انتخاب تاریخ:   /  /   
<stylestyle ویژه‌نامه بی‌قانون منتشر شد آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران
جامعه
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
عذرخواهی، یک توانمندی در زندگی
تبعیض مثبت به نفع زنان
تولید پریشانی با بیمه شخص ثالث
منتهی‌الیه سمت چپ
بسته حمایتی یا حقارتی؟!
حال «ناخوش» هواي شهر
باید هر روز برای مان روز هوای پاک باشد
برتري دادن قانون جامع به کنوانسیون حقوق معلولان
آغاز خصو صی سازی آموزش!
مخدر گل را ساده نگیریم
آقای روحانی، دوباره منشورحقوق شهروندی تان را بخوانید
اینترنت فرصت یا تهدید؟
ما فقط آرامش می خواهیم
«اسماعیل» ها را دریابید!
اخذ پول زور
مردم منتظر باران و برف باشند
لبخند برباد رفته كودكان متاهل
خبر خوب براي بيمه‌شدگان تامين‌اجتماعي
اقدام جديد پليس براي حراست از مردم
برای خشکاندن ریشه های کنکور چه باید کرد؟
غول كنكور در آستانه شكست
بيكاري، ريشه بسياري از آسيب ها در جامعه
تثبیت نرخ بیکاری باوجود افزایش جمعیت فعال
آمار دانش‌آموزان فوتی در اردوها طی ۴ سال گذشته
هشدار به رانندگانی که قصد سفر به شمال دارند
کسري بودجه ۵۰ هزار ميليارد ریالی شهرداري در ۹۸
کارشناسان قلابی مافیای کنکور در صداوسیما
تقویت فیلترشکن‌ها!
یخبندان 15 دی ایران از اسکاندیناوی می آید !
استفاده از بزن‌بهادرها براي سركوب اعتصابات كارگري!
حادثه اتوبوس دانشگاه نباید به یک بحران تبدیل شود
آزمون سخت شورای پنجم
هشت هزار نفر از شهرداري اخراج مي‌شوند
فغان از بی‌کفایتی
اول ایمنی بعد
نوشداروهاي پس از مرگ
معماي تله كابين دانشگاه
اما و اگرهاي زباله‌سوزها
پاسكاري قصور كشته‌شدن دانشجويان آغاز شد!
و تو ای نماینده مردم...
گم شدن «فيلتر دوده»
چه کسانی زودتر سود سهام عدالت مي‌گيرند؟!
تكذيب فروش وسايل گرمايشي نوسازي مدارس در بازار آزاد
نقشه وزارت‌ارتباطات براي حذف اينستاگرام
جامعه از کمبود شادی ونشاط در رنج است
همشهـري زیر ذره‌بين بازرسی
ضرورت تزريق شادابي و اميد به جامعه
پاییز در بهارستان!
چند ثانیه بیشتر
ما هیچ وقت به زندگی برنگشتیم
بیشتر
کد خبر: 77827 | تاریخ : ۱۳۹۷/۲/۱۸ - 20:19

توهم توطئه از راننده مسافربر قاتل ساخت

مرد میانسال که به بهانه مزاحمت‌های مرد بنگاهدار وی را به قتل رسانده و مستأجرش را نیزمجروح کرده بود از سوی پلیس دستگیر شد.

قانون-مرد میانسال که به بهانه مزاحمت‌های مرد بنگاهدار وی را به قتل رسانده و مستأجرش را نیزمجروح کرده بود از سوی پلیس دستگیر شد.

به گزارش قانون به نقل از ایران،این مرد در بازجویی‌ها مدعی شد صاحب بنگاه از 6 سال قبل با اجیر کردن یک مرد برایش مزاحمت ایجاد می‌کرد. این جنایت ساعت یک بعد از ظهر 16 اردیبهشت رقم خورد و مرد خشمگین با چاقو به دو مرد حمله کرد. یکی از مجروحان در بیمارستان جان باخت ومأموران کلانتری 133 شهرزیبا دقایقی بعد از حادثه جمشید را مقابل خانه‌اش دستگیر کردند. مرد 48 ساله در تحقیقات اولیه به قتل اعتراف کرد و انگیزه خود را از این جنایت انتقامگیری از صاحب بنگاه املاکی و مستأجر مغازه عنوان کرد.

