انتخاب تاریخ:   /  /   
<stylestyle ویژه‌نامه بی‌قانون منتشر شد آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران
سیاست
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
در ونزوئلا كودتا شده است؟!
تفويض اختيارات به استانداران عملكرد را ارتقاع مي‌دهد
تفویض اختیار به استاندارکشور را به سمت توسعه پیش می‌برد
وضعيت قرمز روابط ايران واروپا
تماميت‌خواهي دولتي!
جزييات دستگيري كرباسچي
سران قوا دست به دامن رسانه‌ها شدند
اتهام زاكاني به لاريجاني تكذيب شد
انگیزه کشیدن ماشه بر پیشانی امري زیبا
داستان اقتصاد رفاقتی و افسانه رقابت
بودجه‌اي براي چشم‌پوشي!
ارجاع دوباره CFT به مجمع‌تشخيص
یاران نزدیک امام یا از دنیا رفته اند یا خانه نشین هستند
هشدار درباره تكرار سرنوشت موسسات مالی براي خودروسازان
وضعيت فعلي جامعه درحال تبديل شدن به سيل است
جزييات نزاع لفظي نمايندگان ايران و اروپا
امروز در جلسه مجمع تشخيص چه گذشت؟
سركوب شيطان در آذربايجان
ویروس سیاست در کالبد نهادهای اجتماعی
ورشو،گوادلوپ نیست
رودربايستى به نام «توافق هسته اى»
جزئیات جدید از نشست ضدایرانی در لهستان
موسوي خوئيني‌ها تاريخ‌سازي مي‌كند
انتقاد مشاور هاشمي‌رفسنجاني از موسوي‌خوئيني‌ها
نسبت فداییان اسلام با اخوان‌المسلمین
هیچ خط قرمزی برای شفافیت نباید وجود داشته باشد
6هزار نفر مشمول قانون منع به کارگیری بازنشستگان شدند
انتقاد تند امام‌جمعه تهران به FATF
فرصت طلایی برای کسب درآمد در عراقِ پساداعش
امام‌خميني(س) بعد از خروج شاه از ايران چه گفت؟
در لایحه اصلاح قانون انتخابات ابهامات برطرف شده است
افشاگري ناتمام
چرا كشته شدنگان هواپيماي 707 شهيد نشدند؟!
قانون جدید، انتخابات را به سمت حزبی شدن می برد
آقای موسوی خوئینی ها وقایع تاریخی خوردني نيست!
استاني شدن انتخابات به نفع چه اقشاري است
ماجراي سهم‌خواهي موسوي‌خوئيني‌ها از آيت‌الله‌خامنه اي
حاشيه‌نويسي رهبري بربرجام به آن مشروعيت داد
چند شغله‌های فقیر و دولتي‌هاي زياده‌خواه
نقشه اصولگرايان براي اصلاح طلبان
فرار شاه يادآور حوادث بسیار خوشحال‌کننده برای ملت است
ادعاي سنگين توكلي عليه سران قوا
بکارگیری اژدرهای پیشرفته در نداجا
هشدار اتمي رييس‌سازمان انرژي هسته‌اي
5400 پروژه محرومیت‌زدایی سپاه افتتاح شد
زيبا كلام، موسوي خوئيني‌ها را دروغ‌گو خواند
بودجه‌خـواري نامـرئي
پيام تسليت آيت‌الله‌خامنه‌اي براي سقوط هواپيماي ارتش
توجه مسئولان به منافع شخصي مشكل‌ساز شد
مدیران بر اساس شایسته سالاری انتخاب نمی شوند
بیشتر
کد خبر: 82556 | تاریخ : ۱۳۹۷/۴/۱۸ - 13:10
توهم ساکن متوسط

توهم ساکن متوسط

طبق پژوهش‌های افرادی همچون راغفر بخشی از طبقه متوسط به طبقات پایین ریزش کرده بود و این یعنی بر حجم به‌حاشیه‌رفتگان اقتصادی در سال ۹۱ افزوده شده است

قانون-مرتضی نوروزپور/ کارشناس ارشد علوم سیاسی

«آنچه عقلانی است، واقعی است و آنچه واقعی است، عقلانی است»؛ این عبارت معروفی از هگل، فیلسوف معروف قرن هفدهم است. پیروان هگل اما از این جمله ثابت دو برداشت انقلابی و محافظه‌کارانه داشتند، برداشتی انقلابی مبتنی بر اینکه آنچه در ذهنِ منِ نوعی عقلانی به نظر می‌رسد باید به عرصه حقیقت و واقعیت آورده شود و برداشتی محافظه‌کارانه مبتنی بر اینکه آنچه در عرصه حقیقت وجود دارد عقلانی بوده و نیازی به تغییر آن نیست.

