انتخاب تاریخ:   /  /   
<stylestyle ویژه‌نامه بی‌قانون منتشر شد آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران
سرزمين
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
گردشي از زادگاه فردوسي تا ماسوله مشهد
مخالفت تشکل‌هاي مسئول با طرح گردشگري آشوراده
خنج بر چهره ميراث
شهر «دقیانوس» در خطر ویرانی
گردشگری بازاري ناکام در ایران
مسجد، تلفيق مهر ازي اير اني و اسلامي
روزگار تلخ غار باستانی بهشهر
سونامی خشکسالی و تهديد امنيت غذايي
زاگرس محمل نهفته «بيلندانا » ياجشن سده در كردستان
مسئولیت نم‌زده، بلای جان گنبد قابوس!
گزارش لغو یک جشن
خشكسالي در مديريت منابع آب
میدان هشت گنبد، زیر سایه پاساژها
تالاب‌ها در کشاکش بهره برداری و مصرف
عطش هامون
تهرانگردي در عمارت‌هاي تاريخي
دیجیتال مارکتینگ، راه پیشرفت ایران در حوزه گردشگری سلامت
تهران، محصور در فروچاله‌ها
آشوب در آشوراده
بازارهای جذاب گردشگری شهری
انتقال‌ رانتی آب
چالش های طراحی مبلمان شهری
برای نجات نقش جهان، تعارف‌ها را کنار بگذارید
گلستان در برزخ
رشد سدها بدون نظارت
از سرو ابر كوه تا قديمي‌ترين چنار تهر ان
جولان غول خشكسالي
حریم درجه یک نقش جهان اصفهان با خاک يكسان مي‌شود
گردشگري، فرصتي كه ناديده گرفته مي‌شود
جزييات وام 20ميليوني گردشگري
نفس پايتخت به شماره افتاده است
خاک سست
شیرابه، بلای جان ماهی های شمال
میر اث پارسه؛ نماد پیشکش داد و مهر به جهانیان
بازار داغ گردشگري در زمستان
روياي ديرينه تحقق حساب اقماری
تبر بر ريشه ‌ريه‌هاي تنفسي ايران
تکرار سرنوشت کارون در «تجن»
گوردخمه های همدان زیر تیغ جویندگان گنج
حفاظت پیشگیرانه، بهترین درمان برای موزه‌هاست
روستاگردي؛ كليد مهاجرت معكوس
گردشگري؛ معدن ارزي كه نمي‌بينيم
سونامي خطر با خشكي گاوخوني
ميراث عليه ميراث جهاني شوشتر
بلعیدن یک شهر به بهانه طرح توسعه دانشگاه
رازهاي آتشكده چك‌چك
شهرهاي ماشين‌محور بلاي جان شهروندان
خطر نابودي در كمين اقليم كشور
استمداد از رهبري براي نجات خليج فارس
گره پالایشگاه بر محیط‌زیست شهر ری
بیشتر
کد خبر: 88006 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۸ - 11:50
هزار راه نرفته در گردشگري
با استانداردهاي جهاني، پاسارگاد نيز جاذبه محسوب نمي‌شود

هزار راه نرفته در گردشگري

چندی است مدیران رده بالای سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کشور در سخنان خود پِیاپی ازگردشگری می گویند. ...

قانون- سياوش آريا

چندی است مدیران رده بالای سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کشور در سخنان خود پِیاپی ازگردشگری می گویند. از سویی دیگر، بیشتر مدیران و مسئولان فرهنگی مانند، استانداران، شهرداران و... ، همگی با گفتارهایی دلنشین و زیبا به این جستار می پردازند. اینکه مسئولان ما به تازگی به ارزش این پیشه بسیار مهم و درآمدزا برای مردم پی برده اند جای بسی خشنودی است، ولی آیا به راستی برای رسیدن به چنین جایگاهی و در کل گسترش پیشه گردشگری تنها شعار دادن بسنده است؟ برای رسیدن به جایگاه مناسب در گردشگری چه راه هایی را باید پیمود؟ و چه کارهایی نیاز است انجام شود تا به این جایگاه رسید.در این جستار تنها به برخی موارد و تجربه های موجود بسنده (اکتفا) خواهد شد :

برای اینکه بتوان سرزمینی را دوست داشت، نخست باید آن را شناخت

ایران با دیرینگی و پیشینه توانگر و فرهنگ سِتُرگ خود، از کشورهایی به شمار می‌آید که همواره در همه زمان‌ها مورد توجه دیگر کشورها بوده، است و خواهد بود. این کشور با داشتن 17 یادمان تاریخی – فرهنگی ثبت شده در سازمان یونسکو از آن دسته کشورهایی است که توجه گردشگران جهانی را به خود جلب کرده است. از سویی ایران با داشتن طبیعتی زیبا، فراوانی جنگل‌ها، کوه‌ها، رودها و تالاب‌ها و همچنین آثار تاریخی گرانبها و ارزشمند ملی، همه گونه‌های گردشگری (تاریخی، ادبی، هنری، دریایی، طبیعت گردی و...) را در خود داراست و به گفته‌ای با همه پسندها جور است.

اما با همه این داشته‌ها ما هنوز نتوانسته‌ایم از آن بهره مناسب و درستی ببریم و به درآمد برسیم و تن رنجور و بیمار پیشه گردشگری را جانی تازه ببخشیم و از این راه کشور را از رکود اقتصادی نجات دهیم.

نکته در خور نگرش و مهم این است که، با وجود این همه یادمان‌های تاریخی و بی‌مانند، هنوز هیچ کدام از آن‌ها به جاذبه تبدیل نشده‌اند حتي بازمانده‌های جهانی ما؟! هرچند تا اندازه کمی می‌توان به پارسه یا همان تخت جمشید و نقش جهان اشاره کرد و امیدوار بود، ولی حقیقت آن است که ما نتوانسته‌ایم از این همه ارزش، شکوه، بزرگی و تمدن دیرینه، بهره‌ای ببریم و گواه این سخنان هم وضعیت موجود در گردشگری و آمار ورودی گردشگران به کشوراست. هرچند نگارنده باورمند است تا هنگامی که گردشگری در درون کشور راه نیفتاده و گسترش پیدا نکند پرداختن به برون از مرزها کاری بیهوده است زیرا تا همه مردم و مدیران با فرهنگ، تاریخ و هویت و شناسنامه خود آشنا نشوند گامی به جلو برداشته نخواهد شد. ازدیگرسو، نکته مهم دراین پیشه، شیوه رفتار و برخوردهاست که از آن با نام رفتارگردشگری یاد می‌کنند و ما تا جایگاه اصلی حتي در این مورد هم بسیار فاصله داریم.

در اینجا برای آنکه، این نهاده روشن‌تر شود و بدانیم که جاذبه شدن چه مولفه‌هایی دارد به نمونه‌اي اشاره مي‌كنم. چندی پیش با یکی از دوستان همکار که درپیشه گردشگری درکشور بسیارکوشاست درباره گردشگری گفت وگو می کردیم. او چنین آغازکرد، چند تَن فرانسوی را برای بازدید به پاسارگاد که بی همتاترین و ارزشمندترین مجموعه جهانی نزد ایرانیان است و به گفته ای دُردانه یادمان‌های باستانی ما به شمارمی آید، برده بودم. آن ها به هنگام ورود و پس از دیدن آرامگاه کورش بزرگ، با شگفتی افروخته و ناراحت شدند و حاضر به بازدید ازدیگر بخش ها نشدند و درپاسخ دوست‌مان چنین گفته بودند، مشتی سنگ و کاخ ویران در بیابان گرم و بی آب و گیاه (برهوت) را نشان ما می دهید چه ارزشی دارد که برای دیدن آن، ما را به اینجا آورده اید. دوست من برای‌شان توضیح داده بود و ازشکوه و بزرگی این مجموعه گفته بود، ولی آن ها در پاسخ چنین بیان کرده بودند که اگر این همه چیزهایی که می گویید درست است ، پس چرا هیچ گامی (اقدامی) برای آن ها انجام نداده‌اید، جاده ای مناسب برای آن طراحی نکرده اید و...، و به حال خود رها شده اند... به هر روی آن‌ها خرسند نشده و درخواست برگشت به شیراز را داده بودند.

نمونه‌هایی از این دست بسیار است که همگی ما با آن روبه رو شده‌ایم (دست کم کسانی که در این رشته کار می‌کنند و کوشا هستند).

با آوردن این نمونه، خوانندگان به روشنی آگاه شدند که ما برای رسیدن به جایگاه راستین تا چه اندازه فاصله داریم. هرچند شاید برخی بگویند این نمونه، نمی تواند گواهی بردرستی سخنان ما باشد و از نمونه های نادراست، ولی تجربه های بسیاری از این دست وجود دارد که باید پذیرفت و درپی گشایش راه پذیرفتنی (منطقی) و دانشی (علمی) برای آن بود. زیرا از نکات بسیار مهم درگردشگری برای یک جایگاه تاریخی- فرهنگی، ساخت مجموعه های سرگرم کننده، آموزشی، گردشگری (تفریحی) و نشان دادن نماهنگ و فیلم وابسته (مرتبط) با آن جایگاه، پخش کتابچه و بروشور، پدیداری رستوران، فروشگاه های خوراکی و همه آنچه نیاز یک گردشگر خواهد بود، است.

اما مهم‌ترین نکته در پیشه گردشگری، زیرساخت‌های یک مجموعه است. از ساخت جاده درست و درخور تا ساخت هتل. برگزاری جشنواره‌ها وهمایش‌ها درهمان مجموعه درهمه ماه های سال و شناساندن آن به گردشگران و بسیاری ازموارد دیگرکه دراین جستار نمی‌گنجد.درشهری مانند شیراز که ما دو چکامه سرای (شاعر) بلندآوازه و نامی و جهانی مانند، حافظ و سعدی، باغ جهانی و زیبای اِرم، مجموعه زندیه (ارگ کریم خانی، موزه پارس، بازاروکیل، مسجد وگرمابه وکیل) با شمار فراوانی خانه‌های تاریخی و بی‌همتا داریم، هنوز نتوانسته‌ایم آن‌ها را به جاذبه تبدیل کنیم و هیچ‌گونه گیرایی برای گردشگران ندارد و به گفته‌ای بی روح، خسته و ناتوان است! اما همان مولوی بلخی ما که امروزه در ترکیه است و همه میهن پرستان نگران و ناراحت برای ازدست دادن و به یغما بردنش به نام کشور ترکیه هستند (که این نگرانی بجا و درست هم است) سالانه شمار فراوانی گردشگر را به سوی خود جذب کرده زیرا در سراسر سال، جشنواره‌ها، همایش‌ها و شوهای گوناگونی در آن مجموعه درحال برگزاری است و شادابی و خوشی (نشاط) را برای گردشگران رقم می زند. حال آنکه ما برای حافظ و سعدی که رَگ غیرت ما و شناسه و هویت ما و از چکامه سرایان بزرگ ایران به شمارمی‌آیند چه کرده‌ایم؟ تنها سالی یک روز را درسالنمای رسمی کشور به آنان ویژه کرده‌ایم و تازه برای آن روزهم هیچ برنامه درخوری نداریم! اگر در پاسخ بگویید که برای روزحافظ، این مجموعه بسیارشلوغ بود، باید گفته شود بیش از 80 درصدمردم خود شیرازیظ ها بودند، بازمانده افراد هم بیشترشان مهمان شیرازی‌ها بودند که گردشگر به شمار نمی‌آیند. از سوی دیگر نیاز است به این نکته اشاره شود که شلوغی این مجموعه در این روز بیشتر به دلیل رایگان بودن آن است!

به هر روی و کوتاه سخن تا هنگامی که پرسمان (مساله) گردشگری به دغدغه اصلی و راستین همه مسئولان تبدیل نشده و برای آن برنامه ریزی مناسب انجام نشود و مهم تر از همه هزینه نشود، هیچ کاری از پیش نخواهیم برد و روز به روز نیز بر دشواری های موجود افزوده خواهد شد. به ویژه که به تازگی تَب سفرهای درون کشوری و برون مرزی شتاب بیشتری گرفته و بدون دودلی (تردید) درآینده با این رَوند با دشواری رو به رو خواهیم شد.

عضویت در کانال تلگرام قانون

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.