انتخاب تاریخ:   /  /   
<stylestyle ویژه‌نامه بی‌قانون منتشر شد آسیاتک قانون بچه‌ها نیشخط پایگاه جامع اطلاع رسانی صنعت فولاد ایران
کد خبر: ۹۱۰۸۳ | تاریخ : ۱۳۹۶/۹/۱ - شماره: 1076
مجموعه شعر «فردای همان اتفاق» سروده محمد پروین منتشر شد

جهان‌واره‌ای برای همان اتفاق‌ها

فرزاد کریمی

مجموعه‌شعر«فردای همان اتفاق»، نخستين مجموعه‌شعر محمد پروین است که در فاصله‌ کمی از انتشار رمان نخست او با نام «برای مرگ، نام دیگری انتخاب کن»، در نشر ثالث منتشر شده است. برای به دست آوردن رهیافتی انتقادی به این اثر، باید به جهان‌واره‌ شعری پروین راهی جست. از یک دیدگاه انتقادی عام، شاید بتوان نکته‌های بسیاری درنقد اشعار پروین یافت. اما آنچه می‌تواند توجیه‌کننده‌ این نکته‌ها باشد، کشف و حضور در جهان‌واره‌ای ذهنی است که شاعر در این اثر برای خود ساخته است. به اين معنا که بررسی شعرهای مجموعه‌شعر «فردای همان اتفاق» به‌صورت موردی، نمی‌تواند بیان‌کننده‌ تمام ظرفیت‌هایی باشد که در این اشعار نهفته است. جهان‌واره‌ محمدپروین، در این مجموعه را عناصری تکرارشونده تشکیل داده است؛ عناصری چون تقویم، چاقو، بی‌ضامن وتاریکی؛مفاهیمی چون مرگ و تنهایی و رفتارهایی چون دست‌به‌صورت‌کشیدن.شاعر این عناصر، مفاهیم و رفتارها را در جریانی از وهم، رویا و آرزو قرار داده و به شیوه‌ای وصفی آن‌ها را بیان کرده است.

انتخاب این شیوه‌ شعر پروین را از روایت داستانی تهی کرده و به سمت توصیف سوق داده است. روایت داستانی بیشتر بر کنش استوار است و به فعل‌های حرکتی نیاز دارد اما توصیف بر استفاده از سطرهای طولانی و بهره‌گیری از حروف اضافه استوار است؛ کاری که شاعر در این مجموعه به دفعات به آن دست زده و درواقع جهان‌واره‌ شعری خود را بر این مبنا پایه‌گذاری کرده است. حتي آنجا که از فعل حرکتی در شعر استفاده شده، باز وجه توصیفی بر کلام غلبه دارد: «چهارشنبه/ تهدید تقویم است/ با چاقوی بی‌ضامن/ برای مردی که عاشق سه‌شنبه‌ها بود.// سه‌شنبه زنی بود/ که مردی را میان تقویم/ از پا درآورد» (ص 22). چنانکه دیده می‌شود، فعل‌های ربطی «است» و «بود» کلام را توصیفی ساخته است و جمله‌ «مردی را میان تقویم از پا درآورد» نیز به‌واسطه‌ حرف ربط «که» در وصف جمله‌ «سه‌شنبه زنی بود» آمده است. این شیوه‌‌ توصیف، روایت داستانی را به خاطره‌گویی تبدیل کرده است. علاقه‌ پروین به استفاده از این شیوه‌ روایت، ناشی از تمایل فراوان او به فضاسازی است. در بیشتر شعرهای این مجموعه می‌توان این میل به فضاسازی و صحنه‌پردازی (از نوع سینمایی آن) را مشاهده کرد. شاید دلیل این تمایل، توصیف بهتر میزانسن‌هایی است که کنشگری متوهم در آن ایفای نقش می‌کند. وصف وهم، بدون فضاسازی بیهوده است. همواره سهم زیادی از توصیف وهمی بر عهده‌ فضا و صحنه است: «به صدایی که از خیابان شنیده می‌شد/ کنار پنجره .../ که باد می‌پیچید لای پرده‌ها/ لای کاغذهای سفید/ امروز .../ فرقی نمی‌کند/ تاریکی/ تیرک چراغ باشد/ بر سایه‌های دیوار/ یا عقربی/ که تقویم را نیش می‌زند» (ص4041).

