد، داریم و در آن روایات برای این افراد تعابیر شدیدي به کار رفته است. بزرگان ما در فتوا نيز احتیاط می‌کردند و می‌گفتند مادامی که فلانی هست، فتوا ندهیم. مثلا شیخ انصاری بعد از صاحب جواهر، مرجعیت را نپذیرفت و به «سید العلما مازندرانی» نامه نوشت و گفت شما از من اعلمی و سیدالعلما نيز جواب داد که من چنین بودم اما مدت‌هاست که از درس و بحث فاصله دارم و شما اعلم هستید.

البته برخی نيز می‌گویند اگر احکامی را که می‌فهمیم نگوییم، کتمان کرده‌ایم. به هر حال بحث نیت نيز هست. کسی که کاندیدا می‌شود باید بین خودش و خدای خودش قضاوت کند که آیا گرفتار هوا و هوس شده یا اینکه در واقع خود را برتر می داند و برای اصلاح آمده است.

یکی از شاخص‌های تعیین مدیر در جامعه اسلامی تقواست. چه شاخص و معیاری وجود دارد که بر اساس آن بتوانیم تقوا را از ریا بشناسیم؟

مانند سایر امور است. شما در بحث شاهد برای طلاق و یا امام جماعت نيز همین بحث را دارید. باید در امور فرد و ظواهر او دقت کرد. هر فردی می‌تواند با دقت نظر و تحلیل صحبت‌های فرد و دیدن رفتار او تشخیص دهد که این فرد دروغگو یا راستگوست.

اگر تصور کاندیدایی این باشد که طرف مقابل حق نیست، آیا می‌تواند از دروغ یا تهمت برای ضربه زدن به او استفاده کند؟

تهمت که هرگز جایز نیست. ما در ادله امر به معروف و نهی از منکر نيز چنین اطلاقی نداریم که بتوان برای جلوگیری از مدریت یک فاسد، دست به دروغ گفتن‌بزنیم. مانند این است که شخص ظرف شراب را از ترس اینکه طرف مقابل نخورد، خودش بخورد. آیا شما توجیه کسی را که می‌گوید من مشروب می‌خورم تا فلانی نخورد، می پذیرید؟

گروهی به روایت «إذا رأیتم أهل الریب و البدع من بعدی فأظهروا البرائة منهم و اکثروا من سبهم و القول فیهم و الوقیعة و باهتوهم کیلا یطمعوا فی الفساد فی الاسلام» استناد می‌کنند. نظر شما چیست؟

«باهتوهم» در اینجا به معنای تهمت زدن نیست بلکه باید طوری برخورد کرد که طرف سرگردان شود. این معنا در حکومت پیامبر و حضرت علی یا رفتار سایر ائمه( سلام‌ا... علیهم )سابقه ندارد.

این‌ها دشمنان زیادی داشتند اما کجا به آن‌ها نسبت ناروا داده‌اند؟ حتی مطالبی مانند سگ بازی و غیره را که راجع به یزید گفته می‌شود، به معاویه که پدر اوست نسبت نمی‌دادند. به یزید نسبت داده می‌شود چون واقعیت بوده است. تهمت به هیچ وجه مشروع نیست.

آیا نمی‌توان با تمسک به قاعده دفع افسد به فاسد، این رفتار را توجیه کرد؟

نباید کنار زدن افسد با وسیله‌ای باشد که خود این وسیله ایجاد فساد می‌کند. دروغ و تهمت در ردیف بزرگ‌ترین گناهان هستند.

آیا ريیس جمهور، وکیل مردم می‌شود و قواعد باب وکالت بر او صدق می کند؟

ريیس جمهور، وکیل نیست بلکه ولی است. او مدیر است و مدیر از مصادیق باب ولایت است.

تفاوت ولایت و وکالت چیست؟

وکیل مدیر نیست. کار اجرایی یعنی اداره کردن. به وکیلِ مجلس، مدیر نمی‌گویند. وزیر مدیر است اما وکیل مدیر نیست. وزیر اتباعی دارد كه طبق دستور او عمل می‌کنند.

محدوده این ولایت چقدر است؟

به مقداری است که به او مدیریت می‌دهند.

آيا شخصی که به این ولایت دست پیدا می‌کند می‌تواند خلاف آن‌چیزی عمل کند که قبل از انتخاب شدن به آن وعده داده بوده است؟

در این موارد ولایت ندارد که بخواهد به این خلاف عمل کند.

 

عضویت در کانال تلگرام قانون

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.