انتخاب تاریخ:   /  /   
<stylestyle ویژه‌نامه بی‌قانون منتشر شد آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران
کد خبر: ۸۷۲۵۱ | تاریخ : ۱۳۹۶/۶/۳۰ - شماره: 1028
سال تحصيلي كلاس اولي‌ها با جشن شكوفه‌ها آغاز شد

دهه نو دي‌ها پشت نيمكت مد ر سه

فاطمه رمضانیان

دهه نودی ها نيز پشت میزهای مدرسه نشستند. باورش سخت است، خاطره حضور چهار نفره بچه های دهه 60 پشت میزهای مدرسه، این‌قدر تازه است که قد کشیدن دهه های 80 و 90 را نمی توان باور کرد. با این حال روز گذشته 29 شهریور 96 ، جشن شکوفه ها بار دیگر در سراسر ایران برگزار شد. دیروز از مقابل هر دبستانی که عبور می‌کردید، تعداد زیادی از والدین در تب و تاب نخستین روز تحصیل فرزندان‌شان پشت در ایستاده بودند، عده ای اصرار به داخل رفتن و حضور در کنار فرزندان‌شان داشتند و عده ای دیگر در جمع های کوچک به صحبت درباره بچه ها و مدرسه و سابقه معلم ها و غیره می پرداختند. یکی از این مدارس، دبستان پسرانه دولتی «فقیهی رضایی» بود. مدرسه ای که در انتهای خیابان نفیس و بخش محروم منطقه 15 واقع شده و از قدیمی‌ترین مدارس این منطقه است. با این حال پس از بازسازی در سال 84 حالا درردیف مجهزترین وخوشنام ترین مدارس این منطقه قرار گرفته‌است که سهنسل در آن پرورش یافته اند. عده زیادی از پدرانی که روز قبل کودک خود را به جشن شکوفه ها فرستادند، خود دانش آموز همین مدرسه بوده‌اند و معاونان قدیمی مدرسه هنوز آن ها را به نام صدا می زنند.

شکوفه های نمکین!

حیاط مدرسه خلوت است اما صدای موزیک و جیغ و داد بچه ها از ساختمان به گوش می‌رسد. قدم به ساختمان مدرسه که می گذاری، اولین چیزی که توجهت را جلب می کند، قفس بزرگی است که تمام راهرو را پر کرده و تعداد زیادی پرنده داخل قفس پرواز می کنند. فضای آن درست شبیه به پاسیوهای قدیمی و به همان اندازه دلچسب است. از کنار قفس که عبور می‌کنید و از پله ها بالا می‌روید، صدای بچه ها نزدیک تر می شود تا وقتی که به نمازخانه می رسید. پسربچه‌های کوچک کلاس اولی با پیراهن های چهارخانه سبز و سفید، روپوش ها و شلوارهای آبی روی صندلی های تکی نشسته اند و موزیک با صدای بلند پخش می‌شود. معاون مدرسه از مراسم عکس می گیرد و دو سه نفر گوشه نمازخانه مراقب بچه ها هستند. عده ای از بچه ها جلوی نمازخانه مسابقه می دهند و بقیه نيز آنان را تشویق می کنند. همه تازه نفس و به راستی که شکوفه هستند. بی خبر از اینکه سال ها بعد هر کدام درگیر چه نوع زندگی و آینده ای ‌هستند از جشن و مسابقه و موزیک لذت می برند و رفاقت می کنند. جشن شکوفه ها برای آنان، حکم اولین آجر از دیواری را دارد که والدین‌شان امیدوارند تا ثریا، استوار و صحیح بالا برود. «امیرسام» یکی ازاین بچه‌هاست که پیش دبستانی را نیز در همین مدرسه گذرانده است. پسرک بانمکی که کلاه سبز به سر دارد و تند تند به «قانون» می‌گوید که مدرسه را دوست دارد و کاردستی‌های سال قبل را با خانم احمدیان ساخته است. گوشی را که برای ضبط صدا جلوی دهانش می گیرم، انگار که تریبون یافته باشد، می گوید: «خانم احمدیان باید معلم ما می شد، بگید خانم احمدیان بشه!». خانم احمدیان معلم پیش دبستانی امیر سام است که امروز به ذوق دیدن او به مدرسه آمده؛ می پرسم جشن را دوست داری امیر سام؟ در حالی که گل را توی دست هایش این طرف و آن طرف می کند و حواسش به همه جا هست، می گوید: « آره، بهمون همه چی دادن، بادکنک و گل و کارت دادن. جایزه هم بردم تو مسابقه». کلاهش را مثل غنیمت نشانم می دهد و وقتی می پرسم بعد از تحصیل چه شغلی را دوست دارد، می گوید: « دروازه بانی پرسپولیس!».

پلیس «جنی»، طوطی و بادکنک بازی!

اما ابوالفضل ساکت و آرام است و چشم هایش با کنجکاوی نگاه می‌کند. می گوید در آینده « پلیس جنی!» خواهد شد که همان پلیس جنایی است. کارت هایی در دست دارد که روی آن «الفبای فارسی» درج شده است و می گوید باید گنج را توی این کارت ها پیدا کند! اما «ایمان» مسابقه بادکنک بازی نداده و ناراحت است. وقتی به او می گویم که اسم زیبایی دارد، صورت کوچکش باز می شود اما بعد تکرار می کند که مسابقه نداده است و می‌گوید: «من شرکت نکردم، نمی دونم. شاید نخواستن من شرکت کنم!». مهندسی خانه‌سازی، شغلی است که او برای آینده اش برگزیده. با این حال، آن لحظه تمام دلش با پرنده‌های راهرو است. می گوید: « یا مرغ عشق هستن یا طوطی». امیر سام که کمی آن سوتر از ایمان نشسته، عاقل اندر سفیه نگاهش می کند. ایمان می‌گوید: «طوطی ان». امیر سام می گوید: «آخه اون نوک ها به طوطی میخوره؟» و تصمیم می گیرند نوک پرنده ها را از پشت میله ها بررسی کنند.

بچه هایی که حامی حامیان خود شدند

«امروز بار دیگر جشن ویژه آغاز تحصیل برای کلاس اولی ها برگزار شد تا سال جدید را با قوت قلب آغاز کنیم». این را «عبدالامیر منصور آبادی» مدیر دبستان فقیهی رضایی و رییس ستاد مرکزی ثبت نام مدارس منطقه 15 در گفت و گو با «قانون» مطرح می کند. محل گفت‌و‌گو دفتر مدرسه است و جالب اینکه در این مدرسه با وجود داشتن فضا و اتاق، مدیر و معاون و معلم همه در یک سالن و در کنار هم فعالیت می کنند. منصور آبادی، یکی از علل محبوبیت مدرسه نزد والدین را عدم تفکیک می داند و می گوید: «دشواری های اداری سایر مدارس را در این مدرسه نمی خواهم. اغلب موفقیت های این مجموعه با مشارکت های مردمی به دست آمده اما جالب است که مردم با میل خود پرداخت می‌کنند. بسیاری از بچه‌هایی که سال‌ها قبل توسط مدرسه به لحاظ مالی و خانوادگی حمایت شده اند، بر می‌گردند واین بار آن ها به ما کمک می کنند». همچنین این مدرسه از منظر آسیب های اجتماعی مرتبط با کودکان، هر ماه جلسه ای دو ساعته با والدین برگزار می‌کند. منصور‌آبادی معتقد است: « آسیب های اجتماعی اطراف محیط زندگی این بچه ها زیاد است و آموزش خانواده ها به طور مداوم در طول سال برگزار می‌شود. بستگی به نیازی که احساس می کنیم ، هر بار محوریت جلسه را به موضوعی ماننداعتیاد کودکان و روابط خارج از عرف، یا مسائل بهداشتی مثل مبارزه با شپش و غیره اختصاص می دهیم». مدرسه تلفن سانترال دارد و والدین در کلاس درس نیز می توانند وضعیت کودک را پیگیری کنند. ضد زلزله بودن، برخورداری از اتاق سایت فناوری اطلاعات مجهز، و سالن ورزش زمستانه از دیگر مواردی است که این مدرسه را بین والدین محبوب کرده است.

خانواده مدرسه

مناطق 15 و 17 و 18 از جمله مناطقی هستند که تراکم خانواده و به طبع تراکم دانش آموز در آن بسیار بالاست، به ویژه دانش آموزانی که از خانواده‌های محروم یا خانواده‌های اتباع وارد مدرسه می‌شوند. در سال تحصیلی جدید 181 دانش آموز افغان در این مدرسه ثبت نام شده‌اند. «زهرا صادقی» معان اجرایی مدرسه فقیهی رضایی در گفت‌وگو با «قانون» می گوید که 25 سال است در این مدرسه فعاليت کرده و با بسیاری از این خانواده‌ها انس گرفته است. صادقی می‌گوید: «امسال در این منطقه 110 خانواده بی بضاعت داریم که هم ایرانی و هم از اتباع افغان هستند. این افراد هم از کمک های مردمی و هم مخارج دیگر کنار گذاشته شده اند و سالی سه بار سبد مایحتاج دریافت می‌کنند یا به مراکز و خانواده‌های خیر معرفی می شوند. یکی از خیران پیرمرد بازنشسته ای است که هر سال حتی عیدی اش را به مدرسه می بخشد. وضعیت بودجه آموزش پرورش مناسب نیست و به طبع آن مدارس نیز حال خوشی ندارند. با این وجود مدارسی هستند که با همین شرایط به جای تکیه کردن صرف به جیب والدین یا دریافت شهریه بیشتر از خانواده‌های اتباع، از آنان حمایت می کنند و کمک را تنها از خیرین قبول می‌کنند. در دفتر مدرسه به چای ميهمانم می‌کنند و همزمان با پایان جشن شکوفه ها والدین برای صحبت با معاون وارد دفتر می شوند. معاون مدرسه، نه پشت میز که روی صندلی نشسته است و اسامی و خواسته‌ها را روی برگه می‌نویسد. یکی از خانم‌ها مادر امیر سام است که می‌خواهد پسرش به کلاس خانم احمدیان برود. امیرسام هم از پشت مادرش سرک کشیده که عکس العمل معاون را ببیند. فضا شلوغ است اما مادرها انگار یک عمر است هم یکدیگر و هم معاون مدرسه را می‌شناسند. اینجا بروکراسی اداری جریان ندارد و همه مدرسه را از خودشان و خود را جزیی از خانواده مدرسه می دانند. آنچه این روزها کمتر ازهمیشه به چشم می آید؛ «خانواده!».

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد