انتخاب تاریخ:   /  /   
<stylestyle بوکتاب قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران
کد خبر: ۱۰۲۸۰۱ | تاریخ : ۱۳۹۷/۳/۸ - شماره: 1213
نگاهی به فیلم «خجالت نکش»

سیاستمداریِ یک فیلمساز تازه‌ وارد!

علی شیرازی

«خجالت نکش» بی‌آنکه به مواد تشکیل‌دهنده (به قول رضا صفایی، کارگردان قدیمی) آجیل فیلمفارسی متوسل شود که در این سال‌ها شامل لودگی‌های 90شبی از جنس تلویزیونی - آن هم در سینما – به همراه رقص و آواز و آتراکسیون و چه و چه است، موفق می‌شود به عنوان یک کمدی روستاییِ خوب، روی چشم تماشاچی جا بگیرد و تا حدی هم که شده به یاد همه بیاورد که در سال‌های نه چندان دور، صفت کمدیِ خوب به چگونه فیلمی اطلاق می‌شد. مقصودی، هم در گذشته در فیلمنامه‌هایش برای دیگران و هم اینجا در نخستین ساخته خودش نشان می‌دهد که کاریکاتوریست خوبی است. اوج کاریکاتورهای او در «خجالت نکش» نيز آنجاست که سه پسر زوج مسن روستایی پس از سال‌ها گذرشان به روستا می‌افتد و هر کدام از تیپ و قیافه گرفته تا طرز نگاه و صحبت کردن «کاریکاتور»ی هستند برای خودشان! فیلم همچنین دربردارنده طنزهایی از جنس«عبید»ی (و به قول خسرو دهقان، منتقد و طنزپرداز سینمایی که در این جشنواره داور هم بود) از جنس «سوزنی» است. دهقان این اصطلاح را روزی در یک دیدار حضوری دونفره بین خودمان به کار برد و منظورش طنزهایی بود که دارای عمق هستند و به یک‌باره (همچون آثار عبید زاکانی) به سان سوزن (یا فرقی نمی‌کند آمپول) در عمق جان و ذهن مخاطب فرو می‌روند و در او نفوذ و حسابی غافلگیرش می‌کنند. من البته با نظر دوستان منتقدی که «خجالت نکش» را تا حدی تلویزیونی به حساب می‌آورند، چندان موافق نیستم. آیا یک فیلم کمدی را به صرف آنکه خالی از عناصری مثل رقص و آواز و المان‌های دهه شصتی و نهنگ عنبری باشد، باید تله‌فیلم به حساب آورد؟! مقصودی به جز تمامی عوامل خنده‌آفرین فیلمش در «خجالت نکش» یک نکته بسیار زیرکانه (و شاید هم از جنس «عبید»ی) را گنجانده است. در جایی از فیلم، در پی سخنرانی محمود احمدی‌نژاد، ريیس دولت وقت در فيلم مبنی بر اینکه اگر جمعیت این منطقه به یک میلیون نفر برسد، قول می‌دهم اینجا را به استان گسترش دهم؛ بنابراین خوب است از همین امشب دست به کار شوید... . یک مرد روستایی (احمد مهران‌فر) از این سخنان تاثیر می‌پذیرد و قصد فرزندآوری جدید می‌کند. در حالی که اي مرد پیشترها در سال 72 با اعلام خبری از رادیو مبنی بر ضرورت پرهیز از زاد و ولد بیش از حد توسط خانواده‌ها به داشتن همان سه فرزند خردسالش که پسر بودند، بسنده کرده بود. در پایان فیلم هم که او و همسر پا به سن گذاشته‌اش موفق به آوردن فرزند تازه‌ای به این دنیا می‌شوند، یکی از روستاییان با خوشحالی به مرد داستان می‌گوید که ريیس‌جمهور روحانی دارد به این نزدیکی می‌آید تا سخنرانی کند و بعد در حالی که او به همراه چند روستایی دیگر به سمت محل سخنرانی حرکت می‌کنند، فیلم پایان می‌یابد و مقصودی که پیشتر در فیلمش به شکلی دست و دلبازانه و طنازانه از صحبت‌های احمدی‌نژاد (ريیس دولت پیشین که حالا قدری هم مغضوب واقع شده) سود می‌بَرَد ولی حالا که نوبت به روحانی به عنوان ريیس‌جمهور مستقر (و به نوعی مقام بالادستی وزیر فرهنگ وارشاد و سازمان سینمایی کشور) می‌رسد، خیلی زود ماست فیلم را کیسه می‌کند و از خیر گنجاندن سخنرانی روحانی و استفاده طنزآمیز احتمالی از آن‌ می‌گذرد تا دردسر درست نشود! به این می‌گویند سیاستمدار بودن یک فیلمساز تازه‌وارد و البته فیلمنامه‌نویس باسابقه سینمای کمدی!

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد