انتخاب تاریخ:   /  /   
<stylestyle ویژه‌نامه بی‌قانون منتشر شد آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران
فرهنگ و هنر
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
آغاز ثبت آثار برای شرکت در نخستین جشنواره ملیِ هنرهای دیجیتال
رشد زیر سایه‌ حاشیه ها
ترکیب عشق و سینما با ذائقه شرقی
از فرمان قیصر تا فرمان جوجه فکلی
روایتی از سرگشتی انسانی
کله‌پاک‌کن سینما
وضعيت سيمرغ‌هاي جشنواره مشخص شد
نابودی درک و حضور زیبایی در اثر هنری
بلوغ کارگردانی
فقدان شخصیت داستانی
روزِ فیلم‌هایی که از جشنواره اعتبار می‌گیرند
ميركريمي با «قصر شيرين» به اوج بازگشت
رويارويي انعطاف و اغراق!
وامانده در فرم و مفهوم!
لزوم قانون‌گذاری و نظارت تعاملی در رسانه های مختلف
ديدار با يك ذهن جوان
خط بطلان بر يك گمان!
روز متظاهرانه‌های روشنفکری
صف کشی متـوسط‌ها و ضعیف‌ها
خراشِ فالش بر حنجره موسيقي!
رهایی با فرم‌گرایی
روایتگر زیبای یک فاجعه انسانی
از نگاه کیوریتور
انزواي ژانر وحشت بر پرده نقره اي!
انعكاس سيماي زنان در سيمرغ و سينما
«مردمی بودن» مهمترین ویژگی انقلاب است
آشوبِ ستاره‌هاي خاموش!
اميركبير، فرزند خلف اما ناکام رویاهای ضد استعماری
هنر در بودجه مهجور مانده است
6 ایرانی در فهرست ۵۰۰ هنرمند برتر ۲۰۱۸
طرح مجلس برای وزارت‌خانه‌اي كه متولي است ولي هنر ندارد!
پنجاه ميليون ايراني يك بار هم سينما نرفته اند
آلبوم هاي موسيقي درخواب زمستاني
انیماتوریست شرقی با نگاهی جهانی
هشت کتاب در مینای مهتاب
تقابل جهان دیروز و امروز
پرواز سیمرغ‌ها بر فراز آشیانه!
جدول کامل برنامه نمایش فیلم‌ها در جشنواره فجر
مهرمجوزهای ارشاد پای تئاتر جنجالی
جای خالی و یاد ماندگار
كوتاه آمدن مهدي يراحي در برابر ارشاد
گرته برداري از آمريكايي‌ها در صداوسيما
پیاده شده گان در ایستگاه سلینجر
سطرهاي كتاب در سكانس‌هاي سينما
پشت پرده يك ابطال!
زمان آن رسیده که چرخ صنعت تئاتر ایران به حرکت در آید
پخش رابطه جنسي از صداوسيما
درگذشت صدابردار سينما
معضل سينماي قجري!
ترسیم جهان خیالی در پی کشف حقیقت
بیشتر
کد خبر: 92673 | تاریخ : ۱۳۹۷/۱۱/۱۱ - 14:30
خراشِ فالش بر حنجره موسيقي!
به دنبال معرفي خوانندگان سطحي پاپ از طريق صدا و سيما، نقش اين رسانه در نزول ذائقه فرهنگي مخاطبان بررسي شد

خراشِ فالش بر حنجره موسيقي!

كارنامه صداوسيماي ملي ايران به ويژه در حوزه برنامه سازي،كارنامه قابل بحثي است كه طي ارزيابي عملكرد آن به فراز و فرودهاي بسيار برخواهيم خورد

قانون- بيتا محسني

كارنامه صداوسيماي ملي ايران به ويژه در حوزه برنامه سازي،كارنامه قابل بحثي است كه طي ارزيابي عملكرد آن به فراز و فرودهاي بسيار برخواهيم خورد.كارنامه اي كه با ورق زدن و بررسي اش دست كم طي چند سال اخير،سطرهاي فراوان ازكم كاري ها،نازل بودن محتواها،ناشي گري و فقدان خلاقیت را پيش چشممان زنده مي كند.حالا هم كه با فراگير شدن فضاي مجازي از يك سو و بحران مالي رسانه ملي ازسوي ديگر،جبران مافات با مشكلات عديده مواجه است وگويا تلويزيون مجبور است براي پيشتاز بودن در كوران رقابت با فضاي مجازي و رقيب ديرينه اش كه شبكه هاي ماهواره اي است،قيد ته مانده اعتبارش را نيز زده و دست به دامن اسپانسرها و تبليغات شود تا دست كم همان ميزان مخاطب باقيمانده اش را در مشت حفظ كند،حال به هر قيمتي! متاسفانه در جامعه اي كه فرهنگ سازان و تصميم گيرندگان آن،همه چيز و همه كس را در حد ابزاري براي سودآوري مي خواهند،اگر خواسته ناحق آنان ذره اي با بحران مواجه شود دست به دامن هرآن چيز كه در چنته دارند ولو اينكه ضد فرهنگ باشد نيز مي شوند تنها براي اينكه بقاي خود راحفظ كنند.نتيجه اين است كه «هنرمند نماياني» كه در همه رشته ها و سطوح وجود دارند به خاطر پشتيباني مالي،ارتباطات و انتصابات فاميلي و در نازل ترين بخش تنها به دليل دنبال كننده هاي ميليوني در فضاي مجازي، جايگزين هنرمندان واقعي مي شوند،با وجود تمام آن چيزهايي كه روزي مميزي تلويزيون تعبير مي شد،در اين رسانه حضور پيدا مي كنند،گاهي باكمترين سطح تجربه و سواد موسيقي ميكروفون در دست گرفته و حتي آواز مي خوانند و در نهايت ، عكس هايشان بيلبوردهاي تبليغاتيِ فراخِ بزرگراه هاي تهران را در بر مي گيرد و به صحنه كنسرت با تماشاگران ميليوني و هزينه هاي آنچناني راه پيدا مي كنند.

