انتخاب تاریخ:   /  /   
<stylestyle بوکتاب قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران
کد خبر: ۱۰۱۱۹۶ | تاریخ : ۱۳۹۷/۲/۱۸ - شماره: 1195
امير علي‌اكبري، مبارز آزاد ايراني در گفت‌وگو با «قانون»:

فكر مي‌كنند چون مبارزه مي‌كنم‌ آد مخوار هستم

محمد سجاد بهی/ عکس/ دنیا اصغرزاده / قانون


در مدرسه همیشه مرا مبصر یا انتظامات می گذاشتند تا کسی دعوا نکند. اهل دعوا در خیابان نبودم و بیشتر وقتم را مشغول ورزش بودم

مادرم آپديت شده، در روزهاي اول فقط نتيجه را مي‌پرسيد اما در مبارزه آخرم به سالن مسابقات آمد و به زودي مرا هدايت مي‌كند!

در MMA یک مشت می‌خورید، بیهوش می شوید، 30 ثانیه یا یک دقیقه بعد به هوش می آیید و به زندگی‌تان ادامه می دهید!

كشتي‌كچ‌كارها حتي از نفر صدم مبارزه آزاد نيز كتك مي‌خورند زيرا كار ما مبارزه و كار آن‌ها بدلكاري است

گفتند امير علي اكبري به خاطر محروميت از كشتي، ديوانه شده و به جايي رفته كه مي‌زنند و مي‌كشند!

به هيچ عنوان مبارزه زیرزمینی نداریم؛ فایت زیرزمینی و شرط بندی دروغ محض است


حتي چشم هايش نيز به شما مشت مي زند! جذبه نگاه او هر بيننده تلويزيوني را به وحشت مي اندازد اما بايد از نزديك با غول ايراني مبارزه آزاد گفت‌وگو كنيد تا متوجه شويد كه پشت اين همه قدرت و شجاعت، يك قلب مهربان و يك ذهن زيبا قرار گرفته است. امير علي اكبري را حالا همه در دنيا مي شناسند. جنگجو يا گلادياتور ايراني كه آوازه اش از شرق تا غرب كره خاكي پيچيده و پرچم ايران با دستان پر توان او در دنياي خشن انسان ها به اهتزاز در آمده است. وطن و مادر تنها دلخوشي هاي او در اين دنيا هستند. اگرچه به سنت ها پايبند است اما براي ازدواج به هيچ عنوان سنتي فكر نمي كند! او دنيا را به مبارزه مي طلبد چون ايمان دارد كوهي از امداد غيبي پشت سر او قرار دارد. با ما همراه باشيد تا به شما بگوييم چگونه قهرمان ايراني پس از تحملِ چند سالِ پرفشار و زندگي در غربت، به اوج قله رسيد تا ايرانيان به او افتخار كنند.در ادامه گفت وگوي «قانون» با امير علي اكبري را مي خوانيد.

کمی از MMA بگویید. بسياري از دوستداران ورزش های رزمی اطلاعات چندانی از این رشته ندارند. آیا یکدیگر را به این شدت می زنید؟!

Mix Marshal Arts . یعنی مجموع هنرهای رزمی. یعنی هرهنري که ورزشکار بلد است! مسابقات آن در سه راند پنج دقیقه ای برگزار می شوند. بین هر پنج دقیقه یک دقیقه استراحت وجود دارد. اگر شما ضربه سنگین بزنید که حریف ناک اوت یا بی هوش شود، بازی تمام است. یا در موقعیتی قرار می گیرید که شما مدام به او مشت می زنید و او نمی تواند دفاع کند، داور تشخیص می دهد که بازی تمام است. یا فنی می‌زنید که حریف نمی‌تواند مقاومت کند، ممکن است جایی از بدن او بشکند یا خفه بشود، داور بازی را تمام می کند. یا اینکه هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتد و سه راند را کامل بازی می کنیدو در انتها امتیازها را می شمرند و برنده را اعلام می کنند.

در مصاحبه ای گفته بودید که خانواده شما زمانی که قصد ورود به این رشته را داشتید، نگرانی زیادی داشتند و به آن ها گفتید قوانین سفت و سختی در این رشته وجود دارد اما الان می گویید که احتمال بیهوشی زیاد است!

آن زمان اول کار بود و خواستم به این روش خانواده را گول بزنم!(با خنده) اما الان به خوبی متوجه شده اند. به هرحال این نیزجزيی از بازی است! اتفاق خاصی نمی افتد. یک مشت می‌خورید، بیهوش می شوید، 30 ثانیه یا یک دقیقه بعد به هوش می آیید و به زندگی‌تان ادامه می دهید! مساله سختی نیست! فقط یک لحظه می خوابید!

پیش از شما نیز ورزشکار ایرانی بوده که در MMA فعال باشد؟

قبل از من، کمال شعله روز بود که در آمریکا زندگی می‌کرد. همچنین رضا مددی که در سوئد زندگی می کند. یکی، دو نفر دیگر نیز هستند که خودشان را ایرانی نمی دانند و من نیز صلاح نمی دانم اسم‌شان را بیاورم. اما دو نفری که اسم‌شان را بردم، خودشان را ایرانی می‌دانند و پیش از من وارد این رشته شدند و در UFC فایت می کنند.

یک تفکری وجود دارد که می گویند، MMA جزوی از کشتی کچ است.

ببینید، کشتی کچ شوآف و در واقع فیک این رشته است. در این رشته همه مسائل از وزن کشی و کری خوانی و بازی، واقعی است و بعد از بازی نیز با هم رفیق می شویم اما در کشتی کچ یک سناریو اجرا می شود. کارگردان متنی را نوشته است که برای مثال شما این ضربه را می‌خوری یا این فن را می‌زنی. ضربه‌هایی که زده می شود نمایشی است و هیچ ضربه واقعی ندارد.

شما کشتی گیر بودید و ناگهان از این رشته سردرآوردید.

اتفاقاتی افتاد و باعث شد از کشتی بیرون بیایم. پس از آن دو پیشنهاد خوب داشتم که یکی از آن ها از شرکت آمریکایی پارادایم بود و با آن ها به توافق رسیدم. مرا به کمپی در تایلند فرستادند و در آنجا سه سال آموزش دیدم. پس از سه سال آموزش، شروع کردم به مبارزه در مراحل پایین و در حال حاضر در بهترین سطح جهان بازی می کنم و رنک من در رنکینگ جهانی تمام فایترهای دنیا، 25 است.

در مورد کری خوانی قبل از مسابقه کمی بگویید. در ابتدا با هم صحبت می کنید اما چرا ناگهان به سمت يكديگرحمله می کنید؟!

گاهي دو یا سه ماه مانده به بازی، حریفان مشخص می‌شوند. پس از آن دو مبارز برای هم کری خوانی می کنند که من می‌زنم و... بعضی وقت ها این کری خوانی ها در وزن کشی بسيار زیاد می شود. خارجی ها هم کمی بددهن تر از ما هستند و فحش می دهند و آنجا مجبور می شویم عکس العمل نشان بدهیم! کری خوانی بیشتر برای این است که از لحاظ روحی و روانی سوار حریف بشوید.

حریفان چگونه مشخص می شوند؟

برای اینکه خوب متوجه شوید، باید بگویم مانند فوتبال است. در دنیا لیگ های مختلف MMA داریم مانند لالیگا، بوندس لیگا و... برای مثال UFC که برای آمریکاست یا ACB که برای روسیه است. تمام این لیگ ها رتبه بندی شده اند. ACB که من در آن بازی می کنم، سومین لیگ برتر دنیاست که وقتی شما با این سازمان قرارداد می بندید، خودش طبق رنکینگی که دارید، برای شما بازی می گذارد. یعنی شما فقط قرار داد می بندید و برنامه بازی ها دست آن‌هاست.

این مسابقات، منبع مالی مناسبی هم هست. یعنی درآمد خیلی خوبی دارد.به این راحتی نیست. ورزشکاران رشته های دیگر فکر می‌کنند در این رشته می توانند پول پارو کنند. من سه سال فقط تمرین کردم و از جیبم خرج کردم. بعد از آن نیز یک سال بازی کردم و درآمد خوبی نداشتم. وقتی رنک شما بالا می آید و به مرحله ای می رسید که می توانید با سازمان های خوب دنیا قرارداد ببندید، تازه به درآمد می رسید. اینگونه نیست که هرکجا بروید بازی کنید به شما پول بدهند. برخي جاها هستند که از شما پول می گیرند و به شما بازی می دهند تا رکورد به دست بیاورید. چون این ورزش حرفه ای است، پول خوب و حرفه ای نیز در آن وجود دارد اما اینگونه نیست که تا برسید به شما پول بدهند. باید حداقل 6 یا هفت برد خوب و پشت سرهم داشته باشید تا به سطح قابل قبولی برسید.