نیت از این مجمل، بحث بر سر انقلابی بودن یا محافظه‌کارانه بودن این جمله نیست، چه آنکه از همان قرن17 تاکنون بحث‌ها بر سر آن درگرفته که تاکنون نیز ادامه دارد، اما آنچه در آن اتفاق نظر وجود دارد، نفس دینامیسم و تحرکی است که در دل این جمله و فلسفه هگل مستتر است، اینکه حقیقت به صورت مستمر در حال تغییر است و هرچه، حتی اگر سخت‌ترین و دشوارترین چیزها باشد اگر بخواهد ثابت بماند، در دل این تحرک دود می‌شود و به هوا می‌رود.

از این مقدمه مختصر قرن هفدهمی در آلمان جهشی داشته باشیم به قرن ۲۰ در ایران، دهه 70 هجری شمسی؛ سال ۱۳۷۶، سالی که در آن جریانی که امروزه از آن به عنوان اصلاح‌طلب یاد می‌کنیم به این نام خوانده شد، هرچند که در انتصاب این نام نیز جدال‌ها برخاسته و برخی از اصلاحات به عنوان یک جریان تاریخی در ایران یاد می‌کنند که عقبه معاصر آن به مشروطه می‌رسد و برخی نیز از اصلاح‌طلبی به عنوان یک نحله فکری در مقابل انقلابی‌گری یاد می‌کنند، اما مراد از نام اصلاح‌طلب در این نوشتار، جریانی است که در گذشته به عنوان جریان چپ خط امامی نامیده می‌شد و امروزه از آن به عنوان جریان یا جبهه اصلاحات یاد می‌شود.

اصلاح‌طلبی در دهه 70 را باید پاسخی عقلانی به حقیقت دوران مرحوم هاشمی دانست. در خفقان یکدست ایجاد شده در دوران سازندگی، جریان اصلاحات یک شکاف در دل این کل منسجم و یکدست انداخت، اصلاح‌طلبی در آن دوران را باید صدای آن‌هایی دانست که فکر می‌کردند در درون وضع موجود وقت، هیچ جایگاهی ندارند و در حاشیه آن نظم قرار گرفته بودند. رخداد دوم خرداد، جرقه‌ای بود که لحظه‌ای آن حاشیه را روشن کرد، این حاشیه اقشار مختلفی را در بر می‌گرفت. بيشتر وقتی از حاشیه و حاشیه نشینی صحبت می‌شود اذهان به سمت حاشیه نشینان اقتصادی سوق می‌یابداما در دوران پیش از دوم خرداد، فقط تهیدستان اقتصادی این حاشیه را تشکیل نمی‌دانند بلکه این به حاشیه‌رفتگان شامل محذوفان قومی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و... نيز می‌شد.

اما آیا جریان اصلاح‌طلبی توانست نماینده خوبی برای تمام این حاشیه نشینان باشد؟ باید اعتراف کرد، خیر! شاید در جایگاه آمار بتوان گفت وضع معیشتی مردم در دوره اصلاحات بهبود یافته است، اما در سپهر گفتمانی جریان اصلاحات در دهه 70 اثری از مستضعفان یا همان به حاشیه رفتگان اقتصادی نمی‌بینید، جریان اصلاحات در دهه 70 فقط توانست بخشی از این محذوفان و حاشیه‌نشینان را نمایندگی کند، یعنی محذوفان و به حاشیه رفتگان اجتماعی و فرهنگی که بيشتر به دلیل سبک زندگی متفاوت به حاشیه رفته بودند و واژگانی مثل دموکراسی، آزادی‌بیان و... برای آن‌ها جذابیت داشت؛ چون باعث می‌شد که به مدد این موضوعات خود را از حاشیه به متن بیاورند و از این پس خود را به عنوان طبقه متوسط معرفی کنند. آن‌ها دیگر در حاشیه نبودند، بلکه در وسط میدان بودند اما اگر در دهه 70 با تولد طبقه «متوسط» رو به رو بودیم، آن‌ها در وسط قشر فرادست و چه کسانی قرار گرفته بودند؟ طبقه متوسط نقش حايلی را مابین فرادستان و طبقه فرودست اقتصادی بازی می‌کرد. به حاشیه رفتگان اقتصادی در دوره اصلاحات حداقل در میدان گفتمان محذوف شدند، آن‌ها در خلق رخداد دوم خرداد نقش آفریدند ولی نام آن‌ها کمتر در سخنرانی‌ها و روزنامه‌ها شنیده یا خوانده می‌شد.