 گريزي كوتاه به بحراني وسيع !

اگر حافظه‌مان را در روزگاري كه به سختي مي توان آن را چالاك نگه داشت تكان دهيم،در دكان صداوسيما، ردپاهاي بسيار از مهماناني خواهيم يافت كه پس از چندي مجري و يا عوامل سازنده برنامه را دچار دردسر و وادار به عذرخواهي براي حضورشان در برنامه كرده اند.گاف هايي كه در تحليل نهايي،مارا به اين سمت مي كشاند كه در روند دعوت و حضور از ميزبانان در صدا و سيمايي كه با پول مردم روزگار مي گذراند،گويا آنچنان كه بايد ارزيابي و حساب و كتاب درخور توجه انجام نمي پذيرد.گويا در اين وادي،كسي هم رغبت نشان نمي دهد كه به نظارت بر اين سازمان پهناور که اگر نه همه كه بیشتر کارکنانش از حقوق و مزایای بهتری از سطح معیشت مردم برخوردارند،بپردازد!در اين ميان به تازگي آماري از مخاطب 87 درصدي تلويزيون در خبر 20:30 اعلام شده است كه با نارضايتي هاي مردم كه پيشتر به آن اشاره شد و بعدتر نيز اشاره خواهد شد،همخواني ندارد، ارقامي كه به گواه كارشناسان،آماري خودساخته و تلاش های روابط عمومی گونه برای موفق جلوه دادن فعالیت های صدا و سیما در جذب مخاطب است.رسانه اي كه روزگاري آنقدر بين مردم معتمد بود كه اكثرا حتي از اظهارنظر كارشناسان وميهمانان دعوت شده در برنامه ها الگو گرفته و به زخمي از زندگي مي زدند اما در ادامه با نزول صدا و سيما،اين اعتماد كم كم جاي خود را به انزجار داد.
اين روزها نيز با فراگير شدن شبكه اي چون «نسيم» و در امتداد آن قوت گرفتن دو برنامه «خندوانه» و پس از آن «دورهمي» موج حضور خوانندگاني با كيفيت نازل و اشعار و ترانه هايي به مراتب بي محتواتر بالاگرفت.مساله اي كه در اولين قدم،
علاوه برکاهش سطح سليقه هنري مخاطب،به شائبه هايي درباره بده بستان هاي پشت پرده با اين افراد دامن زده است،خوانندگاني كه تنها با چند تك آهنگ مطرح شدند و عليرغم داشتن آلبوم با تكيه به همان تك آهنگ ها كنسرت دادند و يا شاكله آلبوم ارائه شده از آنها،تركيب چند ترانه از شاعران گمنام و در نهايت سرقت ادبي بوده است كه در مواردي منجر به شكايت شده و هنوز هم پرونده آن باز است.اما سوال اينجاست كه در تلويزيون ملي ايران كه بزرگان عرصه فرهنگ و هنر و موسيقي را وصله هاي ناجوري مي داند كه به بسترش نمي چسبند و حتي براي پخش آواي ملكوتي «ربنا» از استاد شجريان اما و اگرهاي وابسته به احزاب سياسي دارد،اين افراد چه مي كنند؟فردي كه سواد و تجربه اش به كل در حوزه ديگري است،بدون اينكه ذره اي از هنر بويي برده باشد چطور از چند برنامه تلويزيوني چون «به خانه بر ميگرديم»،مسابقه «پنج ستاره»،«كتاب باز»،«اكسير»و«خندوانه» سردر مي آورد؟!