فضاسازی از طریق توصیف می‌تواند زمینه‌ مناسبی برای بیان خاطره‌های وهم‌آمیز راوی باشد. اما میل زیاد پروین به بیانگری، توصیف فضا را در پاره‌ای از شعرها با اختلال روبه‌رو ساخته است. توصیف شعری باید در موجزترین حالت خود صورت پذیرد؛ اتفاقی که هرگاه در شعرهای این مجموعه رخ داده، فضای مناسبي در اختیار راوی و کنشگر روایتش قرار داده است: «تو حواست به تابلوها بود/ به درخت‌ها/ به پاهات که از روی من می‌گذشت/ حالا/ به کوچه‌ای بن‌بست رسیده‌ای/ با جیب‌هایی پر از دگمه/ و پیراهنی که در باد تکان می‌خورد» (ص 89). از نمونه‌های بیانگری نامناسب در توصیف: «از تنهایی ما اجاقی مانده بود/ که می‌توانست/ زمستان را در خودش خاموش کند» (ص 92). در چنین بیانگری، حتي تقطیع یک جمله‌ مرکب به سه سطر نیز نجات‌دهنده‌ توصیف نبوده است.

با توجه به جهان‌واره‌ شعری محمد پروین، یکی از کمبودهایی که در مجموعه‌‌شعر «فردای همان اتفاق»بسیار برجسته است، وجود طنز در این نوع فضاست. در فضای پر از وهم و ایهام دنیای شعری پروین، کمبود عبارت‌های طنزآمیز، بن‌مایه‌های شعری را به‌ سمت‌وسوی هراس، اضطراب و تصویرهای عبوس پیش برده و تعمیم آن به کلیت مجموعه، از اثرگذاری چنین فضاهایی کاسته است. در معدودشعرهایی از این مجموعه که مایه‌هایی از طنز ـ حتي به‌صورت کم‌‌رنگ ـ وجود دارد، فضای رعب و بیهوده‌انگاری به فضایی «گروتسک» تبدیل شده که هم در تعدیل خشونت پاره‌ا‌ی کنش‌ها موثر بوده، هم توانسته است تنوع و جذابیت بیشتری در روایت شعری ایجاد كند: «راستش را بخواهید/ دروغ گفتم/ ما خدا را گریه کرده بودیم/ این شعر را هم پیامبری گفته بود/ او عاشق زنی لب پنجره بود/ که موهاش را در باد شانه می‌زد» (ص62-63). دروغی که در این شعر به آن اشاره شده، بسیار عمیق‌تر و در عین حال قابل درک‌تر و جذاب‌تر برای خواننده است.

در بیان شعری شاعر در این مجموعه، «من» حرف اول را می‌زند و این برقراری ارتباط با مخاطب را مشکل می‌سازد. بیان وهم راوی در قالب خاطره، در دنیایی مشحون از چاقو و خون و مرگ و تباهی، نیاز به برانگیختن حس همدلی خواننده دارد و طنز از عوامل مهم و تاثیرگذار در برقراری چنین رابطه‌ای است؛ عاملی که سیطره و اقتدار مولف را به چالش می‌کشد و مخاطب را به دنیای درونی شعر دعوت می‌کند. برای نمونه می‌توان به فضای کلی طنزگونه در شعر «بازاریابی پارتیزانی» اشاره کرد که تا حدی توانسته است متن را از تکرار خشونت و سختی‌ای که در دیگرشعرهای مجموعه وجود دارد، دور نگه دارد: «من به کسی نیازمندم/ برای/ شعرهای بی‌مخاطب/ صحبت‌های روزانه/ هم‌آغوشی‌های همیشه/ ترجیحا/ موهایش خرمایی/ پوستش سفید/ چشم‌هایش ملایم/ صرفا/ نرود/ اگر هم برود/ برایم رژ قرمز بزند/ دست‌هایم را بگیرد/ با خود ببرد/ یا اصلن ...// نخند لعنتی/ این آگهی جدی است!» (ص 100-101). محمد پروین، شاعر پرکاری است. باید منتظر ماند و امیدوار بود او جهان‌واره‌ای را که توانسته در این مجموعه‌شعر برای خود ساخته است، در مجموعه‌ بعدی‌اش نیز حفظ کند و آن را به کمال مطلوبي‌برساند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد