کد خبر : 89468 تاریخ : ۱۳۹۷ دوشنبه ۳۰ مهر - 14:04
اصلاح‌طلبان بايد صداي زنگ خطر را بشنوند در انتظار اصلاحات در اصلاحات با گسترش رسانه‌های فارسی زبان و تبلیغات گسترده و البته حرفه‌ای آنان به نفع براندازی و حمایت از خاندان پهلوی کار برای اصلاح طلبان دشوارتر از هر طیف دیگر است

قانون- احسان‌اقبال سعيد

اصلاحات زنده است؟ اصلاح طلب کیلویی چند؟ دیگه تمومه ماجرا... اين عبارت‌ها امروزه زياد به گوش مي‌رسد ولي تا چندي پيش اصلاح‌طلبان در هاله‌ای از«می‌خواهيم ونمی‌گذارند» و«دستمان خالي است» پیچیده شده بودند و تنها یادآوری یک تصویر از تن تکیده و لباس راه راه و دمپایی زندان بر تن امثال صفایی فراهانی و امین زاده گویای مظلومیت و شوینده کاستی‌های‌شان بود.

اما اگر حوادث سال 88 اصلاح طلبان را به گوشه رینگ سیاست ایران راند و فرصت را برای رقیب مترصد برای کوبیدن و نابود کردن این طیف سیاسی فراهم کرد، دی ماه سال 96 نقطه و حادثه ای بود که هاله در فوق یاد شده را مورد مخاطره جدی قرار داد. آیا برای طیف خاکستری وکمتر سیاسی اجتماع که بیشتر دغدغه کیفیت معیشت و آرامي روزگار را دارند، میان اصلاح‌طلب و اصول گرا تفاوتی هست؟

آیا تکرار وتاکید دیگر می‌تواند موج بلند سیاسی ایجاد کند؟ صادق زیباکلام استاد اصلاح طلب دانشگاه معتقد است تکرارها طنین گذشته را ندارد وافول اصلاح‌طلبی و شخص سید اردکانی آغاز شده است. اکنون اگر بر گذاره افول توافق نسبی داشته باشیم می‌توانیم به ریشه‌یابی چرایی آن بپردازیم.

1-اصلاح چه و چگونه:

نمود و اوج عمل جریان‌های سیاسی در ایران انتخابات است که آن‌هم در قالب اشخاص و.ونه احزاب جلوه‌گر می شود. شعار تغییر در هر قالبی که باشد برای رای دهندگان خسته از رکود وجمود سیاسی جذاب است.

طیف دوم خرداد هم برای جامعه تازه سربرآورده از جنگ وانقلاب و سال‌های پرتنش حرف‌های نویی می زد ونوید اصلاح رویه‌هایي را می‌داد واین برای طیف خسته والبته جوانان پرشمار ایرانی جذابیت انکار نشدنی داشت اما پس از توفیق در انتخابات و به دست گرفتن سکان اجرا خود اصلاح طلبان نمی‌دانستند دقيق چه را و به چه مکانیسمی می‌خواهند اصلاح کنند و سرانجام در حد چند میتینگ دانشجویی و حرف های پرطمطراق باقی می‌ماند و به نظر برخي از اصلاح طلبان کارگزار سیستم فرسوده دولتی شدند.

پراکندگی نیروها و جبهه‌ای بودن اصلاحات هم عامل پراکندگی وتضاد خواسته‌ها و اهداف می‌شد كه در همان اوج دوران دوم خرداد، سعید حجاریان اصلاحات را بین العباسین خوانده بود که مقصودش عباس دوزدوزانی فقید به عنوان چپ سنتی انقلابی وعباس عبدی در طیف تند جریان اصلاحات بود.

2-افول اشخاص:

سیاست در مشرق زمین بیشتر بر محور اشخاص و جذابیت و خصائل شخصی سیر کرده است.

بيشتر به دنبال آدم خوب بوده‌ایم تا برنامه و کارگروهی مستدام، به همین دلیل احزاب و دسته جات ما حول اشخاص و چهره‌ها شکل می‌گیرند. حزب مردم‌سالاری، کواکبیان را و موتلفه اسلامی عسگراولادی فقید را به یاد می آورد. پس اصلاحات هم بدون رييس دولت اصلاحات ابتر است. اما در عصر حاضر که به مدد شبکه‌های اجتماعی، افراد از هاله شگفتی و دست نیافتنی به زمینی وپرخطا تبدیل شده‌اند وهر اظهار نظر شخصی بازتاب و بازنشر حیرت‌انگیز دارد کارت جذابیت شخصی به شدت رو به افول است. رييس دولت اصلاحات نيز از این قاعده گریزی ندارد.

از سوی دیگر در مناسبات ومنازعات واقعی قدرت وقتی ایشان برای شرکت در یک محفل شادی و مناسبات روزمره هم دچار اشکال است و تریبون‌های پرقدرت لحظه‌ای در آتش گشودن به سویش ابا ندارند چگونه شهروندان عادی می‌توانند توان بازیگری سیاسی او را باور کنند؟ او با بحران دی شرایط حادتری هم پیدا کرد،اگر از اعتراضات حمایت می‌کرد در کنار ضد انقلاب و مخالفان قرار می‌گرفت و بهانه کافی برای حذف کاملش از مناسبات سیاست به دست حریف می‌داد و آمدن یکی به نعل ومیخش هم که وضعیت کنونی را حاصل کرده است. شاید در جبهه کنونی اصلاحات اگر روال، ناصواب اشخاص و کاریزما ناگزیر دانسته شود تنها سید حسن خمینی اگر عیان و عریان‌تر به میدان سیاست بیاید، توان پوشش دادن بخش‌هایی از کارکرد خاتمی را داشته باشد. البته به شرطی که از کلی‌گویی و منزه‌طلبی به وادی تردامنی سیاسی پای بگذارد والبته و در انتخاب و مدیریت اطرافیانش هم دقیق‌تر و با کیفیت‌تر عمل کند.

3-سفره انقلاب:

با برون افتادن کیفیت زندگی و استفاده و سوءاستفاده برخی مقامات و فرزندان‌شان از متاع دنیا که تا همین چندی قبل بی‌ارزش می‌شمردندش بسیاری از مردم به این صراحت افتادند که اساس دعوا سر بهره‌برداری از مواهب این کشور زرخیز نفتی و به اصطلاح «لحاف ملا» است و باقی دعواها از جنس زرگری. وقتی پرونده آقازاده ها وخویشاوند نوازی و البته حقوق های نجومی به میان می آید و برخي که با لیست حمایتي اصلاح‌طلبان به مجلس راه یافته حقوق‌هاي كلان را سهمي از سفره انقلاب می‌دانند؛ برای بدنه اجتماعی خسته از رنج زندگی و درمانده در درد معیشت چه چيزي باقی می‌ماند؟ وقتی منادیان دموکراسی وجامعه مدنی پسر این و دختر آن را در لیست انتخاباتی قرار می‌دهند انتظار همراهی طولانی حامیان یا شوخی است یا سفیه شماردن مخاطبان.

4-تبلیغات گسترده ضد انقلاب:

با گسترش رسانه‌های فارسی زبان و تبلیغات گسترده و البته حرفه‌ای آنان به نفع براندازی و حمایت از خاندان پهلوی کار برای اصلاح طلبان دشوارتر از هر طیف دیگر است. اصولگرایان در این مورد تکلیف‌شان روشن است واین سوی جوی ایستاده اند اما اصلاح طلبان هم باید پاسخ‌گوی عملکرد اشخاص ونهادهایی باشند که هیچ قدرت ونظارتی بر آنان ندارند و صدا و ضریب بازتاب اعمال وسخنان‌شان هم بسیار بالاست و از سوی دیگر باید موضع نرم واعتدالی واصلاحی درون چارچوب را حفظ کنند و بيشتر هم با عتاب وخطاب دو سوی خارج و داخل مواجه می شوند.