انتخاب تاریخ:   /  /   
تلگرام قانون آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران خبرخوان فارسی
کد خبر: ۹۰۶۲۹ | تاریخ : ۱۳۹۶/۸/۲۲ - شماره: 1070
آسیب‌های جنسی، روانی و جسمی نوعی از کودکان کار در گفت و گو با هادی شریعتی، حقوقدان بررسی شد

غفلت بهزیستی دربرابر کودکان زباله گرد

نفیسه صباغی


سرعت نابودکننده فقر و همچنين برخی پیمانکاران شهرداری باعث شده‌اند تا کودکان بیشتری، قامت‌شان در سطل‌های زباله خم شود

‌کودکانی که در ازای دستمزدي ناچیز ،سخت‌ترین شکل کار را تجربه می‌کنند

كودكان زباله‌گرد اغلب دچار بیمارهای عفونی (اچ آی وی ،هپاتیت و ...)و بیمارهای انگلی هستند

تحقیر و تهدید مداوم توسط نیروهای بالای‌دستی یا ماموران شهرداری، از آن‌ها کودکانی فاقد اعتماد به نفس و منزوی ساخته است


برخي كودكان سرزمين‌مان امروز به جاي بازي، سرگرم تامين معاش خود و خانواده‌شان هستند و در اين راستا برخي نيز در مشاغلي به كار گرفته مي‌شوند كه نه با روحيه و نه با قامت نحيف‌شان و نه با دستان كوچك‌شان سازگاري ندارد. زباله‌گردي از مشاغلي است كه كودكان زيادي را گرفتار خود كرده و مجبورند تا روزي خود و خانواده را از لابه‌لاي آشغال‌ها به‌دست آورند. هرچند در مورد نقض حقوق كودكان بحث‌هاي زيادي مطرح شده است اما بحث زباله‌گردي كودكان از موضوعاتي است كه با هيچ منطقي سازگار نيست.قوانين بين المللي كودكان زير 18 سال و قوانين داخلي، كودكان زير 16 سال را كودك تلقي كرده اما متاسفانه در بسياري مواقع شاهديم كودكي 8 يا 9 ساله با قامتي كوتاه، باري از زباله را به دوش مي‌كشد. منظره تا شدن كودك در سطل زباله شهرداري كه آشغال‌ها را زير و رو مي‌كند تا آنچه مي‌خواهد را بيابد، شايد از تلخ‌ترين مناظري است كه هيچ عابري نمي تواند راحت از كنار آن بگذرد. كودكاني كه بايد فارغ از تمامي مشكلات با بازي و سرگرمي، تجارب آينده خود را به‌دست آورند و با شادي روزگار بگذرانند اما انگار برخي از آنان اين روزها تمرين زندگي را آغاز كرده و مانند بزرگسالان به فكر تامين معاش خود هستند. در اين زمينه همایون هاشمی ، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با بیان اینکه زباله‌گردی آسیب اجتماعی نوپدید است که کودکان را تهدید می‌کند، معتقد است زباله‌گردی دردناک‌ترین آسیب حوزه کودکان است و متاسفانه ایدز، هپاتیت و انواع آسیب‌های اجتماعی ،کودکان زباله‌گرد ‌را تهدید می‌کند و نیاز است هر چه سریع تر شناسایی، جمع آوری و ساماندهی شوند. اما چگونه اين كودكان شناسايي شوند در حالي كه آن‌ها اغلب توسط پيمانكاران شهرداري به كار گرفته مي‌شوند.در اين راستا براي روشن شدن موضوع و اينكه شهرداري با چه مجوزي اقدام به كار كودكان به عنوان زباله گرد مي‌كند با اعضا حقوقي شوراي شهر تماس گرفتيم اما با وجود تماس‌هاي مكرر و حتي ارسال سوالات‌مان، هيچ‌كدام از اعضاي حقوقي شوراي شهر پاسخي به ما نداده و گرفتاري و كثرت كار را بهانه‌اي براي عدم پاسخ‌گويي به رسانه قلمداد كردند. اما با توجه به رسالت روزنامه‌نگاري و همچنين عواقب ناگوار زباله‌گردي كودكان، موضوع را با هادي شريعتي حقوقدان و فعال حقوق کودک در ميان گذاشتيم كه ايشان، پاسخگوي سوالات ما بودند.