در خطر قرار گرفتن چند دهه اعتبار هنري

ماجرا از جايي آغاز شد كه تعدادي خواننده كه در ابتدايي ترين جايگاه كاري خود بوده و هنوز آزمون و خطاها،عيار واقعي صدا و استعداد آن ها را مشخص نكرده بود،به يكباره سر از رسانه ملي درآوردند تا از طريق تريبون يكي از پرمخاطب ترين شبكه ها،به تبليغ خود بپردازند.خوانندگان جوان و باهوشي كه البته رگ خواب مخاطب ايراني را نيز خوب مي شناختند؛شروع كار با آواز اصيل ايراني و عشق به موسيقي سنتي!بعد هم نوبت به اجراي زنده مي رسيدوخواننده اي كه ادعا مي كرد شروع كارش با يادگيري دستگاه هاي اصيل موسيقي ايراني بوده،آواز منسوب به «خود» را نيز پرايراد،به سمع مخاطب مي رساند! بعد هم تاييد ناچار «صدا درجه يك» را از مجري تحويل و به واسطه جذابيت هاي ظاهري و هوش سرشار، نبض مخاطب ساده ايراني را در دست گرفته و از همان تريبون براي تبليغ كنسرت خود نيز استفاده مي كردند و همان تريبون با مخاطب ميليوني نيز افزايش دنبال كننده هاي صفحات مجازي آن ها را طي چند ساعت به دنبال داشت! باز سوال اينجاست؛ با كدام پشتوانه ؟! در همين راستا مي توان به اقدام پسنديده و تحسين شده برنامه «خندوانه» اشاره كرد، وقتي با ارزيابي و انتخاب درست مهمان،از محمد معتمدي دعوت به عمل آورد.برنامه اي كه با ميهمان خواننده اش،يكي از بالاترين سطح هاي خود را تجربه كرد و با اشاره هاي كاملا حرفه اي و البته گوياي معتمدي،براي مخاطبان نيز هم پربار و آموزنده و هم سرگرم كننده بود.هدف از اين مثال،مقايسه حضور موآآموثر محمد معتمدی به عنوان خواننده‌ای واقعی در حوزه موسیقی ایرانی در رسانه ملی با حضور چند خواننده‌ تازه‌کار در این رسانه است كه خوانندگان اين گفتار بتوانند با سنجيدن خروجي،به يك نتيجه گيري برسند.اما همين برنامه در ادامه با عدم شناخت و ارزيابي درست،مهماناني را روي صندلي خود نشاند كه براي سازندگان آن،بي هزينه نخواهد بود.
درحالي كه هنوز تكليف ادعاي مبني بردريافتي هاي 100ميليون توماني مسئول دعوت ازميهمان هادر برنامه«دورهمي»ازحمیدهیراد مشخص نيست،جنجال دكترِ به اصطلاح خواننده كه در چندين برنامه تلويزيوني از جمله «خندوانه» به عنوان مهمان دعوت شده بود،چند روزي است كه در فضاي مجازي و خبرگزاري ها دست به دست مي شود،جنجالي كه به دنبال انتشار يك كليپ از فالش خواني و اجراي پلي بك توسط مسعود صابري در كنسرت اخيرش و درامتداد آن پست عذرخواهي رامبد جوان در صفحه اينستاگرام كه به فاصله چند ساعت حذف شدآغازوهيچ توضيحي براي اين اعمال ارائه نشد.گويا بسياري اصلا خود را ملزم به توضيح دادن نمي دانند.همانطور كه «علي اوجي» پس از يك سال گذشتن ازماجراي دعوت از مهمان هاي جنجالي و شائبه بده بستان هاي پشت پرده، به عنوان مسئول دعوت از مهمان هاي اين برنامه، هنوز توضيحي ارائه نداده است.وي كه كارش را با با مدیریت برنامه های برخی خوانندگان پاپ از جمله رضایزدانی آغاز کرده بود،در سال 91 با بازي در نقش كوتاهي در سريال «پژمان» به تلويزيون راه پيدا كرد.درسال 93 نيز چند بار به عنوان كمدين در برنامه«خندوانه»حاضر شدودرنوروز 94 به واسطه اعتماد مهران مدیری به عنوان بازیگر سریال«درحاشیه» ایفای نقش کرد.اوجي تهيه 7 آلبوم موسيقي براي رضا يزداني وهمچنين تهيه آلبوم هاي موسيقي ديگر براي خوانندگاني چون كاوه آفاق،كامران تفتي،برزو ارجمند،ماني رهنما و... رادركارنامه دارد.شاید یکی از دلایلی که در چند قسمت از «دورهمی» همه جور بازیگری فارغ از سطح کیفی شرایط حضور در برنامه را پیدا می کنند داشتن رابطه با همین مسئول انتخاب مهمان است.

گره گشايي با اظهارات ناخواسته يك خواننده

درهمان دوران كه بسياري ازرسانه ها با پيدا كردن نقطه اشتراك هايي از اين اتفاقات،گمانه زني هاي متفاوتي منتشر كردند،ماني رهنما درنشست خبري كنسرت خود كه در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد، درباره پشت پرده حضور خوانندگان در این برنامه اظهار كرد:«وقتی به برنامه‌ دورهمی رفتیم امیدزیادی برای برگزاری کنسرت چهارم اسفند نداشتیم؛چرا که این اتفاق نزدیک به ایام فاطمیه بود.ازتریبون برنامه دورهمی برای معرفی آلبوم جدیدم استفاده کردم. قبول دارم که علی اوجی تهیه کننده آلبوم من و هماهنگ کننده مهمانان برنامه دورهمی است و به قطع روابط آقای اوجی در حضور مادر دورهمی تاثیرگذار بود».صحبت هاي رهنما شايد ابهامات برخي را درباره اين موضوع تا حدودي برطرف كند.كسي كه اين اختيار را دارد كه مهمانان مهم ترين برنامه تلويزيوني را انتخاب مي كند،با همين انتخاب مي تواند افرادي را كه مي خواهد،در دنياي هنر مطرح كند،مي تواند بسياري از خوانندگاني كه مسئول تهيه آلبوم آنها نيز هست را به تلويزيون ببرد و در صحنه اي كه میلیون ها بيننده در گيرنده هاي خود آن را دنبال مي كنند،به مطرح شدنشان كمك كند.مي تواند باعث ضريب خوردن ميزان دنبال كنندگان آنها در شبكه مجازي شود و در نهايت حتي با قدم هايي كه با ارفاق متوسط تعبيرش مي كنيم،مي تواند بر سطح سليقه موسيقايي مردم تاثير بگذارد!