در ایران دیده شده که مبارزات زیرزمینی انجام می شود و شرط بندی های کلانی نیز در آن وجود دارد. در این فضا کار کرده اید؟

در مورد مبارزات زیرزمینی یک موضوعی را بگویم. از زمانی که فیلم فرانکی آمد و نشان داد که او می رفت زیرزمین ومبارزه می‌کرد و شرط بندی می‌کردند، یک ذهنیت نادرستی به وجود آمده که متاسفانه حتی در فیلم های ایرانی نیز وجود دارد! ما به هيچ عنوان مبارزه زیرزمینی نداریم. فایت زیرزمینی و شرط بندی دروغ محض است. سازمانی هست در ایران به نام IFC که مسابقات را بدون مجوز برگزار می کند اما زیرزمینی نیست. تلویزیون اینترنتی دارد و در اینستاگرام هم مسابقات را پخش می کند. اینگونه نیست که شما را ببرند زیرزمین و در یک جای کثیف و تاریک بازی کنید! شیک و مرتب مسابقات را برگزار می‌کنند و فقط مجوز ندارند. در هیچ کجای دنیا فایت زیرزمینی نداریم. فقط یک نوع دعوای خیابانی داریم که در آمریکاست. ورزشکاران مخصوص خودش را داردکه در خیابان مبارزه می‌کنند و شرط بندی می شود و فقط بوکس است. مانند MMA نیست. MMA در هیچ کجای دنیا زیرزمینی برگزار نمی شود.

به هرحال شرط بندی دارد.

شرط بندی آن مانند فوتبال است. آنگونه که سایت‌هایی برای فوتبال هست و در آن شرط بندی می کنند، برای MMA نیز سایت هایی هست که برای بازی های مختلف شرط بندی می کنند و حتی ورژن ایرانی آن نیز وجود دارد اما هیچ درآمدی از این شرط بندی ها به فایترها نمی رسد و به همین خاطر شرط بندی ها نمی توانند در تعیین نتیجه بازی‌ها تاثیرگذار باشند. شما اگر شکست بخورید بیشتر از آنچه شرطبندی به شما بدهد، ضرر می‌کنید. باخت در MMA شما را یک سال عقب می اندازد و به این راحتی نیست که امروز ببازید و فردا دوباره یک بازی بزرگ بگیرید. دو باخت می تواند شما را از رده خارج کند.

منبع درآمد شما از کجاست؟

اول اسپانسرهای شخصی که خودمان می گیریم و بعد قراردادی که با آن سازمان یا لیگ می بندیم. شما وقتی با یک سازمان قرارداد می بندید، برای بازی یک پولی می‌گیرید، برای برد یک پولی می گیرید، برای ناک اوت در راند اول یک پولی می گیرید، برای ناک اوت در راند دوم یک پولی می‌گیرید و... شما اگر وارد مسابقه شوید و در راند اول حریف را ناک اوت کنید، بهترین پول آن شب را گرفته اید. اصل در آمد از قراردادی است که با سازمان بسته اید. به جز این اسپانسرهای شخصی نیز هستند که درآمد آن فقط برای فایتر است و به سازمان یا کسی پولی نمی رسد.

فردی مثل شما چون چهره است، اسپانسرها راحت به سراغش می آیند اما فردی که بخواهد از صفر شروع کند به نظر کار خیلی سختی دارد تا به این مرحله برسد.

من که روزهای اول اسپانسر نداشتم. یکی، دو سال است که اسپانسر گرفته ام. سه، چهارسال تمرین کردم، از جیب زدم، کارم را در ایران رها کردم و به تایلند رفتم. یعنی هم کار نداشتم و کار نکردم و هم اینکه از جیبم خرج کردم. این نبوده که من تا رسیدم اسپانسرها بیایند. ضمن اینکه من با بک‌گراند چهار مدال طلای دنیا وارد این رشته شدم. اینگونه نیست که برای مثال شما به عنوان یک قهرمان استانی وارد این رشته شوید، 10تا اسپانسر پیدا شود. این رشته حرفه ای است. سطح رزمی ما نیز در ایران صفر و حتی زیر صفر است. به همین دليل اگر شما بخواهید به جایی برسید که دیده شوید و اسپانسر بگیرید، زمان زیادی لازم دارید. درواقع اینگونه نیست که از روز اول یکی پیدا شود و شما را حمایت کند؛ خود فایتر باید یک راهی را برود، بعد که دیده شد به او کمک می کنند این راه را سریع‌تر برود.

در کودکی و نوجوانی اهل دعوای خیابانی واین‌قبيل مسائل بودید؟

در بچگی همه ما این مسائل را داشته ایم! حالا هرکس بسته به منطقه زندگی‌اش فرق داشته، کسی که در شمال شهر زندگی می کرده شاید آرام و کسی که در جنوب شهر بوده با چوب دعوا کرده است! من از 11 سالگی مشغول ورزش بودم. صبح و بعدازظهر تمرین کرده ام. بیشتر وقتم را در باشگاه گذرانده ام. مربیانی که داشتم مراقب بودند راه کج نروم چون شما وقتی ورزش می کنید به خصوص در کشتی، از همسن و سال های خودت قوی‌تر می شوی و شاید دوست داشته باشی به آن ها زور بگویی! چون کشتی‌گیر بودم، در مدرسه همیشه مرا مبصر یا انتظامات می گذاشتند تا کسی دعوا نکند! در کل اهل دعوا در خیابان نبودم و بیشتر وقتم را مشغول ورزش بودم.

