انتخاب تاریخ:   /  /   
<stylestyle ویژه‌نامه بی‌قانون منتشر شد آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران
جامعه
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
شهرت‌طلبی و پشت کردن به جامعه!
نهاد آموزش و بیماری بی عدالتی
بلای توسعه سیمانی!
انتقاد پذیری، رکن اصلی رشد وتعالی در آموزش و پرورش
معیشت پرفشار کارگری
زن بلوچ؛ چهارمین بانوی روستایی برتر جهان
جزييات بدهي و ميراث 52 هزار میلیاردي قالیباف
اپيدمي كلاهبرداري پيامكي !
جزييات منتفي شدن فروش سربازي در سال 98
سونامی تحصیل‌کردگان بی سواد
تلاش براي «فلج نشدن» زندگي
آیناز کودک ربوده شده یا گم شده؟
خطر دخالت دیگران بر روابط
متهمِ طلبکار
اثر مستقیم فرار مالیاتی پزشکان بر بیکاری
دوره گشت ارشاد به سر آمده است
سپندارمذگان روز زن، زمین و مادر
رویکردهای نوین در توسعه پایدار شهری
از قاچاق تا ورود دام‌های مشكوك!
سرگرمی و کسب درآمد به قیمت آزار حیوانات
ازدواج با چه زناني معافيت سربازي در پي دارد؟!
حمایت خانواده از بیمار مبتلا به سرطان
جلسه هاشمی باحناچي درباره اعتبار خطوط ۶ و ۷ مترو
حکایت مصايب رسانه
دستفروشی؛ چالشي پايدار!
گامی دیگر برای مشارکت فرهنگیان
پیش بینی وقوع سیلاب در ۶ استان کشور
رسيدگي به جريمه‌هاي رانندگي در مراسم 22 بهمن
جزئیات لایحه نرخ کرایه تاکسی سال ۹۸
برج ميلاد و تهدید جانی حدود ۲۲۳۶ نفر
شکایت شهروندان از پزشکان، هر روز بیشتر از دیروز
رکود-تورمی و زنان سرپرست خانوار
عوارض شبهه‌ناك
لزوم عادت دادن بچه ها به رفتار خوب
باروتي در انتظار جرقه
۲۱۳ هزار نفر مقرری بیکاری می‌گیرند!
فیلترینگ، راه‌حلی است که جواب نمی دهد
تخم افکار خود را در کدام زمین می‌افشانید؟
اعتراض به پیمان‌کاری
واکاوی رابطه تلقین‌گرایی و مصرف گرایی
سفیدنمایی ازدواج‌های کدر!
بايد پزشكان را ملزم به نصب كارتخوان كنيم
مدیریت های «دلال پرور»
مردان، قربانیان خاموش تبعيض
ماموریت در درایت ، مدیریت در ظرافت
دوگانه بودن يا نبودن «سگ» !
عذرخواهی، یک توانمندی در زندگی
تبعیض مثبت به نفع زنان
تولید پریشانی با بیمه شخص ثالث
منتهی‌الیه سمت چپ
بیشتر
کد خبر: 77827 | تاریخ : ۱۳۹۷/۲/۱۸ - 20:19

توهم توطئه از راننده مسافربر قاتل ساخت

مرد میانسال که به بهانه مزاحمت‌های مرد بنگاهدار وی را به قتل رسانده و مستأجرش را نیزمجروح کرده بود از سوی پلیس دستگیر شد.

قانون-مرد میانسال که به بهانه مزاحمت‌های مرد بنگاهدار وی را به قتل رسانده و مستأجرش را نیزمجروح کرده بود از سوی پلیس دستگیر شد.

به گزارش قانون به نقل از ایران،این مرد در بازجویی‌ها مدعی شد صاحب بنگاه از 6 سال قبل با اجیر کردن یک مرد برایش مزاحمت ایجاد می‌کرد. این جنایت ساعت یک بعد از ظهر 16 اردیبهشت رقم خورد و مرد خشمگین با چاقو به دو مرد حمله کرد. یکی از مجروحان در بیمارستان جان باخت ومأموران کلانتری 133 شهرزیبا دقایقی بعد از حادثه جمشید را مقابل خانه‌اش دستگیر کردند. مرد 48 ساله در تحقیقات اولیه به قتل اعتراف کرد و انگیزه خود را از این جنایت انتقامگیری از صاحب بنگاه املاکی و مستأجر مغازه عنوان کرد.

مزاحمت‌های 6 ساله
متهم در حالی که پابند به پا داشت برای بازجویی به شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران، منتقل شد. از اینکه جنایتی مرتکب شده است پشیمان نیست. نقشه انتقامگیری‌اش را 18 روز قبل طراحی کرده بود و درنهایت ساعت یک بعد از ظهر روز حادثه فرصت را مناسب دید و دست به قتل زد. متهم 48 ساله این جنایت از انگیزه قتل‌اش می‌گوید.

مقتول را می‌شناسی؟
بله او صاحب بنگاه املاک بود. به او تیمسار می‌گفتند. بعد از مرگ مادرش مغازه‌ای که اجاره داده بود به او رسید. البته از اول اینجا بنگاه نبود یک مدت سوپر مارکت می‌شد یک مدت اغذیه فروشی و هر بار یک چیزی در آن می‌فروخت.

اختلافت با تیمسار سر چه بود؟
این ماجرا به یک کینه قدیمی بر می‌گردد..من از سال 88 در آپارتمانی واقع در طبقه بالایی مغازه تیمسار ساکن شدم. برادرم دو آپارتمان خرید و یکی از آنها را به من داد تا در آن زندگی کنم. با تیمسار و پسرش رفت و آمد نداشتم. اما در این مدت آنها برای اذیت کردن من مدام مغازه را تعمیر می‌کردند. اگر قصدشان اذیت کردن نبود چه دلیلی داشت مغازه دو متری را ده بار تعمیر کنند. یک بار به پسرش گفتم به پدرت بگو اینقدر مرا اذیت نکند اما او هم گفت هر کاری دوست‌داری بکن و این ماجرا آغازی بود برای دردسرهایی که آنها برای من درست می‌کردند.

چه دردسرهایی؟
خودرو‌ام را خراب می‌کردند تصادف‌های عمدی برایم ایجاد می‌کردند. مدام با من دعوا می‌کردند. این همه ماجرا نبود تیمسار در ناپدید شدن برادرم هم نقش داشت.

من برادری داشتم که در هلند زندگی می‌کرد و از همسرش جدا شد و به ایران آمد. بعد از بازگشتش معتاد شد و شرایط خوبی نداشت. برای او در حوالی کرج خانه‌ای گرفتم و هر هفته برایش پول می‌بردم. تیمسار یک نفر را اجیر کرده بود تا مرا تعقیب کند. یکبار که به آنجا رفتم زن‌های همسایه جمع شدند و شروع به داد و بیداد کردند که باید برادرم را از آنجا ببرم چون معتاد است و برایشان ایجاد مزاحمت می‌کند.

می‌دانستم راستش را نمی‌گویند و اجیر شده‌اند. هفته بعد که به آنجا رفتم از برادرم خبری نبود، همسایه‌ها می‌گفتند پلیس او را با خودش برده است. اما همه جا را برای پیدا کردن برادرم زیر و رو کردیم خبری از او نبود. دفعه بعدی که به آنجا رفتم یکی دیگر از همسایه‌ها گفت مردی به نام شهرام برادرت را با خودش برده است. شهرام دوست صمیمی تیمسار بود.

چه شد که تصمیم به قتل او گرفتی؟
29 فروردین بود که به پارک رفته بودم سه مرد قوی هیکل که موهای بوری داشتند مرا بشدت کتک زدند. آنجا بود که تصمیم گرفتم تیمسار را به قتل برسانم. برای همین دو چاقوی یک شکل خریدم و منتظر فرصتی برای اجرای نقشه‌ام شدم.

روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟
من با خودرو مسافربری می‌کنم ظهر بود که از خانه بیرون آمدم تیمسار و مستأجر مغازه را دیدم. آنها هم از مغازه بیرون آمدند و من دو ضربه به مستأجر میانسال مغازه بنگاهی زدم. تیمسار شروع به فرار کرد او را تعقیب کردم و چند ضربه هم به او زدم. بعد هم از مردم خواستم به پلیس زنگ بزنند و مأموران که آمدند چاقوها را به آنها تحویل دادم.

 
عضویت در کانال تلگرام قانون

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.