کد خبر : 88286 تاریخ : ۱۳۹۷ پنج شنبه ۱۲ مهر - 15:05
بی قانون/آینده‌نگری تخم‌مرغی همه احتکار می‌کنن بابای منم کرده... رفته چند شونه تخم مرغ خریده که یه وقت تو گرونی لنگ نمونیم. ذهن ما تو احتکار هم فقیره. همین الان و قبلا هم شکل‌های مختلف تخم مرغ رو می‌خوریم و می‌خوردیم. فرقش با بعدا اینه که فعلا روغن داریم و نیمرو هم می‌تونیم بخوریم.

قانون-شهرزاد سمر-همه احتکار می‌کنن بابای منم کرده... رفته چند شونه تخم مرغ خریده که یه وقت تو گرونی لنگ نمونیم. ذهن ما تو احتکار هم فقیره. همین الان و قبلا هم شکل‌های مختلف تخم مرغ رو می‌خوریم و می‌خوردیم. فرقش با بعدا اینه که فعلا روغن داریم و نیمرو هم می‌تونیم بخوریم.

مثل وقتی که گوجه ارزون بود و یه وعده رو املت می‌خوردیم. گوجه و خیارشور هم که شانس ما کالای تجملی شده و دیگه باید خشک خشک قورت بدیم.

نمی‌دونم این علاقه به تخم‌مرغ از کجا نشات می‌گیره؛ بیشترین ضرب‌المثل به کار رفته تو خونه‌مون تخم‌مرغ دزد عاقبت شترمرغ دزد می‌شه، بوده. عیدا قبل از هر چیز اول تخم‌مرغ رنگی می‌رفته سر سفره هفت‌سین. اون موقع که همه دختربچه‌ها داستان سیندرلا و سفیدبرفی می‌خوندن، من تو کف مرغ تخم طلا بودم.

تفریحمون هم این بود که ببینیم کی از همه بهتر صدای مرغ و خروس درمیاره.

گاهی وقتا فکر‌ می‌کنم اون جهش قیمتی که اون دفعه برای تخم مرغ اتفاق افتاد تقصیر خانواده ما بوده و از روی مسئولان شرمنده می‌شم.

اما یادم میاد همون موقع هم بابام یه سکته رو رد کرد و بعد از بهبودی، رفت چند تا از وسایل خونه رو فروخت و باهاش تخم مرغ خرید. خودشون می‌گن باید از الان به خوردن غذاهای ساده عادت کنیم تا تو آینده و تو شرایط بد اقتصادی خانواده، خیلی سختمون نباشه.

حرفشون خیلی هم منطقیه اما کاش توضیح بدن اون آینده ای که چند ساله داریم خودمون رو براش آماده می‌کنیم کی میاد؟ چون خود الان دست کمی از اون آینده‌ای که پدر و مادرم متصور شدن نداره.

یادم نمیاد فضای دانشجویی هیچ وقت برامون کمرنگ شده باشه، چه من چه خود پدر و مادرم. اصلا فکر کنم همه این قضایا برگرده به همون موقع. همون زمانی که اونا دو تا دانشجوی خوابگاهی بودن و هر از گاهی همدیگه رو تو بقالی در حال خرید تخم‌مرغ می‌دیدن. نمی‌دونم اسم این عشقشون رو چی می‌شه گذاشت اما شانس آوردیم خیلی به کنسرو ماهی و لوبیا علاقه نداشتن چون اصلا به معده من یکی نمی‌سازه.