به دنبال يك نقطه اشتراك

براي يافت پاسخ تمام اين ابهامات كه در ابتدا از برنامه «دورهمي» و در امتداد آن در«خندوانه» شكل گرفت، بر آن شديم كه با ارتباط برقرار كردن با عوامل اين دو برنامه به يك جمع بندي و نتيجه برسيم.تلاشي كه در ابتدا ما را به سمت علي اوجي به عنوان مسئول انتخاب مهمان در برنامه «دورهمي» سوق داد.نزديك به يك سال پيش و به دنبال دعوت از حميد هيراد در برنامه «دورهمي»،يك خواننده زيرزميني ادعا كردكه خوانندگان جوان از جمله حميد هيراد،براي حضور در«دورهمي» ،100 ميليون تومان به علي اوجي كه در آن زمان مسئول دعوت از مهمانان اين برنامه بود پرداخت كرده اند.ادعايي كه به دنبال خود،عصبانيت شديد اوجي را به دنبال داشت.به طوري كه او درصفحه اينستاگرام خود اعلام كرد كه از اين فردشكايت خواهد كرد.بعد از نزديك به يك سال،از اوجي جوياي شكايت و نتيجه آن مي شويم.او انجام شكايت را نه تاييد مي كند و نه تكذيب و باسرباز زدن از پاسخ به سوال ما به «قانون» مي گويد:«اين مساله براي يك سال پيش است.چرا دوباره آن را باز مي كنيد؟!حال يا شكايت كرده ام يا نكرده ام.اصلا نمي خواهم درباره اين مساله حرف بزنم!»

گويا عوامل برنامه دورهمي چندان مايل به پاسخگويي نيستند چراكه وفا ملك زاده مدير روابط عمومي اين برنامه نيز،در پاسخ به سوالمان،اظهار مي كند كه اگر اطلاعاتي هم در اين رابطه داشته باشد اجازه صحبت درباره آن را نداشته و تنها مي تواند واسطه اي باشد كه ما را به مدير توليد برنامه يعني مهران عباسپور،وصل كند.عباسپور نيز از پاسخ به سوال ما شانه خالي كرده و به «قانون» مي گويد:«اين پرونده  يك سال است كه بسته شده است.يك فرد در گوشه اي از دنيا،با گوشي موبايلش پيامي رامنتشركرد،ادعايي كه از اساس اشتباه وتنها به خاطر خصومتي بود كه ايشان با آقاي اوجي داشتند.دليل نمي شود كه به دنبال هر ادعاي بي پايه و اساسي ما بخواهيم زندگي خود را تعطيل كرده،زمان بگذاريم و پيگيري كنيم.«دورهمي» تكليفش با خودش و با مخاطبش روشن است.ما اصلا اين ادعا را پيگيري قضايي نكرديم چون اهميتي نداشت.»

عباسپور، در ادامه در پاسخ به اين سوال كه معيار دعوت از مهمانان در اين نوع برنامه ها چيست و آيا سنجش و ارزيابي حرفه اي از آنها صورت نمي گيرد ادامه ميدهد:«برنامه دورهمي برنامه اي بود كه براي حمايت،فرصتي را براي خوانندگان جوان و جوياي نام ايجاد و آن ها را دعوت مي كرد.تيم دورهمي مسئوليتي در قبال اين مساله كه فلان خواننده در كنسرتش فالش خوانده و يا پلي بك اجرا كرده ندارد. اصلا نمي خواهم دوباره اين ماجراها زنده شود!»

به راستي مسئوليت با كيست؟آيا يك برنامه با نزديك به هفتاد ميليون بيننده،كه به جز تعداد اندك اكثريت آنها مخاطب عام بوده و دانش موسيقي ندارند،با دعوت از خوانندگاني با نازل ترين سطح از سواد موسيقي،تاثيري بر جهت دهي به ذائقه مخاطب نمي گذارد؟تاثيري بر معرفي يك خواننده غير حرفه اي به ماركت موسيقي ايران نمي گذارد؟تاثيري بر نزول جايگاه موسيقي در سطح ايران و جهان در دراز مدت نمي گذارد؟! اين ها سوالاتي بود كه عوامل برنامه دورهمي از پاسخ به آن شانه خالي كردند!نقطه شروع معرفي اين نوع مهمان ها اما پس از «دورهمي» و در امتداد خودبه برنامه «خندوانه» نيز سرايت كرد.چراكه اين برنامه نيز كم تريبون خود را در اختيار اين جنس از خواننده ها قرار نداده است.در تازه ترين نتايج نيز،به تازگي ويديويي در فضاي مجازي در حال چرخيدن است كه فردي را روي استيج در حال فالش خواندن از اساس نشان مي دهد كه پيشتر به عنوان مهمان در برنامه «خندوانه» دعوت شده بود؛دكتر مسعود صابري!

پلي بك مسري با منشا انتشار از رسانه ملي!

مسعودصابري در محله اي در جنوب شرقی تهران به دنیا آمد.وي در سال ۱۳۶۸ وارد رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی شدودر سال ۸۴ تخصص خود را در شاخه مغزواعصاب دريافت كرد.صابري همچنين طبق ادعاي خود در برنامه«اكسير»پسرخاله کارگردان مشهور رسول صدرعاملی و خواهر زاده تهيه كننده نام آشنا،علي سرتيپي نيزمي باشد.البته ادعاي مطرح شده از سمت ايشان تا حدودي قرین واقعیت است چون اگر نسبت پسرخالگی صدرعاملی و سرتیپی را درنظر بگیریم ایشان فقط خواهرزاده سرتیپی است و صدرعاملی،پسرخاله مادرشان می شود اما احتمالا چون توصیف رابطه دوم سخت بوده به همان نسبت پسرخالگی بسنده کرده است!صابري خواندن را نيزازسال ۸۸ شروع کرد و بعد از آشنایی با یک دوست آهنگساز،با ترانه سراهای مشهوري چون روزبه بمانی و زهرا عاملی آشنا شد.دکتر صابری ازطریق همسر زهراعامری كه تهیه کننده برنامه «اکسیر»بود، بعنوان کارشناس در کنار فرزاد حسنی وارد این برنامه پرحاشیه شد و به شهرت رسید.اما شايد اكثريت مردم،صابري را از طريق برنامه «خندوانه» بشناسند.برنامه اي در مرداد ماه سال 96 كه صابري در آن به عنوان جراح مغزواعصاب حضور پيداكرد امادرميانه ها به صداي خوش دكتر اشاره شد و مجري از او خواست تا آوازي بخواند.آواز خواندن صابري اماتنها به برنامه خندوانه ختم نشد .بلافاصله از او تك آهنگ هايي منتشر شد و در نهايت در يكي از بزرگترين،مجلل ترين و رسمي ترين سالن هاي برگزاري كنسرت در ايران روي صحنه رفت.كنسرتي كه عوامل بسياري باقدرت و نفوذ خود به عنوان اسپانسر در آن نفوذكرده و با سرمايه گذاري و به كارگيري سلبريتي ها در تبليغات براي كنسرت،تمام بليط هاي آن را به فروش رساندند.اما اين كنسرت وقتي وارد حاشيه شد كه به دنبال انتشار يك كليپ چند ثانيه اي ازآن،مشخص شد كه صابري،علاوه بر اجراي پلي بك در بخش هايي،در همان ميزان هم كه خودش خوانده مرز هاي فالش خواني را جابه جا كرده است!فالش خواني كه به حدي محرز بود كه بسياري از خود پرسيدند چرا افرادي كه براي حضور در اين كنسرت پول داده اند اعتراضي نكردند؟!شايد به اين دليل كه بسياري از افراد حاضر در كنسرت،حتي نمي دانستند خارج خواندن چيست،به همين جهت و به ادعاي بعضي از حاضران در اين كنسرت،فرياد «عالي بود دكتر» سر مي دادند! هياهو در فضاي مجازي اما كماكان خاموش نشده است.بلافاصله بعد از انتشار این کلیپ موجی از اعتراض در رسانه‌ها به راه افتاد.به طوري كه در تاريخ 6 بهمن ماه رامبد جوان مجبور شد با انتشاري پستي در صفحه اينستاگرامش به خاطر دعوت از اين فرد در برنامه «خندوانه» عذرخواهي كند.هرچند اين پست بلافاصله حذف شد و جوان توضيحي نيز ارائه نكرد.به فاصله دو روز و در تاريخ 8 بهمن، پستي در اينستاگرام مسعود صابري منتشر شد كه او نيز از حضور در برنامه «خندوانه» از مردم عذر خواسته بود!اين پست نيز بلافاصله حذف و از طريق كانال رسمي همراهان ايشان اطلاع رساني شدكه صفحه مجازي صابري هك شده و اين پست به همين دليل منتشر شده است!در ادامه نيز رسانه هاي بسياري ازجمله «هفدانگ»باساختن یک کلیپ نشان دادند که مسعود صابری از کدام نقطه به صحنه کنسرت رسیده است.صابري نيز با ادامه اعتراضات ساكت ننشست و نسبت به تمام اين اتفاقات واكنش نشان داد.

 

 

پناه بر مظلوم نمايي از شرِ «مافياي موسيقي»!

صابري در بخشي ازمصاحبه خود با روزنامه شهروند، با اشاره به حاشيه هاي كنسرت دي ماه، ادعا كرده كه تمام فیلم‌های این دو کنسرت را داردوهرکس بخواهد می‌تواند از روی ‏آنها ثابت کندکه در آن کنسرت پلی‌بک نخوانده‌ است ودرادامه اظهار مي كند كه اصلا بازرسان ارشادنمی‌گذارند کسی درکنسرت پلی‌بک بخواندوندانستن این ‏قضیه از سوی رسانه‌ها عجیب است!ادعاهاي صابري اما بسيار شبيه به توجیه های هيراد بعد از انتشار فيلم پلي بك خواندنش در فضاي مجازي است!همان دوران كه ادعا مي كرد فيلم ها ساختگيست اما درنهايت وبااثبات از طريق چند كارشناس موسيقي در برنامه«حالا خورشيد»مجبور به عذرخواهي ازمردم شد!همين موضوع ادعاي بازرسي كارشناسان ارشاد مبني بر پلي بك نخواندن را نقض مي كند،همانطور كه بعد از بالا گرفتن ماجراي كنسرت جنجالي هيراد،بسياري ادعا كردند كه تنها هيراد نيست كه پلي بك اجرا كرده و بسياري از خوانندگان مطرح و نام آشنا نيز به دلايل مختلف از جمله سرما خوردن شايد مجبور شوند يك قطعه را پلي بك اجرا كنند و نظارتي هم در آن وجود ندارد!صابري اما به بيان همين نكته بسنده نكرده و عذر هاي بدتر از گناهي را مطرح مي كند كه جالب توجه است.وي در همين مصاحبه و با اشاره به اين نكته كه در این قضیه «مظلوم» واقع شده، کلیپ چند دقیقه‌ای پربازدیدی را که درباره‌‌اش منتشر شده، نتیجه ‏تلاش‌های «مافیای موسیقی» برای زمین زدنش می‌داند:«این کلیپی که مافیای موسیقی میلیون‌ها تومان هزینه ساخت و ‏نیز انتشار آن کرده و مثلا خواسته با مقایسه من با کیم کارداشیان مرا به برندسازی و خودنمایی محکوم کند، از نوع ‏انتشارش مشخص است که ریشه درستی ندارد. این را هر کسی می‌داند که اینستاگرام و سایت‌ها برای پخش یک کلیپ یا تبلیغ پول زيادي می‌گیرند،آن‌وقت این‌که این کلیپ با این فراگیری منتشر می‌شود خودش بهترین شاهد بر این ‏مدعاست که من مسعود صابری که بین مردم و مافیای کثیف موسیقی قرار گرفته‌ام، از نظر این مافیا باید زمین بخورم و بی‌اعتبار ‏شوم تا پس از این نه‌تنها مسعود صابری، بلکه هیچ‌کس دیگری جرأت نکند خودش برای خودش کنسرت برگزارکند و پولش را ‏به‌جای این‌که به مافیای موسیقی بدهد، خرج بچه‌های محروم این دیار کند!»

اختيار تام اتاق فكر ها!

در گام آخر و به دنبال ريشه يابي اين جنجال ها به سراغ عوامل برنامه «خندوانه» رفتيم.اما پس از تماس هاي پي در پي نه مجري و نه تهيه كننده هيچ كدام پاسخگو نبودند.در نهايت امير عباس اشرف،روابط عمومي شبكه نسيم درباره دلايل خرج كردن اعتبار تلويزيون براي حضور چنين افرادي در صدا و سيما به «قانون» مي گويد:«قطعا براي دعوت از مهمان ها ارزيابي هايي صورت مي گيرد اما اين ارزيابي وابسته به مناسبات هر برنامه است.به اين دليل كه  هربرنامه براي خود اتاق فكر دارد و ارزيابي و دعوت از مهمان را بر حسب شرايط خود مي سنجند.به همين واسطه اگر خللي ايجاد شود شبكه مسئول آن نيست.چون شبكه اين اختيار را به اتاق فكر هر برنامه داده كه تصميم گيرنده باشند».اشرف درباره مديريت و معاونت شبكه درباره ميزان نظارت بر ارزيابي و عملكرد اتاق فكر برنامه ها ،اظهار مي كند:«ما به عنوان متولي خروجي كار را در نظر مي گيريم،در عين حال ممكن است هركس در هر كجا به عنوان مهمان دعوت شود و يك سال بعد اصلا جرمي مرتكب شود.شبكه و برنامه مسئوليتي در قبال آن ندارد.براي مثال همين حاشيه اخير درباره آقاي صابري.ايشان در برنامه خندوانه نه به عنوان خواننده كه به عنوان پزشك حضور پيدا كردند كه بله در كنارش آواز هم مي خواندند و صداي خوشي هم داشتند.اشاره آقاي جوان هم در حد يك تعريف كوچك از صداي ايشان است نه در حد تبليغ براي كنسرت گذاشتن»!

رسانه بي اعتبار،ريسك كننده تمام عيار!

بايدگفت كه به گمان بسياري،صداو سيما،به خاطر ادعاهاي چون مسائل مالي،برنامه هاي خود را به اسپانسر ها و شركت هايي واگذار مي كند كه آنها نيز ،براي جذب مخاطب و در امتداد آن سودآوري،سراغ سليقه هاي كف موسيقي مي روند،افرادي كه در فضاي مجازي دنبال كننده هاي ميليوني دارند و گويا اين تنها معيار براي مورد تاييد بودن آنهاست!اما سوال اينجاست كه چطور رسانه ملي كه امروز خود روي لبه تيغ راه مي رود،اندك اعتبار خود را صرف و خرج افرادي مي كند كه از نظر عيار هنري چيزي براي ارائه ندارند؟!

هوشنگ كامكار،آهنگساز واز اعضاي شوراي عالي خانه موسيقي ايران در پاسخ به اين سوال به «قانون» مي گويد:«صداي سيماي ايران چهل سال است كه اعتباري ندارد.براي همين از معرفي اين افراد هيچ واهمه اي نداشته چون چيزي براي از دستن دادن ندارد.من دوست دارم درباره مسئله اي صحبت كنم كه كسي درباره آن چيزي نمي داند.اما اين مساله را،بسياري مي دانند،بسياري از مردم اين كليپ را ديده اند و حتي خنديده اند،اما بايد به حال آنچه بر موسيقي اين مرز و بوم آورده اند، هاي هاي گريه كرد.متاسفانه فعالان حوزه موسيقي،نخبگان،منتقدان،رسانه ها و مطبوعات،نتوانستند آنچنان كه بايد تلاش و مردم را آگاه كنند، نتوانستند كاري كنند كه جامعه جهت نگاهش را  به آثار خوب برگرداند.نتيجه اينكه مردم به جاي اينكه به خاطر پولي كه داده اند،حق خود را كه تماشاي يك اجراي زنده در كنسرت است مطالبه كنند،مي خندند و تنها تلاششان اين است كه خود را با اين شلوغي هاي مجازي همراه كنند».

در اين كوران سود حرف اول را مي زند!

فريدون آسرايي،ترانه سرا،آهنگساز و خواننده پاپ اما اجراي پلي بك را نه محدود به دو فرد خاص كه بسيار فراگيرتر حتي در سطح جهان مي داند و در اين رابطه به «قانون» مي گويد:«كنسرت ها در اين برهه از زمان با كنسرت هاي سال هاي پيش بسيار متفاوت است.آن سال ها كنسرت برابر بود با اجراي زنده و كساني كه بليط كنسرت ها را مي خريدند مطمئن بودند كه يك اجراي زنده تماشا خواهند كرد.اما حال سال هاست كه در كنسرت ها هر بيست تراك اجرا شده زنده نيستند.اين كنسرت ها بيشتر شبيه به يك شو و نمايش است.خواننده اي كه چندين روز متوالي كنسرت دارد و تازه كار  هم هست به دليل تجربه كم تا حدي توانايي اجراي زنده را دارد و شايد يك يا دو تراك را پلي بك اجرا كند.تا جايي كه اطلاع دارم قانون هم نظارت و اصراري به زنده بودن برنامه ها ندارد.از طرفي در بسياري از شهرستان ها موزيك زنده ممنوع است و خواننده مجبور به اجراي پلي بك مي شود.همچنين در بسياري از برنامه هاي ارگاني،جُنگ ها و جشن هايي كه مي گذراند پلي بك اجرا مي شود و اصلا از همان جا اين رويه قوت گرفت».خواننده آلبوم تحسين شده «عشق يعني» ادامه مي دهد:«گاهي پيش مي آيد كه خواننده مريض مي شود.يعني نزديك به اجرا و درست زماني كه تمام بليط ها فروخته شده و نزديك به صد ميليون پول سالن و تبليغات پرداخت شده است.اينجا ديگر نمي توان بهانه آورد كه خواننده سرما خورده و حالش بد است و برنامه را به هم بزنند!به همين جهت در بعضي قطعه ها كه انرژي بيشتري مي طلبد و حنجره مريض نمي تواند آن را به نحو احسن پردازش كند مجبور به اجراي پلي بك مي شوند.من به هيچ وجه اين رويه را تاييد و يا نفي نمي كنم.تنها مي گويم يك روند عادي است.اما بايد ديد آيا خواننده در تمام اجراهايش همين كار را انجام داده؟البته مساله آن دو فرد كه انتقاد اهالي موسيقي را به دنبال داشت فكر مي كنم بيش از اجراي پلي بك ، فالش خواندن بود كه اين جاي بحث دارد و يك عمل و روند غير حرفه اي است». آسرايي با اشاره به اين نكته كه در اين كوران،سود حرف اول را مي زند اظهار مي كند:« يك تهيه كننده موسيقي كه با بسياري از خوانندگان جديد و تازه به ميدان آمده همكاري كرده،در نشست خبري كنسرت يكي از اين افراد،عنوان كرد كه اينجا از من درباره كار فرهنگي سوال نكنيد.من يك بيزنس من هستم و مي خواهم از اين خواننده پول دربياورم!داستان امروز ما همين است كه اين يك بيزنس است و بسياري از آن نان مي خورند.به همين دليل از داد و ستد پول هاي آنچناني ابايي ندارند.مثل برنامه اي كه ادعا شد 100 ميليون از برخي دريافت كرده و آنها را دعوت كرده است.در همان برنامه بخصوص،از من نيز شش بار دعوت شد.اما من پول خواستم چون روند اين برنامه ها را مي دانم.منِ نوعي يا در صورتي كه پول دريافت كنم در اين برنامه ها حاضر مي شوم و يا وقتي كه كنسرت و آلبومي داشته باشم و بخواهم آن را معرفي كنم.اما وقتي براي يك فرد هزينه ميليوني مي شود تا در آن تريبون حاضر شود كه درست يا غلطتش هنوز هم مشخص نيست يعني يك جاي كار مي لنگد!»

دوري از اصالت و نزديكي به سراشيب افول هنر!