همواره در چنین فضایی که نیروهای تحول‌خواه پاسخی به نیازهای این قشر ندارند فرصت برای پوپولیسم مهیا مي‌شود. عملکرد اصلاح‌طلبان در سال ۸۴ عقلانی نبود، نه به دلیل ورود به میدان انتخابات با چند کاندیدا، بلکه به دلیل اینکه عملکرد آن‌ها مطابق با حقیقت نبود و استراتژی آن‌ها بیشتر مبتنی بر توهم لیدرهای اصلاح طلب بود که حول توهم ساکنی به نام طبقه متوسط می‌چرخید، لیدرهایی که اوج ارتباط آن‌ها با جامعه فقط به دانشجویان و روشنفکران محدود بود. فراموشی حقیقت، علت‌العلل شکست اصلاح طلبان بود، حقیقتی که می‌گفت: «شما در سال ۷۶ پیروز شدید چون تمام محذوفان، شما را نماینده خود می‌دانستند اما شما بخشی از آن‌ها را به كلي فراموش کردید». همین محذوفان نتیجه انتخابات ۸۴ را رقم زدند و رای آن‌ها به نام کسی رقم خورد که در زبان، نام آن‌ها ورد زبانش بود. در سکوت محض جریان اصلاحات در آسمان عدالت، این صدای مسلسل وار سخنرانی های محمود احمدی‌نژاد بود که کلید واژه‌های مستضفان، فقرا، عدالت و ... را در فضا طنین انداز می‌کرد اما افسوس که ترکش‌های پوپولیسم همواره در قلب همین محذوفان و مستضعفان جا خوش می‌کند. اجرای سیاست های بانک جهانی توسط دولت نهم و دهم پیرامون آزادسازی قیمت‌ها به صورت دفعی منجر به این شد که کمر قشر ضعیف جامعه شکسته شود، جالب آنکه سال ۹۱ ضریب جینی به عنوان یکی از شاخص‌های توزیع ثروت و اندازه گیری نابرابری کاهش یافت، اما علت آن بهبود وضعیت درآمدی طبقات فرودست نبود. ضریب جینی فقط توزیع درآمد را نشان می‌دهد.ضریب جینی در سال ۹۱کاهش یافته بود و این یعنی جامعه یکدست‌تر شده بود، اما یکدست‌تر به چه معنا؟

طبق پژوهش‌های افرادی همچون راغفر بخشی از طبقه متوسط به طبقات پایین ریزش کرده بود و این یعنی بر حجم به‌حاشیه‌رفتگان اقتصادی در سال ۹۱ افزوده شده است. این روند همچنان ادامه دارد و به صورت دايم بر تعداد به‌حاشیه رفتگان اقتصادی به نسبت سایر اقشار به‌حاشیه رفته افزوده می‌شود. درواقع این فقر است که به صورت برابر میان افراد توزیع می‌شود.

اما در این میانه اصلاح طلبان چه‌كار می‌کنند؟ اصلاح طلبان همچنان بدون توجه به این ریزش‌های طبقه متوسط، بدون توجه به اینکه بر اساس برخی از آمارها در حدود 60درصد جمعیت هیچ نقشی در اقتصاد ندارند، بدون توجه به این حقیقت انضمامی که نرخ بیکاری به مرز هشدار رسیده است، در یک کلام بدون توجه به اینکه سخت ترین ایده‌ها نيز اگر بخواهند در گذر زمان بدون تغییر بمانند، تاب نمی‌آورند، همچنان مطالبات طبقه متوسط به‌حاشیه رفته فرهنگی را نمایندگی می کنند و پس از دو دهه بر همان ایده ثابت طبقه متوسط اصرار می ورزند و فقط به مطالباتی همچون ورود به ورزشگاه، کنسرت و... می پردازند. غافل از آنکه اگر رخداد دوم خردادی روی داد، برای آن بود که اصلاح‌طلبان نماینده تمام اقشار به‌حاشیه رفته بودند، نه فقط بخشی که مطالبات اجتماعی دارد.

اصلاح‌طلبان اگر می‌خواهند تاب بیاورند باید واقعیات را ببینند. نگارنده هیچ ایده‌ای در این رابطه ندارد که شرکت سهامی اصلاحات که منافع برخی از اعضای آن به شدت با وضع موجود پیوند خورده است، چگونه می خواهد از این فضا خارج شود؛ چه آنکه تصور می شد که حوادث دی 96 ، چشم این جریان را به روی واقعیات باز كند اما متاسفانه وقایع به صورتی رقم خورد که گویی این حوادث ابدا رخ نداده است و سرانجام اصلاح اصلاحات به این مساله خلاصه شد که در رأس شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان زید باشد یا عمر و علت حوادث دی 96 نیز به دسیسه‌چینی‌های جریان محافظه کار تقلیل داده شد؛ درصورتی‌که حوادث دی صدای به‌حاشیه رفتگانی بود که فریاد می‌زدند ما را ببینید، ماهم بخشی از این جامعه هستیم، ما همان‌هایی هستیم که دیرزمانی به شما رای داده ایم ولی از شما ناامید شده ایم.

هگل در جایی بر این نکته انگشت گذاشته است که «همه رویدادها و شخصیت ها دوبار به صحنه می آیند» اما پس از کودتای لوئی بناپارت در فرانسه، به عبارت مزبور این را هم اضافه کردند که «همه رویدادها و شخصیت ها دوبار به صحنه می آیند، بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی»، آیا پس از وقایع اخیر و فاصله‌گرفتن اصلاح طلبان از بدنه جامعه باید شاهد تکرار تراژدی 84 به نحو دیگری باشیم؟ باید منتظر بود و دید.

عضویت در کانال تلگرام قانون

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.