کد خبر : 86489 تاریخ : ۱۳۹۷ پنج شنبه ۱۵ شهريور - 12:59
بی قانون/بحران کمبود مای بیبی و شیر خشک ه لطف مدیریت دوستان در راس دولت و مجلس، در حال حاضر بحران اقتصادی سن و سال و کوچک و بزرگ نمی‌شناسد.

قانون-به لطف مدیریت دوستان در راس دولت و مجلس، در حال حاضر بحران اقتصادی سن و سال و کوچک و بزرگ نمی‌شناسد. اگر به صورت رندوم دست روی هریک از هشتاد میلیون ایرانی بگذاری با احتمال 99 درصد آن فرد نیز دچار بحران اقتصادی شده است. تا چند ماه پیش سرپرست خانواده درگیر تامین مایحتاج زندگی و ایجاد تعادل بین درآمد و خرج و مخارجش بود اما در حال حاضر با توجه ویژه مسئولان، مردم صبح که از خواب بیدار می‌شوند، هنوز دست و صورت را نشسته، مسواک نزده و به بزرگتر سلام نکرده، نرخ دلار و هر گرم طلای 18 عیار را جویا می‌شوند. در هفته‌ای که گذشت کودکان، این نوگلان باغ زندگی نیز در تامین برخی از اقلام و کالاهای اساسی خود دچار مشکل شدند. وزیر بهداشت در مصاحبه‌ای گفت: «شاید مجبور شویم در آینده شیر خشک را سهمیه‌بندی کنیم». هنوز این صحبت به طور کامل منعقد نشده بود که شیر خشک گران شد. هنوز شیر خشک داشت سیر صعودی قیمت را طی می‌کرد که پوشک بچه گران و در برخی مناطق نایاب شد. حقیقتا تا کی کودکان این مرز و بوم نتوانند یک قضای حاجت درست و حسابی کنند و نگران عدم وجود پوشک بین پاهای‌شان و ریختن آبروی‌شان باشند؟ واقعا این درست است که لحظه‌ای که کودک 1 ساله پس از چند ساعت تمرکز بر روی قضای حاجت، نگران افزایش قیمت دلار باشد؟ در صورتی که همین روند ادامه یابد شاهد چنین دیالوگ‌هایی خواهیم بود:

مهد کودک- روز- داخلی

کودک 1: (در حالی که جعبه شیر خشک را بغل کرده): داداش چونه نزن. همین یکی رو دارم، کمتر هم نمیدم.

کودک 2: یه لطفی کن کمتر حساب کن، مشتری شیم.

کودک 1: داداش بقالی نیست که چونه میزنی. شیر خشک رو سهمیه‌بندی کردن. اصلا گیر نمیاد. اینم بابام رفته ناصر خسرو قاچاقی گیر آورده.

کودک 2: آخه داری گرون حساب می‌کنی؟

کودک1: انگار تو بازار نیستی. سرت همش لای اسباب بازی و پستونکه. دلار 15 تومنه. من همینو الان بخوام بخرم باید 40 هزار تومن بسلفم.

کودک 2: شیر خشک چه ربطی به دلار داره؟ مگه پودر بچه است؟

کودک 1: بچه حسابی تو آروغ بزنی به دلار ربط داره. همش هم کار خودشونه. حالا چقدر اصلا میخوای هزینه کنی؟

کودک 2: پنج تا تیله دارم با یه جغجغه. اگه میتونی بهم بده. خیلی گشنمه.

کودک 1(با خنده:) با این چهارتا تیله، پوشک فقط میتونم بهت بدم. اونم یه دونه.

کودک 2: یه دونه؟ بابا من معده‌ام مشکل داره. از همون اولا کلیه‌ام درست تشکیل نشده. یه دونه مال نیم ساعت منه. اذیت نکن.

کودک 1: شرمنده دیگه. قیمت‌ها تو بازار بالاست. اینم بابام از تعاونی‌شون خریده، از قبل مونده. وگرنه با قیمت سکه الان حساب کنی با این چهارتا تیله و جغجغه، کهنه بچه هم بهت نمیدن.

کودك 2: باشه فقط زود باش همین پوشک رو بده باز معدهام به هم ریخته.

کودک 1: بیا داداش. بذار تو آفتاب خشک شه بعد دوباره استفاده کن که بصرفه.

کودک 2: باشه. لااقل در شیر خشک رو بده لیس بزنم.

کودک 1: لیس زدنو به یه بچه دیگه فروختم. شرمنده.