مزاحمت‌های 6 ساله
متهم در حالی که پابند به پا داشت برای بازجویی به شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران، منتقل شد. از اینکه جنایتی مرتکب شده است پشیمان نیست. نقشه انتقامگیری‌اش را 18 روز قبل طراحی کرده بود و درنهایت ساعت یک بعد از ظهر روز حادثه فرصت را مناسب دید و دست به قتل زد. متهم 48 ساله این جنایت از انگیزه قتل‌اش می‌گوید.

مقتول را می‌شناسی؟
بله او صاحب بنگاه املاک بود. به او تیمسار می‌گفتند. بعد از مرگ مادرش مغازه‌ای که اجاره داده بود به او رسید. البته از اول اینجا بنگاه نبود یک مدت سوپر مارکت می‌شد یک مدت اغذیه فروشی و هر بار یک چیزی در آن می‌فروخت.

اختلافت با تیمسار سر چه بود؟
این ماجرا به یک کینه قدیمی بر می‌گردد..من از سال 88 در آپارتمانی واقع در طبقه بالایی مغازه تیمسار ساکن شدم. برادرم دو آپارتمان خرید و یکی از آنها را به من داد تا در آن زندگی کنم. با تیمسار و پسرش رفت و آمد نداشتم. اما در این مدت آنها برای اذیت کردن من مدام مغازه را تعمیر می‌کردند. اگر قصدشان اذیت کردن نبود چه دلیلی داشت مغازه دو متری را ده بار تعمیر کنند. یک بار به پسرش گفتم به پدرت بگو اینقدر مرا اذیت نکند اما او هم گفت هر کاری دوست‌داری بکن و این ماجرا آغازی بود برای دردسرهایی که آنها برای من درست می‌کردند.

چه دردسرهایی؟
خودرو‌ام را خراب می‌کردند تصادف‌های عمدی برایم ایجاد می‌کردند. مدام با من دعوا می‌کردند. این همه ماجرا نبود تیمسار در ناپدید شدن برادرم هم نقش داشت.

من برادری داشتم که در هلند زندگی می‌کرد و از همسرش جدا شد و به ایران آمد. بعد از بازگشتش معتاد شد و شرایط خوبی نداشت. برای او در حوالی کرج خانه‌ای گرفتم و هر هفته برایش پول می‌بردم. تیمسار یک نفر را اجیر کرده بود تا مرا تعقیب کند. یکبار که به آنجا رفتم زن‌های همسایه جمع شدند و شروع به داد و بیداد کردند که باید برادرم را از آنجا ببرم چون معتاد است و برایشان ایجاد مزاحمت می‌کند.

می‌دانستم راستش را نمی‌گویند و اجیر شده‌اند. هفته بعد که به آنجا رفتم از برادرم خبری نبود، همسایه‌ها می‌گفتند پلیس او را با خودش برده است. اما همه جا را برای پیدا کردن برادرم زیر و رو کردیم خبری از او نبود. دفعه بعدی که به آنجا رفتم یکی دیگر از همسایه‌ها گفت مردی به نام شهرام برادرت را با خودش برده است. شهرام دوست صمیمی تیمسار بود.

چه شد که تصمیم به قتل او گرفتی؟
29 فروردین بود که به پارک رفته بودم سه مرد قوی هیکل که موهای بوری داشتند مرا بشدت کتک زدند. آنجا بود که تصمیم گرفتم تیمسار را به قتل برسانم. برای همین دو چاقوی یک شکل خریدم و منتظر فرصتی برای اجرای نقشه‌ام شدم.

روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟
من با خودرو مسافربری می‌کنم ظهر بود که از خانه بیرون آمدم تیمسار و مستأجر مغازه را دیدم. آنها هم از مغازه بیرون آمدند و من دو ضربه به مستأجر میانسال مغازه بنگاهی زدم. تیمسار شروع به فرار کرد او را تعقیب کردم و چند ضربه هم به او زدم. بعد هم از مردم خواستم به پلیس زنگ بزنند و مأموران که آمدند چاقوها را به آنها تحویل دادم.

 
عضویت در کانال تلگرام قانون

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.