کد خبر : 19817 تاریخ : ۱۳۹۵ دوشنبه ۲۷ دي - 13:28
سه دهه خاموشي براي آمار طلايي خانه‌هاي ارزشمند دلهره‌‌ ویرانی در‌‌تاریخ‌تهر ان دردهه هفتاد،شركت «توسعه‌فرهنگي» از زيرمجموع شهرداري تهران؛ طرح ارزشمندي درخصوص شناسايي بناهاي تاريخي تهران انجام داد اما تاكنون به‌ دلايلي واهي اطلاعات بدست آمده از اين طرح هيچ‌گاه اعلام نشده است .

قانون- نجمه جمشيدي- دردهه هفتاد،شركتي تحت عنوان «توسعه‌فرهنگي» از زيرمجموع شهرداري تهران؛ طرح كارشناسي و بسيار ارزشمندي درخصوص شناسايي بناهاي تاريخي تهران انجام داد اما از 22 سال گذشته تاكنون به‌ دلايلي واهي و نامعلوم اطلاعات و آمار بدست آمده از اين طرح هيچ‌گاه اعلام نشده است و هر روز در سايه اين بي‌خبري؛ مخروبه‌اي برجا مانده از بناهاي ارزشمند تاريخي تهران از گوشه وكنار شهر سر در مي‌آورند.

فاكتورهاي عجيب ميراث فرهنگي

سجاد عسگري، دبير كميته خانه‌هاي تاريخي تهران در گفت‌وگو با «قانون» درباره وضعيت خانه‌هاي تاريخي تهران مي‌گويد:« بيش از 300 بناي تاريخي در تهران به‌ثبت ملي رسيده كه از اين آمار، 100 خانه تاريخي ثبت شده‌اند. سازمان ميراث فرهنگي در ثبت بناهاي تاريخي فاكتورهاي خاص خود را دارد؛ كه در نوع خود عجيب است. به‌عنوان مثال بناهايي را عمارت ثبت كرده كه عمارت نيستند. همانند عمارت كاظمي كه خانه كاظمي است. عمارت تعريف و شكل مشخصي دارد. مثلا بيمارستان فاضل عراقي، خانه فاضل عراقي بوده ولي درحال حاضر به‌عنوان بيمارستان استفاده مي‌شود».

طرح ارزشمندي كه به‌درد نخورد

عسگري ادامه مي‌دهد:« يك‌سري بناهاي ارزشمند توسط ارگان‌هاي مختلف از اول انقلاب اسلامي تاكنون شناسايي شده‌اند. درسال 73 شركت «توسعه فرهنگي» شهرداري تهران كار ارزشمندي درخصوص بناهاي تاريخي تهران انجام دادند. در اين طرح، براساس بازديدهاي ميداني كه از تمامي كوچه و خيابان‌هاي شهر تهران صورت گرفت؛ خانه‌هاي تاريخي بسياري شناسايي و كشف شد. سازمان زيباسازي به‌تازگي كتابي از اين طرح را به‌نام «ساختمان‌هاي ارزشمند تهران» چاپ كرده است. اما پرسش اين است، چرا باوجود اجراي چنين طرح ارزشمندي، هيچ ليست و اطلاعاتي از اين طرح در اختيار سازمان ميراث فرهنگي و كارشناسان آن قرار نگرفت و من به‌عنوان دبير كميته خانه‌هاي تاريخي تهران بعد از انتشار كتاب «ساختمان‌هاي ارزشمند تهران» از اجراي چنين طرحي مطلع شدم. آمارهاي متناقضي درباره بناهاي تاريخي شناسايي شده در اين طرح وجود دارد. برخي از شناسايي 5 هزار بناي تاريخي، برخي ديگر 3 هزار و از ارقام ديگر سخن مي‌گويند. تناقض در اين آمارها، صداي احمد حكيمي‌پور را نيز درآورد. او در مصاحبه‌اي گفته بود:« بالاخره بگوييد چند بناي تاريخي ارزشمند شناسايي شده است». براساس آمار ما در حدود 2 هزار بناي تاريخي ارزشمند شناسايي شده است اما مساله مهم‌تر بناهاي تاريخي شناسايي نشده است كه هر روز از دل تاريخ تهران سر در مي‌آورند. اسنادي در بايگاني ميراث خاك مي‌خورد كه اگر به آن‌ها توجه مي‌شد، بسياري از بناهاي تاريخي تخريب شده الان وجود داشتند. من شخصا برخي از نگاتيوهاي عكس در ميراث را مشاهده كردم كه قبل از انقلاب تا دهه 70 بود. خانه بنان كه تخريب شد در همان نگاتيوها وجود داشت. چرا آرشيو شركت توسعه خاك مي‌خورد و ميراث تاريخي تهران نابود مي‌شود؟اگر از ابتدا قرار بود آمار و نتايج اين طرح اعلام نشود، چرا چنين تحقيقات وسيعي با اعتبار بالايي توسط شهرداري تهران صورت گرفت.

ميراث، يك‌بار براي هميشه بگويد در تهران چه داريم؟

در تهران علاوه‌بر خانه‌هاي تاريخي، بافت‌هاي تاريخي نيز به‌راحتي در روز روشن جلوي چشم سازمان ميراث فرهنگي تخريب مي‌شود و صداي اعتراض هيچ ارگان و فردي نيز شنيده نمي‌شود. عسگري در اين‌باره عنوان مي‌كند:« زماني‌كه ليستي از آن بناهاي شناسايي شده وجود نداشته باشد، خانه فروغ، خانه بنان و ده‌ها خانه تاريخي ديگر سر در مي‌آورند كه به‌راحتي تخريب مي‌شوند. چرا ميراث، يك بار براي هميشه تمامي آنچه كه در زيرزمين و پستوهاي اين اداره درحال خاك خوردن است را بيرون نمي‌كشد تا همه بدانند كه در تهران چه داريم. براساس شواهد اولين عكس‌هاي هوايي تهران مربوط به سال 1335 است كه كيفيت بالايي دارد، به‌راحتي مي‌توان اين عكس‌ها را با عكس‌هاي حال حاضر مقايسه كرد و مشخص كنيم چه بناهاي داشته‌ايم كه ازبين رفته و چه تعداد باقي مانده‌ است. برخي از زمان‌بربودن اين طرح و امكان تخريب بسياري از بناهاي تاريخي سخن مي‌گويند كه درست است اما اگر ميراث فرهنگي اين طرح را شروع كند، حتي اگر 5 سال اجراي آن به‌طول بينجامد و در اين مدت زمان، 2 هزار بناي ارزشمند تاريخي نيز تخريب شوند، در نهايت تهران تكليفش با هزار و 500 بنايي كه شناسايي شده مشخص و ديگر دست روي دست نگذاشته تا تمامي بناهاي تاريخي خود را از دست بدهد.

اگر اين اتفاق رخ ندهد، همانند گذشته هرازچندگاهي يكي از اعضاي شوراي شهر خبر از تخريب يكي از خانه‌هاي تاريخي تهران مي‌دهد. يك روز محمد سالاري، خبر از تخريب خانه حاكم تهران مي‌دهد و روز ديگر احمد مسجد جامعي از خانه شعبان بي‌مخ مي‌گويد».

مافياي ميراث فرهنگي

دبير كميته خانه‌هاي تاريخي تهران با گلايه‌مندي از عدم شفاف‌سازي مسئولان در رابطه با بناهاي تاريخي تصريح مي‌كند:« برخي نمي‌خواهند شفاف‌سازي صورت گيرد چراكه در اين خلع و عدم شفافيت، درآمد هنگفتي به‌دست آورده‌اند و مافيايي در اين بين شكل گرفته است. به‌عنوان مثال برخي از كارشناسان ميراث با زد و بند با مالكان بناهاي تاريخي، به‌راحتي يك بناي تاريخي ارزشمند را غير ارزشمند گزارش مي‌دهند. بارها پيش آمده كه خانه تاريخي فاقد ارزش گزارش شده كه بعد از بررسي كارشناسان ديگر، نظر كارشناس قبلي رد شده است اما تعداد خانه‌هاي تاريخي ارزشمندي كه دوباره فرصت كارشناسي مجدد نداشته‌اند بسيار است».

مديراني كه ميراثي نيستند

شايد بتوان نبود مديران ميراثي را پاشنه آشيل اين سازمان دانست. عسگري در اين‌باره مي‌گويد:« ميراث فرهنگي در گذشته، بزرگاني مانند مرحوم دكتر شيرازي را به‌خود ديده است؛ در زمانيكه خانه‌ تاريخي در خيابان خاقاني تخريب شد، متخلفان را كه مسئولان وقت نيز بودند مجبور كرد، دوباره آن خانه ارزشمند را به همان شكل و سبك عين به عين بسازند. امروزه متاسفانه چنين مديران دلسوز و جسوري در سازمان ميراث فرهنگي نداريم. چون هيچ‌كدام از مديران جنسشان ميراثي نيست.

اتحاديه قصابان در خانه انيس‌الدوله

او با اشاره به عدم تناسب كاربري‌هاي خانه‌هاي تاريخي تهران خاطرنشان مي‌كند:« بسياري از خانه‌هاي تاريخي تهران با ارگان و نهادي كه در آن استقرار يافته‌اند تناسبي ندارد، به‌عنوان مثال خانه ارزشمند انيس‌الدوله درحال حاضر به اتحاديه قصابان اختصاص داده شده است».خانه‌هاي تاريخي كه يكي پس از ديگري از ليست ملي خارج مي‌شوند.عسگري با اشاره به ليست قرمز خانه‌هاي تاريخي تهران مي‌گويد:« بسياري از خانه‌هاي تاريخي تهران كه از قضا خانه مشاهير ايراني نيز هستند از فهرست ثبت آثار ملي خارج شده‌اند. اين خروج از ثبت ملي زنگ خطري است براي آنكه بدانيم به‌جاي آن‌ها به‌زودي برجي مي‌رويد. ويلاي نمازي، يكي از خانه‌هاي تاريخي است كه اگر اطلاع‌رساني در مطبوعات و خبرگزاري‌ها درباره آن صورت نمي‌گرفت، تخريب مي‌شد؛ اما درحال حاضر كميسيون ماده 5 به اين سمت و سوي لغو مجوز مي‌رود ولي بحث خروج ويلاي نمازي از ثبت ملي همچنان باقي مي‌ماند. جامعه معماري،و نامه‌‌اي به رياست قوه قضاييه و رياست ديوان عدالت اداري و دادستان كل كشور ارسال كرده است. در آن با توجه به اينكه در قانون حقي كه غيرقانوني باشد به آن حق تعلق نمي‌گيرد، درخواست لغو مجوز را دارند.

همچنين خانه تاريخي نوابي در ميدان فلسطين از ثبت ملي خارج شده است. پس از خروج از ثبت، نيمي از خانه تخريب شد و همان‌طور بلاتكليف رها شده است. خانه پروين اعتصامي، خانه دايي‌جان ناپلئون نيز از ليست ثبت ملي خارج شده‌اند. يكي از دغدغه‌هاي ما حريم كاخ گلستان است چراكه پس از تخريب سراي دلگشا و ساخت مجتمع تجاري، در‌ آنجا علاوه‌بر اينكه يك بناي ارزشمند تاريخي را از دست داديم، حريم كاخ گلستان تهديد مي‌شود و داستان آن همانند برج جهان‌نما در ميدان نقش جهان اصفهان است. خانه علا‌ءالدوله نيز از ثبت خارج نشده ولي چون هيچ‌وقت دوباره ثبت ملي نشد، يكي از دغدغه‌هاست».

«عدم نفع» ،پاشنه آشيل خانه‌هاي تاريخي

نداشتن انتفاع مالي از بناهاي تاريخي براي مالكان آن‌‌ها، يكي از مهم‌ترين دلايل تخريب خانه‌هاي تاريخي تهران است. قوانيني كه صرفا براي حفظ خانه‌هاي تاريخي وضع شده‌اند و آن سوي ماجرا، يعني مالكان اين بناهاي تاريخي را ناديده‌ گرفته اند. عسگري درباره انتفاع مالكان خانه‌هاي تاريخي عنوان مي‌كند:« در بسياري از كشورهاي دنيا براي مالكان بناهاي تاريخي «عدم نفع» درنظر مي‌گيرند. اين‌بدان معناست كه هنگامي فردي براي منفعت عمومي از منفعت شخصي مي‌گذرد، دولت موظف به‌جبران آن در بخش ديگري است. به‌عنوان مثال در بسياري از كشورهاي اروپايي صاحبان خانه‌هاي تاريخي، اجازه تغيير نماي بناهاي خود را ندارد اما به‌ازاي آن دولت اجازه بازسازي و مدرن كردن داخل بنا را صادر مي‌كند. در كشور بايد واژه «عدم نفع»تعريف و قانون آن مصوب شود. مي‌توان براي مالكان بناهاي تاريخي و يا بافت‌هاي تاريخي امتيازهايي مانند تخفيفات مالياني، مجوز احداث رستوران، تخفيف عوارض و نوسازي، مجوز بهره‌برداري موقت و هر امتيازي كه مي تواند موجب حفظ آن بناي تاريخي و انتفاع مالك از ملك خود شود را در چارچوب قانون اساسي صادر كرد».

صندوق احيا ، ناتوان از احيا

او مي‌افزايد:« صندوق احيا و بهره‌برداري از اماكن فرهنگي باهدف مشاوره پتانسيل‌هاي احيا اماكن تاريخي تشكيل شد كه متاسفانه هيچ‌گاه نتوانست به هدف اوليه خود دست يابد. كاربري بناهاي تاريخي صرفا قهوه‌خانه، هتل و سفره‌خانه نمي‌تواند باشد. صندوق احيا و بهره‌برداري ميراث بايد يك طرحي را آماده كند كه در آن چندين كاربري‌ براي يك بناي تاريخي تعريف شود. به‌عنوان مثال يك آب‌انبار تاريخي از پذيرايي تشريفات تا مطب يك پزشك مي‌تواند تعريف شود. همان‌طور كه در تجريش مطب دندانپزشكي در يك جاي تاريخي قرار گرفته و شهرداري آن را مرمت كرده و بسيار هم زيباست. اگر مشكل «عدم نفع» حل شود، مالكان خانه‌هاي تاريخي خود راغب به حفظ آن مي‌شوند چراكه ديگر از ملك خود منتفع مي‌شوند. اما هميشه مشكل «عدم نفع» مطرح نيست در بسياري از موارد ديوان عدالت اداري به‌خاطر تامين منافع شخصي كه يك بناي تاريخي به او ارث رسيده، هفتاد ميليون نفر را از يك موهبت محروم مي‌كند. اين اتفاق با استناد به اينكه در قوانين اسلامي، حق خصوصي بر همه حقوق اولويت دارد و مردم حق تسلط بر اموال خود را دارند راي صادر مي‌كند. سازمان ميراث فرهنگي بايد ديوان عدالت اداري را توجيه كند كه بايد قضاوت و صدور راي آن براساس نظر كارشناس حوزه ميراث فرهنگي باشد چراكه طبق قانون اين سازمان متولي اين امر تشخيص و تعيين شده است.