کد خبر : 78882 تاریخ : ۱۳۹۷ دوشنبه ۳۱ ارديبهشت - 12:38
ترکان ، جوانان ، امید خون خونم را می خورد. چون داشتم از مهندس ترکان می خواندم که در مورد « پاشنه ور نکشیده های دولت» گفته بود.

قانون- حمید لیلاز مهرآبادی                                                 

    خون خونم را می خورد. چون  داشتم از مهندس ترکان می خواندم که در مورد  « پاشنه ور نکشیده های دولت» گفته بود.  پسرم که به مباحث « تاریخی » علاقه دارد و مطلبی در باره ی جنبش دانشجویی می خواند، پرسید : در جنبش دانشجویی ایران...با غیظ حرفش را قطع کردم و گفتم :  می دانی جنبش دانشجویی یعنی چی؟ ببین من دانش آموز بودم ، این جناب ( عکس و مطلب ترکان را نشانش دادم ) وزیر بود.الان  هم....متوجه منظورم هستی؟  با ربط و بی ربط واقعا ترکان در ذهنم بود و نمی رفت . پسرم نگاهی به موهای سفید سرم کرد و با مکثی کوتاه  گفت : یعنی جنبش دانشجویی و جوان گرایی و کادر سازی و امید و ....کشک؟ گفتم : درود بر خودم که چنین فرزندی دارم . و ادامه ی گفت وگو :

  • ایشان عهده دار کدام وزارت است ؟
  •  کاش وزارت بود.چیزی فراتر از وزارتخانه. از سکان داران شستا هستند ایشان.
  • -شستا یعنی 60 تا ؟60  تا شرکت زیر نظر ایشان است؟
  • خیر اگر به عدد بود که 60 تا می شد نوک کوه یخ .
  • آهان ! منظورانگشت کله گنده ی دست است؟ وبه نشانه ی لایک و...؟
  • زمان ما که مفهوم دیگری داشت ...اما نه پسرم ! منظور شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی....
  • اما من هنوز به جنبش دانشجویی و جوان گرایی و کادر سازی و چرخش نخبگان امید دارم.
  • من هم دهه ی شصت که دانش آموز بودم و دانشجو، امید داشتم . امیدوارم  به سن من برسی که دارم  بازنشسته می شوم ، آن وقت صحبت می کنیم.