کد خبر : 87800 تاریخ : ۱۳۹۷ پنج شنبه ۵ مهر - 12:25
بی قانون/ماه مهر ماه مدرسه در دو رايحه اين روزها با آمدن پاييز، بوي ماه مهر، بوي ماه مدرسه استشمام مي‌شود. در اين سال‌ها ماه مدرسه بوي كريستين ديور مي‌دهد ولي آن سال‌ها كه ما مي‌خواستيم قدم به مدرسه بگذاريم، نمي‌توانم بگويم بوي چي...

قانون-اين روزها با آمدن پاييز، بوي ماه مهر، بوي ماه مدرسه استشمام مي‌شود. در اين سال‌ها ماه مدرسه بوي كريستين ديور مي‌دهد ولي آن سال‌ها كه ما مي‌خواستيم قدم به مدرسه بگذاريم، نمي‌توانم بگويم بوي چي، ولي بوي خوبي نمي‌داد.

اولين روز مدرسه رفتن به اين صورت برگزار مي‌شد كه كله كچل و كيفي كه از شب قبل بالاي سرت گذاشته بودي را برمي‌داشتي و ساعت ٧:٣٠ وارد حياط مي‌شدي. ١٥دقيقه بعد زنگ مي‌خورد؛ به محض خوردن زنگ يكي از ناظم‌ها يك دانش‌آموز ترجيحا چهارم يا پنجم را كه بي‌توجه به صداي زنگ همچنان دنبال دوستش مي‌دويده،مي‌گرفت و جلوي ديگران يك جوري مي‌زد كه خون بالا بياورد. با اين كار هم گربه را دم حجله كشته بود و هم مي‌توانست يك نظمي به آن همه دانش آموز بدهد و آماده كلاس‌بندي‌شان كند.

باور كنيد در آن زمان اين كتك‌ها بود كه كار را راه مي‌انداخت، اگر نه كلاس بندي به جاي چهار ساعت ممكن بود هشت ساعت طول بكشد.

يكي از غم‌انگيزترين صحنه‌هاي زندگي آن لحظه‌اي رقم مي‌خورد كه متوجه مي‌شدي كلاس ١/٢ افتادي و تنها دوستت ١/١٧ . بله، تعجب نكنيد! آن موقع‌ها هر پايه هفده هجده كلاس داشت و هر كلاس هم ٤٥ نفر. آن هم نه ٤٥نفر الان.

٤٥نفر دهه 60 ! تو اون دوران چهل و پنج نفر خيلي بود؛ ٤٥ نفر با دلار١٠٠توماني؛ فكر كن!

بعد از كلاس بندي و مرتب شدن در صف‌ها يكي از مسئولان مدرسه ضمن خوش آمد گويي و تبريك متذكر مي‌شد كه: دانش آموزان عزيز فراموش نكنيد كه ما اينجا سياه چال هم داريم.

پس سعي كنيد بچه‌هاي خوبي باشيد. حالا هر كي ميخواد بره دستشويي ميتونه بره.

اما اين روزها شروع مدرسه براي بچه‌ها رنگ و بوي ديگري دارد. صبح همراه با پدر خوش‌تيپ‌شان يا مادر خوشگل‌شان به مدرسه‌اي مي‌روند با معلم‌هاي خوشگل و خوش‌تيپ.

براي‌شان دي‌جي مي‌آورند، آهنگ شاد پخش مي‌كنند، همگي جيغ و سوت و دست؛ ١٧ نفرشان هم آن وسط هستند كه به سلامتي قر بدهند!