حمایت از شما بالاست. شما برای هر نوع طرز فکری در ایران حتی طرز فکرهای مختلف سیاسی، محبوب هستید. شاید سربند یا حیدری که می بندید در این محبوبیت تاثیر پررنگی داشته باشد. این به دليل اعتقاد قلبی شماست یا مقداری هم نمایش و به قول معروف شو در آن وجود دارد؟

خدا را هزار مرتبه شکر می کنم که از هیچ دسته و طیف سیاسی تا به حال یک ریال هم نگرفته ام. نه این وری هستم، نه آن وری! کاری با کسی ندارم. همه درآمدم تا به حال از خارج کشور بوده است. سربندی که می بندم، درواقع اعتقاد قلبی من است. از روزی که MMA را شروع کردم، نیتم این بوده روزی که به سطحی رسیدم که کل دنیا مرا ببیند این سربند را ببندم. خدا را شکر، بستم و دیده شد. خودم را جزوی از مردم ایران می دانم. نه چپی هستم و نه راستی. همین که بتوانم هرایرانی، فرق نمی کند چه طرز فکری دارد، شاد کنم و او به من به عنوان یک ورزشکار ایرانی افتخار کند و باعث غرور و سربلندی او بشوم، برایم کافی است.

برای کسانی که علاقه دارند در این رشته فعالیت کنند، برنامه ای ندارید؟

کارهای کوچکی را شروع کرده ام. نمی توانم تمام وقتم را روی این موضوع بگذارم اما به ورزشکارانی که می بینم شرایط‌شان مناسب است، کمک می‌کنم و با هم تمرین می‌کنیم. به تازگی شرکتی را راه‌اندازی کرده ایم که بتوانیم برای آن ها بازی بگیریم که مجانی بازی نکنند و از آن ها سوءاستفاده نشود. در کل آنچه که در حد توانم هست، انجام می دهم. با افرادی که به درد این رشته می خورند و شاید در ایران از همه بهتر باشند ،تمرین می کنیم و برای بازی ها آماده می شویم و هرکاری از دستم بر بیاید برای‌شان انجام می دهم.

رشته شما اگر بخواهد رسمی شود، زیرمجموعه چه فدراسیونی خواهد بود؟

این رشته زیر مجموعه فدراسیون ورزش های رزمی است اما چون از پایه و ریشه حرفه ای است و ورزشکار آماتور ندارد، فدراسیون نمی تواند کاری کند. اگر هم قرار باشد فدراسیونی برای آن تشکیل شود، باید یک فدراسیون حرفه‌ای باشد. بيشتر فدراسیون ها برای بازی های آماتور هستند؛ مانند بوکس آماتور یا کیک بوکس آماتور یا کشتی و... که ورزش‌های المپیکی و آماتور هستند اما MMA چون یک ورزش حرفه ای است، باید آزاد باشد تا بتوانیم سازمان هایی را برای برگزاری بازی ها ثبت کنیم و در واقع مجوز برگزاری بازی ها را بگیریم.

این مساله را پیگیری کرده اید؟

بله و خدارا شکر در حال جلو بردن کارها هستیم. به دنبال این هستیم که در ایران یک بازی برگزار کنیم اما نیاز داریم که به ما مجوز بدهند. محدودیت های زیادی وجود دارد اما گام به گام که جلو می رویم اوضاع بهتر می شود. روز اول که این ورزش را شروع کردم، گفتند علی اکبری دیوانه شده است و رفته جایی که می زنند و می کشند! رفته رفته فرهنگ‌سازی کردیم و وقتی مردم دیدن که ورزش سالمی است به آن علاقه مند شدند. مانند فضای مجازی که زمانی نا شناخته بود اما اکنون همه مردم حداقل در یک شبکه مجازی عضو هستند، این رشته نیز راه خودش را در پیش گرفته و جلو می‌رود. البته این موضوع زمان بر است اما ما تمام تلاش‌مان را به کار گرفته ایم.

بهترین و بدترین مبارزه ای که داشته اید از نظر خودتان کدام بوده است؟

بهترین مبارزه من با تیلور بود که خیلی سر و صدا فراواني به پا کرد. پیش از مسابقه نیز با هم کری خوانی کردیم. بازی آخرم را نیز دوست داشتم، به خاطر اینکه مادرم در سالن بود. پس از 15 سال فعالیت در ورزش حرفه ای برای اولین بار مادرم بازی مرا از نزدیک تماشا می کرد و این اتفاق برای من مهم و جالب بود. بدترین بازی من با کروکاپ بود ،چون در دو روز، سه بازی داشتم. پشت پایم پاره شده بود، خسته بودم، دستم آسیب دیده بود اما چون مسابقه برای کمربند بود باید بازی می کردم؛ در غیر این صورت کلی رنک از دست می دادم و پولی هم به من نمی‌رسید. روی رینگ رفتم، راند اول ناک اوت شدم. بازی خوبی نکردم شاید اگر سالم بودم، نمی گویم می توانستم او را ببرم اما می‌توانستم بازی بهتری انجام بدهم.

گفته بودید که مادرتان زمانی که بازی دارید خیلی استرس دارد، چطور شد که به سالن آمد تا مسابقه شما را تماشا کند؟

در این مدت آپدیت شده است! (با خنده) روزهای اول به هيچ عنوان مبارزاتم را نگاه نمی کرد و فقط می پرسید که برده ام یا باخته ام! مدتی که گذشت، بازی ها را پس از اینکه تمام می شدند، نگاه می کرد. پس از آن چند بازی را به صورت مستقیم از گوشی نگاه کرد و بازی آخر را به سالن آمد! شاید در آینده کنار رینگ بنشیند و مرا كوچ (مربي‌گري) کند!

پس از بازي به شما چه گفت؟

بلافاصله پس از بازي او را به رختكن آوردند. ديدم رنگش پريده و دستانش يخ زده است! گفتم حالت چطور است،گفت وقتي حريفت به تو مشت مي زد، نزديك بود از حال بروم اما بعد از آن بهتر شدم! گفتم بازي بعدي هم براي تماشا به سالن مي آيي، گفت؛ امروز آپديت شدم و بازي بعدي هم مي آيم!

در خارج از کشور طرفدار زيادي دارید؟

در خارج از کشور دو دسته طرفدار داریم. یکی ایرانیان هستند که بیشتر از مردم داخل مسابقات و بازی ها را دنبال می کنند؛ به خاطر اینکه این رشته در خارج از ایران شناخته شده تر است. دوم مردم کشورهایی هستند که در آنجا بازی کردم ،مانند ژاپن. یک سال و نیم در ژاپن بازی کردم و حدود هفت مسابقه داشتم و ژاپنی هایی که طرفدار این رشته هستند، جذب شدند. در حال حاضر نیز در روسیه بازی می کنم و رفته رفته طرفداران روسی بیشتر می شوند.

شرکت هایی که با آن ها قرارداد می بندید، مانند جاهای دیگر تمام حقوق مادی و معنوی را متعلق به خودشان می دانند یا حق و حقوق شما را به خوبی می دهند؟

خدا را شکر در این ورزش، رأس هرم خود ورزشکار است. یعنی هرکسی که قرار است در کنار ورزشکار درآمد داشته باشد، از خود ورزشکار پول می گیرد. مربی، منیجر، باشگاه و... اول پول به ورزشکار پرداخت می شود و سپس او دستمزدها را می پردازد. درصدها نیز مشخص است و برای مثال 10درصد به باشگاه می رسد، 10 درصد به منیجر و... همه چیز دست خود ورزشکار است.

آیا پیش آمده که پس از مسابقه، حریف شما بیرون از سالن یا ورزشگاه از شما انتقام بگیرد؟

این رشته با تمام خشونت هایی که دارد، این‌گونه است که شما وارد رینگ می شوید و 15 دقیقه به شدت مبارزه می کنید. زنگ پایان مسابقه که به صدا در می آید، چه برده باشی و چه باخته باشی، حسی به سراغ شما می آید و حریفت را بغل می کنی و انگار نه انگار اتفاقی افتاده است. تا به حال نیز فکر نمی کنم پیش آمده باشد که پس از بازی، کسی بیرون از رینگ با حریفش دعوا کرده باشد. روح این ورزش بزرگ است.

با کشتی‌کچ گیرها به قول معروف لج هستید؟

کاری به آن ها نداریم كه بخواهیم لج باشیم! آن‌ها کارخودشان را می کنند و ما نیز کار خودمان را می کنیم. این رشته طرفداران زیادی دارد. کار آن ها نیز قابل احترام است و سختی های خاص خودش را دارد. براي مثال ورزشکار ممکن است از ارتفاع سه متری بپرد که این مساله نیاز به تمرین دارد، بدلکاری باید بلد باشید و... .

اگر امیر علی اکبری با بیگ شو مبارزه کند، او را می زند؟

نه علی اکبری،شما بگویید نفر صدم MMA! مثل اینکه من بروم فوتبال بازی کنم. بدون شک هرکسی از کنارم رد شود یک لایی به من می زند! آن کشتی کچ گیر هم کارش مبارزه نیست؛کارش بدلکاری است.

ماجرای کشتی کچ عربستان و ایران چیست؟ این دو نفر از کجا آمدند؟

متاسفانه صفحات ایرانی در فضای مجازی کمی جوگیر و احساساتی هستند. یکی از آن دو ایرانی که در عربستان آن نمایش را راه انداختند، کسی بود که زمانی از یکی از کشتی‌گیرهای ما استفاده کرد و در فضای مجازی روی آن کار کردند و کمی معروف شد. این ها همه از پیش تعیین‌شده است. بعد از اینکه روی او کار کردند و او را ساختند، جایی بردند که خودشان می خواستند. چهار نفر عربستاني که به هيچ وجه ورزش بلد نیستند، کسی را که با پرچم ایران آمده می زنند و از رینگ بیرون می اندازند و آن ها نیز فرار می کنند! این ها همه شوآف است. متاسفانه بعضی ها پول می گیرند و عرق و وطن خودشان را می فروشند. تنها جایی که می شود این کار را کرد نیز کشتی کچ است چون در آن سناریو می نویسند.

آیا یک نفر در دنیا حق این را دارد که با پرچم یک کشور دیگر، بازی کند یا مسابقه بدهد؟

بله؛ در ورزش حرفه ای این گونه است. برای مثال من ایرانی می توانم بگویم من روسی هستم. کسی به شما نمی‌گوید سند بیاورید ببینیم کجایی هستید. شما می‌توانید خودتان تعیین کنید که با پرچم کدام کشور بازی کنید. این بستگی به خود ورزشکار دارد. آن دو نفر نیز فکر می‌کنم بک گراند ایرانی دارند و با استفاده از کشتی گیران‌مان، مقداری روی ایرانی ها کار کردند و کمی شناخته شدند و بعد از آن کاری را که از آن ها خواسته شده بود، در ازای دریافت پول انجام دادند.

پیشنهادی از خارج کشور نداشته اید که با پرچم قطر، امارات یا... مبارزه کنید؟

در ورزش حرفه ای این مسائل وجود ندارد و به قول معروف مد نیست. شما می توانید بروید در قطر زندگی کنید، با پرچم قطر آنقدر مبارزه کنید که دیده بشوید و اسپانسر قطری بگیرید و از طرف دولت قطر نیز حمایت شوید اما این باب نیست که مثل ورزش آماتور کسی بگوید بیا برای کشور ما بازی کن، چون همان‌گونه که گفتم رأس هرم در این رشته خود ورزشکار است. همه امیرعلی اکبری را به عنوان یک برند ایرانی که وارد MMA شده و بالا می رود، می شناسند. فکر می کنم افتضاح و بد باشد برای من و مردم کشورم که پرچم کشورم را بخواهم برای 50 هزار یا 100هزار دلار عوض کنم.

خانمی ایرانی ادعا کرده که MMA کار است آيا او را مي‌شناسيد؟

ترجیح می دهم در مورد افرادی که شوآف می کنند، صحبت نکنم. ما فایترهای خوبی مانند مسعود رنجبر داریم که با خود من نیز تمرین کرده یا حسن یوسفی و... در مورد کسانی که می شود نام فایتر را روی آن ها گذاشت صحبت می کنم اما خواهشم این است که در مورد افرادی که شو بازی می کنند از من نپرسید. در بخش بانوان ما یک فایتر سوئدی داریم که خوب فایت می کند. او ایرانی است و با پرچم ایران مسابقه می‌دهد. به جز او فایتری که چهار بازی را ببرد و بگوید من هستم و در یک سازمان شناخته شده عضو باشد، نداریم. بيشتر به چین می روند و در سازمان‌های سطح پایین بازی می کنند تا در فضای مجازی شوآفی راه بیندازند و بگویند ما خفن هستیم! سطح چین آنقدر پایین است که حتی در بین 100 لیگ جهانی MMA نیز ثبت نشده است! مانند این است که شما بروید در زمین خاکی سرکوچه تان بازی کنید و بگویید من فوتبالیست بزرگی هستم! به خاطر همین این افراد را نمی توان با فایترهای دیگری که در جاهای خوب بازی کرده اند و رنک گرفته اند، مقایسه کرد.

آيا ماجراي دوپينگ را هديه اي از طرف خدا نمي‌دانيد؟ اتفاقي كه باعث شد ماندگارتر شويد.

من به اين معتقدم؛ تمام انسان‌هايي كه روي كره زمين هستند نسبت به خواسته هايي كه در ذهن دارند و براي آن‌ها تلاش مي كنند، يك رسالتي دارند. من روزي آروزيي از خدا خواستم كه از آن روز زندگي من دستخوش بالا و پايين‌هاي زيادي شد و خداراشكر اكنون در حال رسيدن به ثبات است. بارها شده كه نماز شكر خوانده‌ام و به خدا گفته‌ام خوب شد از كشتي بيرون آمدم، با وجود اينكه آن وضعيت پيش آمد و كلي ناراحتي و فشار را تحمل كردم. فرداي روزي كه از كشتي بيرون آمدم، از MMA‌ پيشنهاد به دستم رسيد. در اين ماجرا دست خدا را مي بينم و اكنون مي دانم كه رسالتم در اين رشته بوده است. شايد كشتي يك پيش زمينه يا پيش‌نيازي بوده كه خودم را براي اين رشته تقويت كنم.

از خدا چه خواسته بوديد؟

اين مساله اي بين من و خدا. من در كشتي نيز زحمت مي كشيدم. افرادي كه با من هم دوره و هم تيمي بودند، شاهد اين موضوع هستند. شايد بيشتر از ورزشكاراني كه در سطح يك دنيا و در رشته هاي ديگر تلاش مي كردند، تلاش مي كردم. قهرمان دنيا بودم و حدود سه سال هيچ شكستي نداشتم اما مي ديدم كه اتفاق خاصي نمي افتد و زندگي‌ام عوض نمي شود. روزي با خدا صحبت كردم و گفتم من از تمام ورزشكاران حرفه اي دنيا هم بيشتر تمرين مي كنم، اگر قرار است اينقدر زحمت بكشم، مرا بزرگ امتحان كن. از فرداي آن روز، زندگي من زير و رو شد. دو، سه بار رفتم نوك قله و برگشتم به ته دره! اما خدا را شكر از اين امتحانات بيرون آمدم و الان به جاي خوبي رسيده ام. راهي را رفتم كه سختي دارد. صبح و بعداز ظهر، سخت تمرين مي كنم. مشت مي‌خورم، مشت مي زنم، آسيب مي بينم اما راهي است كه هرچقدر زحمت بكشيد، همان قدر هم اجر و پاداش مي گيريد.

با توجه به نمايي كه ازدرون رينگ ديده مي‌شود، شما را يك ورزشكار و انسان خشن تصور مي كنيم؛ اين همه خشونت را خودتان چطور مي‌بينيد؟!

بسياري مي ترسند، فكر مي كنند چون مبارزه مي كنم ، پس آدمخوار هستم! در حالي‌كه زندگي شخصي من به خاطر اينكه در اين ورزش از لحاظ انرژي منفي تخليه كامل مي‌شوم، آرام است. در هر تمرين حدود يك ساعت مشت مي‌زنم و كلي فعاليت دارم، به همين دليل ديگر انرژي نمي‌ماند كه بخواهم بيرون از باشگاه يا رينگ، خشونت داشته باشم. در زندگي شخصي حال ندارم از جايم بلند شوم!(با خنده) به هرحال وقتي وارد رينگ مي شويد بايد انتهاي خودتان باشيد، يعني نهايت آنچه كه درون شماست بايد خالي شود. درست است،خشونت وجود دارد. هرآنچه شما درون رينگ مي بينيد واقعيت دارد اما از آنجا كه بيرون مي آييم، همه چيز عوض مي شود.

اين همه انرژي يا به تعبيري خشونت را در رينگ از كجا مي آوريد؟ منبع اين نيرو از كجاست؟

خواسته هايي در سرم دارم كه براي رسيدن به آن ها ازبچگي هركاري كرده ام و همين كار را هنوز ادامه مي دهم. با اينكه هنوز تا رسيدن به آن ها فاصله دارم اما نزديك شده ام. براي رسيدن به خواسته هايم، صدا يا ندايي مرا هرروز ساعت هشت صبح با كلي انرژي از خواب بيدار مي كند و مي گويد بلند شو و برو كه تو بايد در آينده نزديك بهترين باشي. اين باعث مي شود كه هر روز صبح و بعداز ظهر تمرين كنم بدون اينكه از پا بيفتم.