آقاي شريعتي! معضل زباله‌گردي كودكان به عنوان آسيب اجتماعي جديدي است كه گريبانگير كودكان كشورمان شده است، به نظر شما دليل اين موضوع چيست؟

زباله گردی کودکان را نمی‌توان به عنوان آسیب نوظهور معرفی کرد. شاید بهتر باشد که بگوییم این روزها کودکان زباله‌گرد نام‌شان بیشتر شنیده شده و در سطح خیابان بیشتر دیده می‌شوند. البته متاسفانه باید گفت این دیده شدن به دلیل حساسیت مسئولان نبوده بلکه سرعت نابودکننده فقر در قشر به حاشیه رانده شده و همچنين قدرت ویران کننده برخی پیمانکاران شهرداری باعث شده تا کودکان بیشتری، قامت‌شان در سطل‌های زباله شهرداری خم شود، آن‌قدر این سرعت شدت گرفت که در شهروندان حساسیت و نگرانی ایجاد شد. هرچند در دهه 80 فعالان حقوق کودک نسبت به رشد اين آسیب هشدارهاي زيادي داده بودند اما اين هشدارها توسط مسئولان انکار ‌شد، اما پس از گذشت هشت سال زباله‌گردي كودكان به عنوان آسیبي توسط همان مسئولان شهری مطرح شد.

اگر امروز کودکان بیشتری در بازیافت و زباله‌گردی مجبور به کار شده‌اند دلایل متعددی دارد.كه مهم‌ترين آن فقر است.فقری که در شهرهای محروم ایران و در تهران بيداد مي‌كند و با مهاجرت به حاشيه شهرها همراه است. حاشیه نشینی، بیکاری و اعتیاد از عوامل ديگري هستند كه زمینه را برای کار کودکان در زباله‌گردی یا کارهای مشابه آن فراهم می‌کند، البته در کنار این فقر قدرت،ثروت و سودجویی یک نهاد مانند پیمانکار شهرداری که به سود بیشتر ونیروی کار ارزان‌تر فکر می‌کند، بيشتر خودنمايي مي‌كند كه اين عوامل به صورت پیوسته و سلسله وار باعث ايجاد اين آسیب شده‌اند.

چه خطراتي اين كودكان را تهديد مي‌كند؟

کودکان زباله گرد در خطر غرق هستند. وضعیت مخاطره‌آمیز مستمر،چیزی که حرف زدن در مورد آن سخت است، زیرا این اندازه تلخی و تاریکی در دنیای یک کودک با هیچ منطق و اصول اخلاقی و انسانی سازگار نیست. آنچه بنده در ارتباط با وضعیت کودکان زباله گرد بيان مي‌كنم حاصل شنیده‌ها نیست بلکه مشاهده مستقیم و دو سال ارتباط بی‌واسطه با مراکزی است که این کودکان در آنجا مشغول به فعالیت بوده‌اند كه نتیجه این مشاهدات وضعیت کودکان را اسفبار و به نوعی فاجعه‌آمیز نشان می‌دهد.‌کودکانی که در ازای دستمزدي ناچیز (كه اغلب نيز آن دستمزد به خودشان داده نمی‌شود) ،سخت‌ترین شکل کار را تجربه می‌کنند و به دلیل تماس با اشیاي آلوده دچار بیماری‌های سختی مي‌شوند. یکی ازمواردي كه بنده از نزديك شاهد آن بودم، کودکی بود که به دليل زباله‌گردي به بيماري قانقاریا مبتلا شد و در اثر سرایت عفونت، دست‌هایش را از دست داد .

كودكان زباله‌گرد اغلب دچار بیماري‌های عفونی (اچ آی وی ،هپاتیت و ...)و بیمارهای انگلی هستند و مشکل، زماني است كه قرار است این کودکان را به مراکز درمانی معرفی کنیم.زيرا برخی از این کودکان مهاجران افغانستانی بودند كه تعداد بالایی از آن‌ها مدارک هویتی نداشتند و به دليل عدم دسترسي به خانواده‌های آن‌ها برای پر کردن فرم رضایت‌نامه، هزینه سنگین جراحی، آزمایش (اچ آی وی) اقدامات درمان آن‌ها با مشكلات روبه‌رو است که اين امر سبب مي‌شود روند درمان به درستی و به سرعت طی نشود. از دیگر مشکلات کودکان زباله‌گرد که بسيار نيز شاهد آن بوديم و عمومیت نيز داشت آسیب‌های روانی بود که اين كودكان دايم تجربه مي‌كنند.تحقیر و تهدید مداوم توسط نیروهای بالا‌دستی یا ماموران انضباط شهری شهرداری و نگاه ترحم‌آمیز بعضی از شهروندان، از آن‌ها کودکانی فاقد اعتماد به نفس و منزوی ساخته است.البته در محیط کار آن‌ها مساله بغرنج‌تری نیز وجود دارد .اشتراک فضای خوابگاه اين كودكان با افراد بزرگسال سبب آزارهای جنسی آن‌ها در محیط خشونت زده مراکز بازیافت است؛ موضوعی که تلخی فضارا چند برابر می‌كند.

همان‌گونه كه فرموديد زباله‌گردي، كودكان را در معرض انواع بيماري‌ها قرار داده و سلامت آن‌ها را تهديد مي‌كند، چه اقداماتي بايد جهت كاهش اين معضل انجام شود؟

بر اساس مواد 79،83،84 قانون کار جمهوری اسلامی و همچنین محتوای مقاوله‌نامه محو فوری بدترین اشکال کار کودک و آیین نامه اجرایی آن و ماده 32 پیمان نامه حقوق کودک، به کارگیری کودکان در مشاغل سخت مانند زباله‌گردی، غیرقانونی وممنوع است كه در سال‌های اخیر، پیمانکاران متوجه حساسیت موضوع شده‌اند و برخی از آن‌ها با دور زدن قانون، مراکز غیررسمی تاسیس کرده‌اند که هیچ نشان و علامتی برای شناسایی نداشته باشند. متاسفانه مدیریت گذشته شهرداری تهران هم بی‌توجه به حقوق شهروندان و حقوق کودکان، اولویت را بر سود و بهره‌برداری مالی از تهران و حتی زباله‌هایش قرار داده بود به همین دلیل قراردادهایش باپیمانکاران بازیافت بدون نظارت بوده که البته با توجه به تغییر مدیریت امیدواریم نگاه جدی به این مساله صورت گیرد و با پیمانکاران متخلف برخورد قضایی بشود. اما کنترل و برخورد قضایی با پیمانکاران همه مشکلات را حل نخواهد کرد.بايد اذعان داشت مساله فقط زباله‌گردی کودکان نیست بلكه موضوع اصلی فقری است که کودک را به زباله‌گردی مجبور کرده‌است.هرچند كه ما مخالف کار کردن کودکانیم اما نگران فردای بیکاری آن‌ها نیز هستیم.فقر ادامه‌دار، با آن‌ها و خانواده های‌شان چه خواهد کرد؟!جدا کردن ناگهانی کودکان از کار به عنوان تنها راه تامین معاش، در حالی که هیچ مهارت دیگری را آموزش ندیده‌اند آسیب جدیدتري تولید خواهد کرد.

پس به نظر شما چه اقداماتي در مورد اين كودكان بايد انجام شود؟

در اين زمينه ابتدا بايد با حضور مددکاران متخصص، کودکان زباله‌گرد را شناسایی و با ایجاد طرحی شبیه(خانه‌های نیمه راه)به آن‌ها یا خانواده‌شان مهارت‌های کاربردی‌تر را آموزش داد تا آن‌ها توانمند شوند. دولت در این طرح مي‌تواند نقش تکمیل کننده رفاه و خدمات اجتماعی اين كودكان را داشته باشد. بدون خط‌کشی‌ها و تقسیم‌بندی اين كودكان به مهاجر و غیرمهاجر. زيرا ما بر این باوریم کودکان، بدون مرز هستند و در هر نقطه جغرافیایی باید از آن‌ها در برابر آزار و بهره‌کشی حمایت شود.

سازمان بهزيستي به عنوان متولي در زمينه كودكان در اين باره چه مسئوليتي دارد؟

طی چند سال گذشته به یاد ندارم که در ارتباط با زباله‌گردی کودکان چیزی غیر از جلسه و شعار، دیده یا شنیده باشم. جلساتی بدون خروجی مثبت و شعارهایی که هیچ نسبتی با آنچه که در خیابان‌ها دیده می‌شود، ندارند.بهزیستی و سایر نهادهای مسئول در طرح اخیر و پر حاشیه ساماندهی یا همان دستگیری کودکان کار ثابت کردند نگاه تخصصی و ریشه‌ای به کار کودک ندارند كه این موضوع مشخص می کند در مسئولیت‌پذیری سازمان‌هایی مانند بهزیستی، غفلت رخ داده است و البته این را هم باید اضافه کرد شاید چند سازمان مسئول بتوانند در دستگیری و پاک کردن چهره شهر از کودکان کار متحد و همراه شوند اما در حل آسیب، متاسفانه چنین اراده و اتحادی وجود ندارد.به نظر می‌رسد با توجه به روند رو به رشد جذب کودکان در زباله‌گردی، حالا آسیب به مرحله‌ای رسیده که باید از شخص ريیس جمهور محترم به عنوان پاسدارقانون اساسی درخواست کرد، با توجه به اصل چهل و سوم قانون اساسی، اقدامات لازم عملی را برای حل این آسیب انجام دهند تا از رنج و درد مداوم این کودکان فراموش شده بکاهند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد