کد خبر : 85877 تاریخ : ۱۳۹۷ دوشنبه ۵ شهريور - 20:10
بي قانون/تیزه! می‌خواهیم دو تا از خبرهای جنجالی چند روز اخیر را با هم بررسی ‌کنیم.

قانون-علیرضا مصلحی

می‌خواهیم دو تا از خبرهای جنجالی چند روز اخیر را با هم بررسی ‌کنیم.

۱- قضیه حضور صیادان چینی در خلیج‌فارس را که می‌دانید. به‌تازگي مسئولان طی بیانیه‌ای اعلام کرده‌اند​: چینی‌ها ماهی‌هایی می‌گیرند که به ‌درد ایرانی‌ها نمی‌خورد!

اتفاقا بنده چند روز پیش در حال آب‌تنی در خلیج فارس بودم که از دور یک شناور چینی دیدم. کرال سینه کنان به سمتش رفتم و با لحن سرهنگ علیفر گفتم: «کجا میری برادر؟ بایست!». گفت: «این‌ها اره‌ماهیه به درد شما نمی‌خوره». گفتم: «چرا؟» گفت: «نگاه کن اینجاهاشون هم درازه هم تیزه. جر میده آدم رو، خطرناکه. بذار عمو ببره». گفتم: «کجاهاشون؟» گفت: «خفه شو برو عقب».

گفتم: «اونا چیه؟» گفت: «شمشیر ماهی». گفتم: «اینا رو چرا می‌بری؟». گفت: «تیزه». گفتم: «هر چی تیز باشه می‌بری؟». گفت: «نه، یه تعداد کارد‌میوه‌خوری‌ماهی واسه خودتون گذاشتم؛ اگه خواستین استفاده کنین».

گفتم: «اون چیه داری می‌بری؟ چقدر خوشگله». گفت: «عروس دریاییه» گفتم: «تیزه؟» گفت: «نه فساد برانگیزه». گفتم: «تو رو خدا نبر این رو». گفت: «اگه ما نبریم میان با کتک می‌برنش. پوشش مناسبی نداره متاسفانه».

گفتم: «اون چیه؟». گفت: «ستاره دریایی». گفتم: «این هم فساد برانگیزه؟» گفت: «نه اون تیزه». گفتم: «اوکی ببر». گفت: «باشه».

گفتم: «اینا دیگه چیه داره می‌بری؟» گفت: «بهشون میگن صابون‌ماهی». گفتم: «این هم تیزه؟» گفت: «نه لیزه». گفتم: «عروس دریایی رو که بردی، حداقل بذار این صابون‌ماهی‌ واسه ما بمونه، لازم میشه».

گفت: «سفره ماهی‌ها رو که بگیریم، سفره‌مون رو جمع می‌کنیم میریم». گفتم: «سفره‌مون رو جمع کردید، خدا سفره‌تون رو جمع کنه». چندتا موجود عجیب شبیه حلزون گذاشت کف دستم، گفت: «اینا رو هم واسه شما گرفتیم». گفتم: «چه کارش کنم». گفت: «اینا گوسفند دریاییه. بده پسر نماينده مجلس ببره بچرونه. اگه هم خواست می‌تونه بکُشه بخوره». گفتم: «بهش میگم دل و جیگرش رو نگه داره با هم بخورید». گفت: «جیگرش رو بخورم».

 

۲- خبری در مورد افزایش سفر مجردی عراقی‌ها به مشهد داشتیم، از آنجا که لامصب خبر یک جوری است که به هر شکل بخواهیم بنویسیم غیر قابل انتشار می‌شود، تصمیم گرفتیم از فرمت ستون گفت و شنود روزنامه کیهان استفاده کنیم تا هیچ احدی جرات سانسور کردنش را نداشته باشد.

گفت: شنیده‌ای عراقی‌ها خیلی زیاد مشهد می‌آیند. آن هم مجردی؟

گفتم: چشم مدعیان اصلاحات روشن.

گفت: خاک بر سرشان.

گفتم: چه عرض کنم؟! به طرف گفتند با کشور جمله بساز گفت با کش ور رفتم، خورد تو صورتم.

گفت: چه سخن نغزی‌. چهار ستون بدنم ترک عمودی برداشت.

گفتم: چه عرض کنم؟! ما اینیم دیگر.

گفت: حالا خودت را زیاد ناراحت نکن. مردان مجرد عراقی می‌آیند که می‌آیند. مهم این است که از هیچ نقطه از شهر مشهد صدای کنسرت به گوش نرسد. صداهای دیگر خیلی اهمیتی ندارد.

گفتم: چه عرض کنم؟ حرف حق جواب ندارد.

یکی از ماهی‌های فریب‌خورده خلیج فارس گفت: شايد مردان عراقی جاهایی می‌روند که به درد ایرانی‌ها نمی‌خورد.

گفتم: از کجا خط می‌گیری عنصر خودفروخته؟!

گفت: چه عرض کنم؟! و پولک‌هایش ریخت.