محمد مهدي گورنگي،آهنگساز،كارشناس موسيقي،عضو كانون آهنگسازان سينماي ايران و خانه موسيقي،درباره نقش رسانه ملي در معرفي موسيقي گذرا و هنر سطحي به مخاطب و ماركت موسيقي به «قانون» مي گويد:«متاسفانه تهيه كنندگان صدا و سيما به تنها چيزي كه فكر نمي كنند هنر وعيار و اعتبار هنرمند است.بسياري از تهيه كننده ها كه در حال همكاري با سازمان هستند و اصولا پيكره حال حاضر صدا و سيما را تشكيل داده اند،تنها  به منفعت و كسب سود فكر مي كنند و پول هايي كه پشت اين قضيه دست به دست مي شود تنها براي بولد كردن برخي افراد با هدف ويژه و بدون در نظر گرفتن آسيب هايي است كه به فرهنگ و موسيقي متفكرانه و هنري ايران وارد مي شود. اين قضيه هم نه تنها در موسيقي كه گريبانگير تمام لايه هاي اجتماعي حال حاضر ايران شده است.حال اين دو فرد كه چند صباحي است نامشان نقل محافل شده تنها ظاهر و ويترين يك مافياي عظيم هستند كه در حال بلعيدن نيمي از موسيقي اصيل ايراني است.اينجا صحبت از شخص نيست بلكه بايد به ريشه ها،چگونگي و دلايل ورود اين افراد پرداخت».

گورنگي با ريشه يابي جزئي از اين معضلات،ادامه مي دهد:«ما وقتي به موسيقي سنتي، اصيل و آكادميك خود توجه نمي كنيم.مسلما موسيقي هايي در اطراف ما رشد مي كنند كه بي هويت اند و همان مقدار ناچيز اعتبارشان از كنسرت ها و برنامه هايي است كه مخاطب عام به دليل نداشتن شادي و يا دانش كافي در آن ورود مي كنند.مسئولين و بانيان هنر نيز باد به غبغب مي اندازند كه مكاني براي تخليه انرژي مردم ايجاد كرده اند فارغ از اين تفكر كه اين اقدامات، دور شدن از اصالت و هنر واقعي و نزديك شدن به يك سراشيبي است كه اگر ادامه پيدا كند حتي گوري براي موسيقي باقي نمي ماند كه بتوانند بر سرآن گريه كنند!همين حالا نيز من در دانشگاه با دانشجويي مواجه مي شوم كه وقتي از او درباره دستگاه هاي موسيقي ايراني مي پرسم نهايت جوابش به من تنبك و حتي گيتار است!يعني يك دانشجوي رشته هنر، نام دستگاه هاي ايراني كه هويت فرهنگي خودش هست را نمي داند.شما ديگر به عمق فاجعه پي ببريد.»

ياد دوراني كه كنسرت،اجراي زنده بود بخير!

خشاياراعتمادي،خواننده اولين آلبوم موسيقي پاپ بعد از انقلاب،درباره فراگير شدن پديده پلي بك خواني در كنسرت هاي چند سال اخير به «قانون» مي گويد:«در كنسرت هاي خارج از ايران به دليل حركات و دنس هايي كه انجام مي شود،خواننده ناچار است به دليل رساتر بودن آنچه امكان دارد در هنگام حركت جا بماند،بعضي قسمت ها در يك قطعه و نه تمام آن قطعه را پلي بك اجرا كند.اما در كنسرت هاي ايران كه اين اتفاقات از اساس نمي افتد اصلا پلي بك خواندن معني ندارد.اين پديده در صدا و سيما اتفاق مي افتد و عادي است چراكه در برنامه هاي رسانه ملي،اجازه نشان دادن ساز را نمي دهند.اما در كنسرت اين عمل،يك نمايش و كلاه گذاشتن بر سر مردم است.اينجا حتي در تمرين هم لب خواني را تمرين مي كنند چه برسد روي استيج!»اعتمادي همچنين با اشاره به هدايت شده بودن تمام كنسرت هايي كه در يك دهه اخير روي صحنه مي روند ادامه مي دهد:«بازار موسيقي بازار عرضه و تقاضا است و متقاضي بدون آنكه بداند اين روند را خواسته و ارائه كننده هم به او تحويل مي دهد.شما ببينيد يك تهيه كننده جلوي يك خواننده چطور صحبت مي كند و علنا اشاره مي كند كه خواننده صرفا يك ماشين پولسازي است نه چيز ديگر.در صورتي كه تهيه كننده بايد خواننده اش رابزرگ كند و به او ارزش ببخشد.»

اعتمادي با اشاره به نقش گسترده صدا و سيما در اين بحران اظهار مي كند:«يادم هست يكبار براي برنامه اي به سازمان رفتم.در پشت صحنه آن برنامه ، تهيه كنندگان چند برنامه پرطرفدار تلويزيوني،خواننده اي كه در حال حاضر بسيار معروف شده است را كنار كشيده بودند و با او حرف مي زدند.آن ها به او پيشنهاد حضور در برنامه هاي پرطرفدارشان را دادند،مشروط به اينكه كنسرت سال آينده آن خواننده براي آنها باشد!اين تنها بخش كوچكي از يك رانت عظيم هنري است.حالا هم كه به خاطر صلاح برخي ديگر،من و امثال مرا از رسانه دور كردند،اما ياد دوراني بخير كه ما نوزده قطعه را به طور زنده روي صحنه كنسرت اجرا مي كرديم...!»

 

 

عضویت در کانال تلگرام قانون

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.