کد خبر : 92192 تاریخ : ۱۳۹۷ سه شنبه ۱۱ دي - 20:35
حسین پارسایی، کارگردان تئاتر موزیکال بینوایان در گفت و گو با « قانون» : زمان آن رسیده که چرخ صنعت تئاتر ایران به حرکت در آید اگر من به سمت نمایش طنز بروم دلیلش را در نیاز جامعه به نشاط و خنده می دانم و اگر روزی وارد عرصه کودک و نوجوان شوم دلیلش باز نیاز‌های جامعه است

قانون-نرگس ناظمی نیا

در حالی که این روزها تئاترهایی با گونه های متفاوتی در سطح شهر تهران در حال اجراست،تئاتر موزیکال بینوایان به کارگردانی حسین پارسایی از آبان سال جاری تا کنون در سالن بزرگ رویال هال هتل اسپیناس با ظرفیت چند صد نفره و بهای بلیت 55 تا 185 هزارتومان هر شب میزبان علاقه‌مندانی است که از سراسر ایران برای تماشا آمده اند. به دلیل استقبال از سوی شهروندان تا کنون اجرای این تئاتر برای چندمین بار تمدید شد. این کارگردان سال گذشته تئاتر اولیورتويیست را به روی صحنه بردکه به مذاق تماشاگران خوش آمد.پارسایی با برانداختن طرحی نو در این سبک و سیاق اجرای تئاتر سراغ بینوایان رفت تا این بار چهره تازه ای از اجرا را به نمایش بگذارد. نمایشی که حتی بیرون از سالن نمایش با خود ماجراها وجنجال هایی به دنبال داشت. اجاره سالن بزرگ و گران، به کار گیری طراحی صحنه ودکور متنوع و متعدد کاملاحرفه ای و انتخاب بازیگرانی با دستمزدهای بالا و... منجر به بالا رفتن قیمت بلیت شده که اعتراض برخی مدیران فرهنگی و هنرمندان تئاتر را موجب شد.جنجال‌های مربوط به قیمت بلیت تئاتر اما وقتی بیشتر شد که در رسانه های مجازی کشور قیمت بلیت تئاتر 250هزارتومان بیان شد. اعلام این رقم در فضای رسانه ای کشور باعث حاشیه های بسیاری شدو معترضان معتقد بودند با این رقم ، سقف قیمت بلیت‌ها تا یک میلیون تومان نیز بالا خواهد رفت و یک بدعت عجیب در نرخ‌گذاری بلیت خواهد بود. البته حاشیه ها بسیار بیش از این هم بالا گرفت تا آن جا که پای وزیر ارشاد به میان کشیده شد اما در نهایت وقتی قیمت کف بلیت ها 55هزارتومان و سقف آن 185 هزار تومان تعیین شد همچنان برخی بدون اینکه لزومی ببینند نرخ حقیقی را اعلام کنند، اصرار داشتند که از همان رقم 250 هزارتومان به عنوان قیمت بلیت‌های این نمایش موزیکال یاد کنند.از سویی برخی از معترضان می گفتند چرا و چطور تئاتری با عنوان بینوایان که اساسا به وضعیت طبقه ضعیف جامعه خودش می‌پرداخته و متنی درخشان در تاریخ ادبیات است و در زمان خود هنجارشکنی کرده باید در هتلی لوکس و سالنی لاکچری اجرا شود؟ این سوال و البته سخنانی از این دست جنجال های حول نمایش بینوایان را افزایش داد. نکته جالب اینکه تئاتر با بلیت های 40 تا 150 هزار تومانی پیش از نیز اجرا شده و روی پرده رفته بودپس چرا باید چنین جنجالی برای این تئاتر به راه می افتاد؟ در همان زمان برخی منتقدان و اهالی تئاتر اما نظر دیگری داشتند. آن ها می گفتند اصلا اعلام این رقم و جنجال های رخ داده خود کمکی جدی به فروش این تئاتر خواهد بودو در نهایت نرخ‌های تئاتر در سطح همان اجراهایی خواهد بود که در تالار وحدت یا سالن اصلی تئاتر شهر اجرا می‌شودو عجیب نبود که رقم های اعلام شده برای این تئاتر این پیش بینی را به حقیقت نزدیک کرد.در نهایت نیز برخلاف انتظار معترضان به بهای بلیت، هرشب این سالن شاهد حضور شهروندانی بود که بسیاری از آنان تا کنون برای تماشای تئاتر هیچ وقت به سالن تئاتر نرفته اند. صندلی ها از هفته‌های قبل رزرو می شوند و در این میان عده ای در نوبت قرار گرفته اند.فروش بلیت های این تئاتر و حتی رزرو گسترده آن بسیاری را متعجب کرد. معترضان تحلیل‌های خود را داشتند که البته در آن همچنان به رقم 55 هزار تومانی اکثر بلیت های سالن توجه نمی‌شود و حامیان و دوستداران این نمایش ، تیم بازیگران و عوامل و نورپردازی و ارکستر همراه نمایش را عاملی برای این فروش می دانند.در این گفت وگو با حسین پارسایی ، کارگردان تئاتر بینوایان، سعی کردیم حاشیه ها و سوالات را با وی در میان بگذاریم و پاسخ های او را بشنویم.

بینوایان، رمانی است با آن همه شخصیت و خرده داستان که در این همه سال در همه جای دنیا به صورت فیلم و سریال و انیمیشن و تئاتر، نمایش داده شد و همیشه مورد علاقه مخاطبانش بوده و هست. چه شد که تئاتر بینوایان به کارگردانی شما با وجود اعتراض منتقدان به بهای بلیت با استقبال مواجه شد؟ آیا بینوایان را فقط باید بینوایان جامعه ببینند؟ آیا همه مخاطبانی که آمدند را می توان از طبقه اقتصادی متوسط به بالا دانست؟

واقعا دلیل این همه مخالفت را نمی فهمم! چه ایرادی دارد در کنار آن همه تئاتر که در سطح شهر در حال اجرا است ما هم گونه دیگری از نمایش را تجربه کنیم که کاملا خصوصی است.این نوع پرسش ها و پیش داوری و مثال‌های اقتصادی چه ارتباطی می‌تواند داشته باشد؟این مطالبات را از بخش دولتی می‌توان طلب کرد نه از بخش خصوصی که سرمایه و مکان خصوصی است. ضمن اینکه باید تلاش کنیم با انتخاب درست موضوع، بازیگر و اجرای خوب، بتوانیم اعتماد بخش خصوصی راجلب کنیم تا در توسعه و اعتلای تئاتر ایران موثر باشد. امثال این موزیکال‌ها می تواند تحول جدی در جذب مخاطب و اقتصاد تئاتر ایجاد کند. اجرای تئاتر بینوایان مستقل بوده و بالغ بر 350 نفر ارتزاق می کنند و سلیقه های مختلفی به دیدن اثر خواهند آمد. هر موضوعی مخاطب خودش را دارد. محل اجرا را الزاما مخاطب تعیین نمی کند. به عنوان مثال شما اگر در مورد اعتیاد نمایشی داشته باشید در محله خاک سفید تهران با بلیت ارزان قیمت اجرا می کنید؟ آیا آنان به تماشا می آمدند؟ آیا اساسا دغدغه این طیف از جامعه تئاتر و فرهنگ است؟ اگر بینوایان یا الیورتويیست که در مورد گسست های اجتماعی و اختلافات نظام طبقاتی در مناطق محروم اجرا شود به رسالتش عمل کرده است؟

مجموعه عوامل تئاتر بینوایان بسیار بزرگ و هدایت آن‌ها به عنوان کارگردان سخت است و همیشه اولین بودن در آغاز یک حرکتی چون تا حدودی نتیجه اش نامعلوم و مبهم است با استرس همراه است. چه شد که تصمیم به چنین انتخابی زدید؟

خواسته و نیاز مخاطب به موضوعات فراگیر حرف اول را می زند. هنرمند باید نیازهای جامعه اش را بشناسد و با برآوردن آن‌ها به او احترام بگذارد. نشاط و تهيیج مخاطب برای دیدن یک اثر نمایش در قالب موزیکال که فقر و بی عدالتی و نظام طبقاتی را نشان می‌دهد، می تواند امید را به مخاطب القا کند. زمان آن فرا رسیده تا از پوستین کهنه تکرارها خارج شویم و با ابداع موقعیت های تازه و خلق ساختارهای جدید در اجرا دست به آزمون و خطا زده و تجربه های جدیدی کسب کنیم. دوستان معترض به جای انتقادات غیر‌منصفانه باید دقت کنند ببینند تئاتر بینوایان در چه اشلی و با چه حجم کار طاقت فرسا ارائه می شود. به جای تنگ نظری ها اگر از هر رویداد هنری درست استقبال شود موجب رشد و ارتقاي جامعه می شود. چرا برخی گمان غلط می کنند که مخاطب سواد تئاتری ندارد و او است که باید سطح سواد خود را به آن‌ها برساند؟انتخاب تئاتر موزیکال موید این واقعیت است که مخاطب به سطحی از آگاهی و سلیقه رسیده که شکل دیگری از تئاتر را می خواهد ببیند و این نهایت احترام گذاشتن به خواسته مخاطبان است. اومی داند حضور این همه هنرمند در پروژه، دکوری عظیم و لباس و نور وچهره پردازی در صحنه‌ای بزرگ و... هزینه بر است، بنابراین با عشق و احترام و درایت خاطر این مطالبه را هم می پردازند. وقتی یک نمایش که تا کنون بالغ بر 100 هزار تماشاگر داشته و توجه مسِئولان و اقتصاد دانان و جامعه شناس و ... را به خود جلب کرده یعنی موفق بوده است. جامعه هنری باید از این رویداد استقبال کند و امیدوار باشد که اعتماد بخش خصوصی را جلب کرده و هنر تئاتر از این پس تجربه اقتصادی و نمایش های بزرگ را به نمایش گذاشته است.

موفقیت نمایش موزیکال بینوایان می‌تواند نوید بخش این واقعیت باشد که بعد از آن تماشاچی ذائقه و تقاضایش برای دیدن آثار هنری با اجرای کاملا حرفه ای تغییر کرده،توقعش بالا رفته و بعد از این متقاضی این نوع اجراهاست، سرمایه گذاران بخش خصوصی هم یقین حاصل می کنند که با سرمایه گذاری ضمن اینکه می تواند به سرمایه و سودش برسد برای رشد فرهنگ و هنر کشورش بیش از گذشته وارد عمل شود. معنی این حرف این است که تئاتر رو به صنعتی شدن دارد پیش می رود، فکر می کنید این تحلیل درست است؟

تئاتر کشور به سمت صنعتی شدن پیش می رود. گروه هایی دارند برای صنعتی شدن برنامه ریزی می‌کنند که در چشم انداز آینده در شمایل کمپانی هایی نمایشی شکل می گیرند و برنامه‌ریزی‌های دقیقی دارد انجام می‌شود. آنچه امروز از اصطلاح صنعتی به ذهن متبادر می شود، مجموعه ای از کارخانه ها و ماشین آلات نیست، بلکه شکل خاص و پیشرفته ای از سازماندهی مدرن در گردش امور در حوزه های مختلف است. بر اساس چنین درکی از دستاوردها و ویژگی ها ی صنعتی شدن است که کشورهای در حال توسعه، طی 50سال گذشته، برنامه‌های جدی را برای توسعه صنعتی به اجرا در آورده اند. بنابر این اهمیت صنعت به دوران جدید و اندیشه مدرن باز می گردد. پس صنعت به معنای استفاده از خلاقیت انسان برای ایجاد کالاها و تغییر شکل دادن برای رفع نیازهای انسان است و این اتفاق با حمایت بخش خصوصی و با ریسک بالا روی می دهد. البته گروه هایی هستند که از قافله عقب خواهند ماند. شما در بینوایان دیدید مخاطب طالب تماشای اتفاقات نو در اجرا ی تئاتر است. موزیکال بودن بینوایان نیاز به کنسرت را هم برای قشری که علاقه‌مند به این هنر هستند را تامین کرد. من اعتقاد دارم با اعتماد به نیروهای جوان و خلاق بتوان گونه ای از نمایش را انتخاب و تجربه کرد که خلأ امروز مخاطبان است. اگر من به سمت نمایش طنز بروم دلیلش را در نیاز جامعه به نشاط و خنده می دانم، اگر روزی وارد عرصه کودک و نوجوان شوم دلیلش باز نیاز‌های جامعه است. در هر صورت در هر ژانری که کار می کنم اولویت اولم احترام به مخاطبم است. بتوانم آن ها را سر ذوق و هیجان آ ورم و با تماشای تئاتر شور اانگیز شب به یاد مانی را برای‌شان در خاطره ها به یادگار بگذارم. بنابر این این همه انگیزه و آرزویم این است که روزگاری از راه برسد که ده‌ها کمپانی تولید تئاتر داشته باشیم مثل همه کشورها‌يي که سال های سال است تئاتر را تجربه می کنند و آن را سر آمد همه هنر ها می دانند. تئاتر ما با حمایت های خوب بخش خصوصی باید به مرحله ای برسد که هر شب با تنوع موضوع و مضامین و ساختار های بکر و عالی نه فقط در تهران بلکه در سراسر ایران برگزار شود و مخاطب را در معرض انتخاب قرار دهیم. دلم برای فرصت های خوبی می سوزد که به دلیل عدم حمایت های درست هدر می روند. بینوایان و اولیورتويیست متعلق به من نیستند، این ها متعلق به جامعه است و حق دارد که کار با کیفیت و حرفه ای تماشا کند. تماشاگر بینوایان را از بین همه نمایش هایی که در شهر در حال اجرا ست انتخاب می کند، بابت تماشایش پول پرداخت می کند، چون می داند قرار است اجرایی با ساختاری متفاوت ببیند. جامعه باید به این نتیجه و توان برسد که در سبد کالاهای فرهنگی خانوار در کنار کتاب و سایر محصولات فرهنگی جایی برای تماشای تئاتر داشته باشد.

چطور است کارگردانی که در محافل گوناگون گفته می شود به دنبال اجرای تئاترهای پرزرق و برق و به اصطلاح جامعه و روزمره لاکچری است، در دو اثرش سمت داستان هایی می رود که از قضا در مورد موضوع همیشگی فقر و افراد مظلوم است که در بی عدالتی غرق هستند ؟الیور تويیست اجرا می کنید و سراغ بینوایان می روید و در نهایت متن هایی را انتخاب می کنید که در دوران نگارش‌شان انقلابی در ادبیات خود کرده‌اند و اتفاقا صدای بخش ناشنیده جامعه بوده اند.بسیاری این موضوع را با اجراهای شما در تناقض می دانند

همه این ها در مورد گسست ها، تبعیض و نابه سامانی‌های اجتماعی است، در مورد تقابل خیر و شر، رستگاری و شکست انسان که در طول تاریخ و در بین همه ملت بوده و هست. دلیل تکرار این نوع نمایش‌ها این است که تاریخ تکرا رمی شود. نمایش موزیکال بینوایان اندیشه و دغدغه حسین پارسایی است که همراه با خواستگاه امروز جامعه به روی صحنه رفت.

من این دو اثر را به دلیل نیاز جامعه به آن انتخاب کردم. چرا که اعتقاد دارم رسالت یک هنرمند چه نقاش چه فیلمساز چه نویسنده و... مطرح کردن معضلات جامعه‌اش هم است آن هم در جهت حل مساله. اولیورتويیست یا بینوایان در مورد رنج انسان‌هایی حرف می زند که می خواهند انسان های خوبی باشند در جامعه‌ای که نا برابری همه را دل زده کرده و در نهایت نیروی خیر بر شر پیروز می شود . درخشش روشنایی امید در دل جامعه است. اگر به قول منتقدان، فقط لاکچر ی ها برای تماشای بینوایان آمدند و متاثر شدند و در اندیشه کمک کردن به مردم فرودست فرو رفتند، پس خبر خوب این است که ما کارمان را درست انجام دادیم.