کد خبر : 83382 تاریخ : ۱۳۹۷ يکشنبه ۳۱ تير - 13:14
۹۵ درصد انتقادها، با هدف تخریب چهره‌هاست متاسفانه از زمانی که احزاب سیاسی در ایران تشکیل شدند، این گونه تخریب ها نیز باب شد. زیرا هر جریانی در تلاش است تا به جریان مخالف آسیب بزند اما باید توجه کرد که این آسیب های شخصیتی ...

قانون-مهرداد لاهوتی بائوج/ عضو فراکسیون ولایت

برای پرداختن به نتایج نامطلوب تخریب چهره‌ها و شخصیت‌های سیاسی در میان اذهان عمومی، باید در ابتدا علت اصلی این موضوع را ریشه‌یابی کنیم. باید پرسید که چرا چنین اتفاقی افتاده و علت اینکه فردی در جامعه تخریب شخصیتی شده، چه بوده است؟ با این همه، وقتی فردی در جایگاهی متعهد به انجام مسئولیتی می‌شود و در این جایگاه مورد تخریب شخصیتی قرار می‌گیرد، نه تنها شخصیت آن فرد آسیب می بیند، بلکه بدنه جایگاهی که در آن مشغول به فعالیت است نیز خدشه دار می شود و دیگر مردم اعتمادی به آن جایگاه ندارند.

نتیجه این تخریب باعث می‌شود تا فرد در آن جایگاه دیگر از کارایی لازم برخوردار نباشد و فضای بی اعتمادی در جامعه ایجاد شود که این فضا آثار منفی بسیار زیادی را به همراه خود دارد.

نکته این اینجاست که فرد با چنین تخریب‌هایی در میان جامعه، آسیب می‌بینداما بیش از همه جایگاهی که در آن مشغول به کار است، دچار خسارت و زیان می‌شود. یکی از کوچک‌ترین خروجی این تخریب‌ها ایجاد فضای بی اعتمادی در آن جایگاه است که به‌شدت کارایی فرد را کاهش می‌دهد و تا آن اعتمادی که به هر شکلی از میان رفته، بازنگردد، آن فرد دیگر کارایی لازم را ندارد و همه توان و قدرت خود را برای ادامه آن مسئولیت از دست می‌دهد.

به عقیده بنده بخش بزرگی از این تخریب‌ها در جهت اصلاح امور نیست و در واقع هدف از آن خدشه دار کردن چهره افراد در میان جامعه است. بر همین اساس، تنها پنج درصد از این انتقادها سازنده است و 95 درصد دیگر با هدف تخریب چهره ها مطرح می‌شوند. بنابراین باید گفت که درصد بالایی از این مسائل در واقع درست نیست و نباید به رواج آن پرداخته شود.

این‌گونه برخوردها تنها به دلیل گرفتن ژست سیاسی مطرح هستند و بخشی از افراد وقتی در جامعه چیزی را مخالف خواسته خود می بینند اقدام به این گونه بحث ها می‌کنند. اما هر یک از ما در این جامعه، چه به عنوان نماینده مجلس، چه به عنوان رسانه و چه به عنوان یکی از افراد مسئول، وظیفه داریم تا از این‌گونه تخریب ها دوری کرده و فضای کشور را نسبت به مسئولان نظام بی اعتماد نکنیم. این در حالی است که بارها اتفاق افتاده که هر موضوع کوچکی در گوشه و کنار این کشور مطرح شده را آنقدر بزرگ کرده ایم که این مساله خطر آسیب وارد کردن به نظام را بیشتر کرده است.

این در حالی است که مردم در هشت سال جنگ تحمیلی با این نظام همراهی کردند و از شرایط نامناسبی که وجود داشت، گله چندانی نداشتند. سوال اینجاست، مگر آن ها ایرانی نبودند، مگر آن ها هم همان احساسات و خواسته‌های امروز ایران را نداشتند؟ این مردم چه تفاوتی با مردم آن زمان دارند که حالا دست به تخریب شخصیت یکدیگر می زنند؟ آن روزها همه متحد بودند، ارتش هم آمادگی خود را اعلام کرد تا جایی که در توان دارد، در کنار نظام باشد، این اتحاد ناشی از اعتمادی بود که مسئولان به یکدیگر داشتند و اقدام به تخریب یکدیگر نمی‌کردند.

متاسفانه از زمانی که احزاب سیاسی در ایران تشکیل شدند، این گونه تخریب ها نیز باب شد. زیرا هر جریانی در تلاش است تا به جریان مخالف آسیب بزند اما باید توجه کرد که این آسیب های شخصیتی در واقع آسیب به کشور و نظام و حتی مردم است. این گونه نگاه های احزابی می‌تواند به اعتماد مردم ضربه وارد کند. وقتی از کسی انتقادی می شود، تصور این است که جامعه نسبت به آن فرد بی اعتماد می شود اما این گونه نیست و در اصل با این گونه تخریب های شخصیتی، اعتماد مردم نشانه گرفته می‌شود. یعنی نه تنها شأن آن فرد تخریب شده در جامعه خدشه دار می شودبلکه یک فضای بی اعتمادی نیز در جامعه ایجاد می شود که همه را نسبت به نظام بدبین می‌کند. این در حالی است که هدف همه احزاب سیاسی در ایران رساندن کشور به جایگاه مطلوب و توسعه است و باید برای رسیدن به این هدف احزاب و مسئولان یکدیگر را متقاعد کرده و از هر گونه تخریب شخصیت ها دوری شود. باید برای شفاف سازی تلاش کرد اما نه به قیمت از دست رفتن اعتماد جامعه به مسئولان و باید در یک فضای مثبتی این اقدام انجام شود. درست نیست وقتی حزبی به قدرت می رسد، حزب دیگر را تخریب کند.