انتخاب تاریخ:   /  /   
<stylestyle ویژه‌نامه بی‌قانون منتشر شد آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران
ورزش
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
افشای یک تخلف بزرگ
گزارش كامل بازي ايران و عراق
مصافي براي ماندگاري
مرد اشتباهی!
تیم لاکچری ها!
درخواست های بی نمک
پوشش جدید پیرمردها
تیم ملی به هماهنگی رسیده است
نگران ادامه تورنمنت هستم
دیدار ایران و عراق فینال زود رس است
پنالتی گیت
بازي نخست يوزهاي ايراني با برد پنج برصفر به پايان رسيد
هر بازی برای ایران فینال است
نخستین شکار یوزها
بی معرفت‌ها را شما می‌سازید
پرچم صلحي بدون پارچه سفيد
مدعیان بزرگ برای جام ملت‌های بزرگ
اشتباه استراتژیک وزیـر
آماده‌باش يوزهاي ايراني
هنر مهندسي در خدمت فوتبال
شمارش معكوس تا نبرد بزرگ
رازهای یک شرکت مرموز
تحریمِ پاداش
تساوی سرخابی ها در بودجه، بحثی انحرافی است
فغان از مصدومیت
احتمال‌چهار حذف خبرساز توسط کی‌روش
ایران کاندیدای اصلی قهرمانی در جام ملت های آسیاست
آقایانِ تا ابد اپوزيسیون!
ورژن کهکشانی پرسپولیس
کپی رایت اجباری
من از پنجره باز می ترسم
جنبش ملی یک تیم
وزنه بردار گیلانی در حال فلج شدن
تَكرار آقای کاندیدا
دولت واگذاري سرخابي‌ها را تصويب كرد
تبعيض؛ اين دروغ خون‌آلود !
چراغ سبز به VAR
خط خوردن پورعلی گنجی از لیست خرید
سلطنت جاسوس‌ها
وضعیت مبهم ستاره ایرانی برای جام ملت‌ها
ورزشگاه آقای نابغه
مساوي ياران برانكو در نصف جهان
انتخابات پارالمپیک داغ تر از المپیک خواهد بود
تیم ملی فوتبال اسیر بازی تاج و تخت
مشکل مالی خاصی نداریم
بیرانوند فعلاً مشتری رسمی ندارد
صعود فوتسال ایران به رده پنجم جهان
رفتارها علیه پرسپولیس شرم آور است
تبریز میزبان مسابقات فوتسال زیر ۲۰ سال آسیا شد
بدترین تراژدی زندگی‌ام، نگرفتن مدال المپیک است
بیشتر
کد خبر: 91924 | تاریخ : ۱۳۹۷/۹/۲۵ - 18:58
تبعيض؛ اين دروغ خون‌آلود !

تبعيض؛ اين دروغ خون‌آلود !

«تبعیض علیه تیم‌های شهرستانی»؛ این کلیدواژه خطرناکی است که تازگی‌ها بیشتر از قبل در فوتبال ایران تکرار می‌شود. یک دوقطبی‌سازی خوفناک جغرافیایی- اجتماعی که لابد اگر منافع فردی بطلبد، امیر قلعه‌نویی – بچه نازی‌آباد تهران- هم بی‌رحمانه آن را تقویت می‌کند

قانون-رسول بهروش/ روزنامه‌نگار

«تبعیض علیه تیم‌های شهرستانی»؛ این کلیدواژه خطرناکی است که تازگی‌ها بیشتر از قبل در فوتبال ایران تکرار می‌شود. یک دوقطبی‌سازی خوفناک جغرافیایی- اجتماعی که لابد اگر منافع فردی بطلبد، امیر قلعه‌نویی – بچه نازی‌آباد تهران- هم بی‌رحمانه آن را تقویت می‌کند. سرمربی محترم سپاهان بعد از بازي با پرسپوليس گفته، دارند سر تیم شهرستانی او را می‌بُرند تا سرخپوشان پایتخت به سومین قهرمانی متوالی نزدیک شوند. او البته در تبریز هم از این حرف‌های خطرناک زیاد زده بود؛ سخنانی که شاید در کوتاه‌مدت با ایجاد جنگ‌های روانی باعث کسب برخی امتیازات شود اما در بلند مدت ریشه این ملک و مملکت را می‌سوزاند. اگر این سال‌ها برای تماشای مسابقات پرسپولیس یا استقلال به خارج از تهران سفر کرده باشید و نوع برخورد برخی از هواداران میزبان را دیده باشید، حتما می‌دانید که داریم در مورد چه آفتی حرف می‌زنیم؛ بغض ترسناک و خشم مجهولی که سنگ می‌شود و بر سر کودکان می‌بارد، فحش می‌شود و زن و بچه هواداران رقیب را به رگبار می‌بندد، کینه و عداوت می‌شود و هر روز به فاصله‌های کاذب مردم این سرزمین دامن می‌زند. امروز زور پرسپولیس بیشتر است و به خاطر موفقیت‌های چند سال گذشته، سنگ‌های درشت‌تری نثارش می‌شود اما بی‌گمان اگر استقلال هم در همین جایگاه بود، دشمنی‌های مشابه را تجربه می‌کرد. امثال امیر قلعه‌نویی برای اینکه یک جام دیگر به مجموع موفقیت‌های‌شان اضافه کنند و بعد از عالم و آدم طلبکار شوند که «چرا مجسمه ما را نمی‌سازید»، آتش به خرمن وحدت و همزیستی این مردم می‌اندازند. امیر خان می‌فرماید پرچم ژاپن به نماد اعتراض علیه تبعیض تبدیل شده است؛ این یعنی او نه درک درستی از ناشایست بودن حمل پرچم ملی کشورهای دیگر دارد و نه قادر است پیامدهای منفی و مصیبت‌بار این آتش‌افروزی‌ها و دوگانه‌سازی‌ها را درک کند. کاش می‌شد دو کلمه حرف حساب با او زد و پرسید از کدام تبعیض سخن می‌گوید؟

در اینکه بسیاری از مردم ایران در سراسر کشورمان با محرومیت شديد دست و پنجه نرم می‌کنند تردیدی نیست. شرم بر آنان که می‌توانند در مسیر رفع این ظلم گام بردارند و این کار را نمی‌کنند. با این همه اما، حداقل در معادلات فوتبال ایران آنچه از آن به عنوان «تبعیض» یاد می‌شود مطلقا وجود خارجی ندارد؛ مخصوصا از جانب برخی باشگاه‌هایی که بیشتر از بقیه بر این طبل می‌کوبند. باشگاه محترم سپاهان اصفهان که امروز در خط مقدم این جبهه ایستاده، شاید یکی از رکوردداران هزینه کردن در تاریخ معاصر فوتبال ایران باشد. این باشگاه قطعا در جمع سه تیم پرهوادار ایران جا نمی‌گیرد، اما حتی خواجه حافظ شیرازی هم می‌داند که سپاهان در این دو دهه چقدر هزینه کرده و شعار «حالا حالا قهرمانیم» محصول کدام ریخت‌وپاش‌های افسانه‌ای بوده است. البته که کسی نمی‌تواند درایت، برنامه‌ریزی و خستگی‌ناپذیری ذاتی اصفهانی‌ها را در تبدیل شدن سپاهان به پرافتخارترین تیم ایران نادیده بگیرد اما بی‌گمان اجتماع شگفت‌آور ستاره‌ها در این تیم هم نقش بسیار مهمی در قد کشیدن طلایی‌پوشان داشته است. همه جای دنیا منابع مالی بر اساس تعداد هوادار تقسیم می‌شود. محال است در اسپانیا حتی تیم‌های نامداری مثل اتلتیکو مادرید و والنسيا هم به اندازه بارسلونا و رئال مادرید پول داشته باشند. در ایران اما سپاهان به شکل مستمر برای دو دهه با نقض کامل تمام اصول «فیرپلی مالی» و با استفاده از حفره‌های پرشمار حقوقی در فوتبال ایران تا آنجا که می‌توانست ستاره جمع کرد و ویترین افتخاراتش را توسعه داد. عجیب اینکه در تمام طول این مدت هم آن‌ها در موضع مظلومیت، مدعی تبعیض بودند و اساسا تخم لق این ادبیات سیاه را اوايل دهه هشتاد محمدرضا ساکت به عنوان مدیرعامل اسبق همین باشگاه در فوتبال ایران شکست. دیگر تیم شهرستانی مدعی مظلومیت هم تراکتورسازی است؛ شاید تنها باشگاه دنیا که برای سال‌های طولانی بهترین ستاره‌های تیم‌های رقیب را به عنوان سرباز به رايگان در اختیار می‌گرفت و باز از زمین و زمان شاکی بود. در حالی که پروسه خصوصی‌سازی پرسپولیس و استقلال بعد از 25 سال جنگ و دعوا هنوز نهایی نشده، تراکتورسازی امسال ظرف 25 دقیقه به بخش خصوصی واگذاری شد و شاید گران‌ترین تیم تاریخ فوتبال ایران را بست اما هنوز هم صدای شکایت از تبعیض در این باشگاه بلند است. شهر دل‌انگيزی که به شهر اولین‌ها شهرت یافته، لابد در عرصه فوتبال هم باید همین خصلت را حفظ کرده باشد؛ پس عجیب نیست که مالک تراکتور اولین شخص حقیقی در دنیا باشد که همزمان دو تیم در يك لیگ فوتبال دارد؛ با شال قرمز فرمانروایی می‌کند و با شال سبز، تیم وسط جدولی‌اش را به جان سایر مدعیان می‌اندازد. باز هم آنکه از همه طلب دارد خود اوست؛ عجیب نیست؟

در این ماه‌ها فراوان گفتند و نوشتند كه در مسیر پیشروی پرسپولیس در آسیا، دولت حمایت زیادی از سرخپوشان کرده و این از مصادیق تبعیض است. مثال‌ها با مزه هستند. وزارت آموزش و پرورش را متهم می‌کنند که چرا ساعت 9 صبح مسابقه رفت پرسپولیس و کاشیما را در مدارس پخش کرده؛ خب حق هم دارند. وزارتخانه باید حداقل هفته‌ای یک بار بچه‌ها را تا غروب در مدرسه نگه دارد و امکان پخش بازی‌های لیگي سپاهان و تراکتور برابر استقلال خوزستان و نساجي قائم‌شهر را فراهم کند تا رفع تبعیض صورت بگیرد! مثال دیگر که هزار بار پتک شد و بر سر پرسپولیس خورد، بازسازی 20 روزه ورزشگاه آزادی برای برگزاری فینال لیگ قهرمانان آسیا بود. به نظر می‌رسد سرخ‌ها هر چه زودتر بايد بابت اینکه در ورزشگاه سلطان قابوس عمان از کاشیما میزبانی نکردند، از تمام تیم‌های مظلوم لیگ برتر عذرخواهی کنند. رنگ کردن در و دیوار آزادی (ورزشگاهی که به تيم ملي هم تعلق دارد و سرخابی‌ها بابت هر بار میزبانی در آن 150 میلیون تومان اجاره‌بها می‌پردازند) تبعیض تشخیص داده می‌شود، آن هم از سوی سپاهان که استادیوم زیبای نقش جهان را به عنوان خانه خودش می‌بیند و البته تراکتورسازی که ورزشگاه بزرگ یادگار امام را در اختیار دارد. حالا بگذریم از اینکه فولادی‌ها هم ورزشگاه اختصاصی خودشان را ساخته‌اند و پدیده هم در استادیوم مدرن مشهد از رقبا میزبانی می‌کند. انگار آنچه بر گرده فلک و فردوس سنگینی می‌کند، همین ورزشگاه کهنسال آزادی است که هزار جای سقفش چکه می‌کند اما برخی بزک کردن دو روزه صورتش را هم نمی‌توانند تاب بیاورند. همين پرسپوليس در روزي براي بازي با سپاهان به اصفهان رفت كه مديرعاملش حق امضا نداشت و حتي نمي‌توانست دستور پرداخت هزينه‌هاي هتل را صادر كند. بعد از بازي اما از اراده آهنيني سخن گفتند كه قرار است سرخ‌ها را به جام سوم برساند!

در همه اين سال‌ها هواداران تيم‌هاي مهمان به آساني و در امنيت كامل به ورزشگاه آزادي آمده‌اند، در بخشي از بهترين سكوهاي استاديوم جا داده شده‌اند، تيم‌شان را تشويق كرده‌اند و بعضا حتي شعارهاي شگفت‌انگيز و ساختارشكنانه سر داده‌اند، بي‌آنكه كوچك‌ترين خطري تهديدشان كند. در تمام اين مسابقات هم عملكرد بلندگوي ورزشگاه و گزارشگران تلويزيوني نسبتا منصفانه بوده است. به راستي اما آيا در برخي ورزشگاه‌هاي خارج از تهران هم فضا براي هواداران مهمان همين‌طور است؟ چقدر سر و صورت خونين ديده‌ايم؟ چقدر شنيده‌ايم كه تماشاچيان تيم‌هاي مقابل را ساعت‌ها سر جاي‌شان حبس كرده‌اند تا اول استاديوم و خيابان‌هاي اطرافش تخليه شود و بعد اين‌ها بتوانند راهي به بيرون پيدا كنند؟ حقيقتا اين همه عصيان و نفرت از كجا مي‌آيد؟ آيا جز اين است كه جوسازي‌ها و هوچي‌گري‌هاي كور و بي‌منطق منجر به پديد آمدن چنين فضاي خشم‌آلودي مي‌شود؟ همين مصاحبه‌هاي مفت و بي‌پشتوانه و همين مظلوم‌نمايي‌هاي تحريك‌آميز است كه باعث مي‌شود خون جوانان بي‌گناه در ايلام و اردبيل كف خيابان را رنگي كند و چندين خانواده گرفتار را تا آخر عمر به سوگ بنشاند. آيا اين بازي، ارزش چنين هزينه‌هاي سنگين و كمرشكني را دارد؟ فوتبال همه جاي دنيا عنصر «وفاق» است اما ما در ايران ناشيانه آن را به عامل «نفاق» تبديل كرده‌ايم و هر ساعت به دشمني‌هاي كاذب دامن مي‌زنيم. بترسيد از اينكه يك روز سر يك بزنگاه مهم اجتماعي، همه ما در اين شكاف و فاصله‌هاي خودساخته سقوط كنيم و سخت‌ترين تقاص را بابت سخيف‌‎ترين حرف‌ها پس بدهيم.

چه بسا تصويري كه برخي مردم شهرستان‌ها از اهالي پايتخت دارند، برآمده از فيلم‌هاي سينمايي زرد و تجاري يا سريال‌هاي ونك به بالاي تلويزيون باشد و آن‌ها تصور كنند همه ساكنان تهران مثل همان مردان و زنان خوش‌پوش و بي‌دغدغه‌اي هستند كه كل پول نفت و گاز مملكت در خدمت رفاه آن‌ها هزينه مي‌شود و البته دولت هم در كنار همه سرويس‌هايي كه به اين جماعت مي‌دهد، مثل پلنگ مراقب است خط و خش روي تيم‌هاي محبوب‌شان نيفتد. شايد خيلي‌ها ندانند ميليون‌ها نفر از مردم همين شهر زير خط فقر زندگي مي‌كنند و در اقتصاد سنگ‌دلي كه ساندويچ كالباس صفر درصدش زير 15 هزار تومان نيست، از خروس‌خوان تا شغال‌خوان عرق مي‌ريزند كه شرمنده زن و بچه نباشند. همه ما كمتر و بيشتر به يك درد مبتلاييم. حداقل به بهانه فوتبال دشمني‌هاي جديد نسازيد. اين لعنتي آمده بود كه رنگي به زندگي كسالت‌بارمان بپاشد و دو ساعت از رنج‌هاي روزمره فارغ‌مان كند. كاري نكنيد كه خودش به يك مصيبت بزرگ‌تر تبديل شود. عذاب‌هاي واقعي، به اندازه كافي روح‌مان را خراش مي‌دهند.  اگر قرار نيست فوتبال مرهم اين مردم دردمند باشد، حداقل اجازه ندهيد مثل نمك روي زخم آن‌ها بپاشد.

عضویت در کانال تلگرام قانون

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.