آيا شده سربندي كه مي بنديد، هنگام مشكلات و گرفتاري ها به شما نيرو بدهد و كمك كند؟

باورتان نمي شود. من اين راه را يك تنه پيش بردم. روز اولي كه وارد اين رشته شدم، گفتند محروميت او را ديوانه كرده است! در اين راه از دست غيب كمك گرفتم. اين را حس كرده ام و در كنار خودم ديده ام. از خدا و ائمه در اين راه كمك‌هاي زيادي ديده ام و اعتقادي به آن ها پيدا كرده ام كه به هيچ عنوان آن را با دنيا عوض نمي كنم. به مشكلات زيادي برخوردم، به تمام ايران رو زدم اما نشد. به جايي رسيدم كه ورزش برايم تمام شد و همه چيز را تمام شده مي ديدم. اين را تا به حال جايي نگفته ام. به جمكران رفتم، دو ركعت نماز خواندم. گفتم خدايا اين همه زحمت كشيدم. سه سال با آن وضعيت و شرايط سخت در تايلند تك و تنها بودم. همه چيز تمام شد. وقتي برمي گشتم، وسط راه تلفنم زنگ خورد و مشكلم حل شد. در آن لحظه دستانم مي لرزيد. مي خواهم بگويم از اين راه آنقدر گرفته ام كه دنيا هم زير و رو شود، ذره اي در اعتقادات من تاثير نمي كذارد.

پيش از شروع مسابقه و هنگامي كه مي‌خواهيد وارد رينگ شويد، ديده شده كه مداحي پخش مي‌شود.

هميشه اين‌گونه نيست. آهنگي دارم كه آن را يك خواننده زيرزميني براي من خوانده است. از روز اول با همين آهنگ جلو آمده ام. من دنبال شوآف نيستم كه بخواهم مداحي پخش كنم تا مورد توجه قرار بگيرم. آن سربند «يا حيدر» كه مي بندم، اعتقاد قلبي من است. زمين زير و رو شود و قيامت بشود، آن را از سرم باز نمي كنم. ممنوع الخروج و ممنوع‌الورود شوم، هزار اتفاق برايم بيفتد، دنيا را به من بدهند، فرقي برايم نمي كند. اين سربند را براي دلم بسته ام. اگر قرار باشد مداحي گوش كنم، در خلوت خودم اين كار را انجام مي دهم. بچه هياتي بودم و هستم و خودم باني هيات هستم. در راه امام حسين (ع) هستم اما اينكه بخواهم براي خوشامد چهار نفر اين كار ها را انجام بدهم و جلب توجه كنم، اشتباه است. متنفرم از اينكه بخواهم امام حسين را وسيله كنم كه چهار نفر بخواهند به من توجه كنند.

مجرد هستيد؟

بله.

به نظر مي‌رسد با اين شرايطي كه داريد، درحال‌حاضر نمي‌توانيد ازدواج كنيد!

براي ازدواج، شما بايد كسي را پيدا كنيد كه بتوانيد با او زندگي كنيد. اين مهم‌ترين شرط ازدواج است. بايد به كسي حس داشته باشيد كه بتوانيد 24 ساعت روز را با او زندگي كنيد. علاوه براين، نفري را كه پيدا كرديد نيز بايد بتواند شرايط زندگي شما را درك كند و باعث پيشرفت تان باشد. در حال حاضر در شرايطي هستم كه نمي توانم آن يك نفر را پيدا كنم. مدام در سفر، تمرين هاي سخت و بازي و مسابقه هستم. به نظرم شما نمي توانيد روي يك كار بزرگ تمركز كنيد و بخواهيد براي زندگي نيز وقت بگذاريد و به آن فكر كنيد. زندگي خودش يك مقوله و ماجراي بزرگ است.

به اين فكر كرده ايد كه همسر آينده شما، خانه‌دار يا ورزشكار باشد؟

مهم نيست. مهم اين است كه بتواند شما را درك كند و شما نيز همين رفتار را در قبال او داشته باشيد تا بتوانيد با هم زندگي كنيد. براي مثال بايد كسي باشد كه وقتي تمرين‌تان تمام شد و خسته هستيد، دوست داشته باشيد به سرعت به خانه برگرديد، نه اينكه از او فراري باشيد. اين مساله مهمي است و هنوز براي من اتفاق نيفتاده است.

به اين فكر كرده ايد كه پدر خوبي براي فرزند يا فرزندان‌تان باشيد؟

بله؛ من سختي زياد كشيده ام و سعي مي كنم سختي‌هايي را كه كشيده ام، خانواده ام نداشته باشند. اگر بخواهم ازدواج كنم، زماني اين كار را انجام مي دهم كه بتوانم تمام وقت در خدمت خانواده ام باشم. اگر قرار باشد همسر من در ايران بماند و من 6 ماه در خارج از كشور و در مسابقه باشم، درست نيست.

تا كنون مادرتان صحبتي با شما نكرده كه فلان شخص را مي شناسم وبه شما معرفي كند؟

نه! مادر من روشنفكر است! به من مي گويد تو شرايط ازدواج نداري، برو به دنبال زندگي و ورزش خودت باش!

 

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد