کد خبر : 92278 تاریخ : ۱۳۹۷ يکشنبه ۱۶ دي - 20:14
دومین جایزه ادبی احمد محمود به برگزیدگان آن اهدا شد جای خالی و یاد ماندگار در بخش داستان کوتاه از میان پنج نامزد نهایی کتاب‌های: «با شب یک‌شنبه» محمدرضا صفدری، «زخم شیر» صمد طاهری، «جای خالی مار» احسان نصرتی، «خدا مادر زیبایت را بیامرزد» حافظ خیاوی، «روی خط چشم» پیمان هوشمند زاده بودند

قانون-حانیه دری

احمد اعطا که در ایران او را با نام احمد محمود می‌شناسیم از بزرگ‌ترین نویسنده‌های معاصر است و از کتاب‌هایش می‌توان به «همسایه‌ها»، «زمین سوخته»، «درخت انجیر معابد» و «مدار صفر درجه» اشاره کرد. او را می‌توان از نویسندگان مستقل و دغدغه‌مند اجتماعی دانست که اواخر عمر خود به ناحق از گرفتن «جایزه 20 سال ادبیات داستانی در ایران» برای رمان «مدار صفر درجه» محروم ماند.

این جایزه در سال 1396 توسط محمد کامرانی، محمد حسن شهسواری و مهدی یزدانی خرم بنا نهاده شد و امسال دومین دوره‌ آن با حضور نویسندگان، منتقدان و مخاطبان ادبیات، با شکوه‌تر از سال گذشته برگزار شد. از حاضران این جلسه می‌توان به داوران هر دو بخش، لیلی گلستان، محمود دولت آبادی و خانواده احمد محمود اشاره کرد. ابتدای جلسه مهدی یزدانی‌ خرم گفت: بخشی به نام «نشان افتخار محمود» به این برنامه اضافه شده و هر سال به انتخاب هیات موسس قرار است به کسی تعلق بگیرد که گام بزرگ و مهمی بر شناساندن احمد محمود و آثارش برداشته است. بعد از گرفتن لیست کتاب‌ها از خانه کتاب و داوری اولیه به هزار و اندی کتاب رسیدیم و از میان تمامی این‌ها پس از چند بار قضاوت، در هر بخش 10 کتاب انتخاب شد.

در ادامه صالح رامسری مدیر انتشارات معین که نشر آثار محمود را بر عهده دارد پشت تریبون آمد و از خاطراتش با احمد محمود گفت. او درباره رمان همسایه‌ها گفت: اولین بار که رمان همسایه‌ها چاپ شد توقیف شد، 20 سال طول کشید، بعد از 20 سال دوباره چاپ شد و دوباره توقیف شد. دلیل این ممنوعیت را دفعه اول، بار سیاسی کتاب و دفعه دوم مبتذل بودن آن عنوان کردند.

نشان افتخار محمود که قرار است هر سال به کسی که بیشترین، مهم‌ترین یا خلاقانه ترین فعالیت را در حوزه آثار و زندگی احمد محمود انجام داده باشد تعلق بگیرد، برای اولین بار به لیلی گلستان تعلق گرفت. لیلی گلستان کتابی تحت عنوان «حکایت حال» شامل مصاحبه‌هایی با احمد محمود را به چاپ رسانیده است.این جایزه توسط محمود دولت آبادی به ایشان اهدا شد.

سپس کلیپی از خاطرات احمد محمود پخش شد که ساخت آن را حسام موحدی برعهده داشته است و در آن یکی از فرزندان محمود از خاطرات پدرش گفت.

سارک اعطا فرزند دیگر ایشان نیز، به داستان خوانی پرداخت. در ادامه برنامه سجاد افشاریان طی اجراي با شکوه و بی‌نظیری از احمد محمود گفت و خواند و او را میان این جمع، زنده کرد. قسمتی از داستان «کجا میری ننه امرو» که در کتاب دیدار به چاپ رسیده است در همین بخش خوانده شد و صدای این نویسنده که درباره کتاب‌ها و گلایه‌هایش از مسئولان مربوطه می‌گفت پخش شد. میان صحبت سیگاری می‌گیراند و از بیماری‌اش می‌گفت.

سجاد افشاریان اجرایش را این‌گونه ادامه داد: «جای‌تان خالی‌ا‌ست، اما یادتان تا یاد یاد است با ما خواهد بود. جای‌تان خالی‌‌است اما نمی‌دانم اگر بودید و به گوش‌تان می‌رسید که نماینده مجلسی از گفتن کلمه لور عاجز است خنده‌ تلخ سر می‌دادید و در سکوت سیگاری دیگر روشن می‌کردید. جای‌تان خالی ا‌ست اما نمی‌دانم اگر خبر سوختن بچه‌های مهد کودک یا خبر اتوبوس فرسوده و جان دادن دانشجویان دانشگاه علوم و تحقیقات را می‌شنیدید، اگر به گوش‌تان می‌خورد ريیس همان دانشگاه، دانشجو را مشتری خطاب می‌کند چند نخ سیگار می‌کشیدید؟ در زمانه‌ای که نماینده مردم در مجلس با شعور و شعر و اندیشه بیگانه است، شنیدن جواب تلخ شما که تمام عمر به عنوان یک نویسنده زیسته‌اید و انسان‌های نامرئی بسیاری را از چشم آن‌ها که باید ببینند و نمی‌بینند را جلوی تمام ما مرئی ساخته‌اید، جواب شما بله جواب شما من را متلاشی می‌سازد. اگر دوباره متولد می‌شدم....»

و بعد صدای احمد محمود پخش شد که می‌گفت: «اگر دوباره متولد شوم ظاهرا به نظر می‌رسد که خیلی خوشم نمی‌آید که نویسنده شوم. یک کار آبرومند داشته باشم برای تامین زندگی. مرگ چیزی‌ است که وقتی او هست من نیستم، وقتی من هستم او نیست...».برنامه در نهایت نیز با اهدای جوایز منتخبان به پایان رسید.

در بخش داستان کوتاه از میان پنج نامزد نهایی کتاب‌های: «با شب یک‌شنبه» محمدرضا صفدری، «زخم شیر» صمد طاهری، «جای خالی مار» احسان نصرتی، «خدا مادر زیبایت را بیامرزد» حافظ خیاوی، «روی خط چشم» پیمان هوشمند زاده بودند. تندیس دومین جایزه ادبی احمد محمود به انتخاب داوران(محمد طلوعی، رضا زنگی‌آبادی، بهناز علیپور گسگری) به کتاب «زخم شیر» نوشته صمد طاهری انتشارات نیماژ تعلق گرفت. بیانیه هیات داوران را محمد طلوعی این‌گونه اعلام كرد: با احترام به داستان کوتاه، این بزرگ کوچک که باور عمیق به جوهر کلمه و ارزش کلام عامل قدرت و جاودانگی او است ما داستان کوتاه را قلمرو وقار و کمال می‌شناسیم و با امیدواری به سرفرازی داستان کوتاه در سرزمین‌مان یک اثر از میان آثار راه یافته به مرحله نهایی به دلایل زیر برگزیده اعلام می‌کنیم: بهره‌مندی از ظرفیت‌های زبان فارسی در انتقال مفاهیم و خلق سوژ‌ه‌های تازه با بهره‌گیری از تکنیک‌ها و شیوه‌های پرداخت ویژه بومی و بینافرهنگی، آفرینش شخصیت‌های زنده و ملموس با نقب زدن در لایه‌های درونی اشخاص داستان در جهت گسترش طرح‌ها، کنش‌ها و انتقال مضامین داستانی، استفاده از نشانه‌ها و موتیف‌های هدفمند و طنز تلخ در زیرلایه‌های داستان‌ها و عمق بخشیدن به واقعیت‌های اجتماعی و انسانی، کالبد شکافی فجایع جنگ و بیان ناگفته‌هایی از آن با چهره آدم‌ها و شهرهای زخم‌خورده، استفاده هوشمندانه از بینامتنیت، نگرش انسانی و فارغ از جنسیت زدگی و نگاه مهربان به طبیعت و مظاهر آن.

در بخش رمان از میان پنج نامزد نهایی کتاب‌های: «آتش زندان» ابراهیم دمشناس، «آلوت» امیر خداوردی، «بند محکومین» کیهان خانجانی، «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» عطیه عطارزاده، «سرزمین عجایب» جعفر مدرس صادقی بودند.از کتاب آلوت نوشته امیر خداوردی تقدیر و جایزه به کتاب بند محکومین نوشته کیهان خانجانی نشر چشمه تعلق گرفت. هیات داوران که متشکل از دکتر کامران سپهران، محمد حسینی و امیر نصری بودند بیانیه خود را به شرح زیر اعلام کردند: با گرامیداشت یاد احمد محمود، نویسنده برجسته معاصر که شرافت و پایبندی به پاکی در نوشتن و زندگی از بارزترین ویژگی‌های شخصیت و آثار درخشان او است هیات داوران دوره دوم جایزه ادبی احمد محمود با مطالعه 10 اثر گذر کرده از مرحله نظر سنجی، پنج رمان را به عنوان نامزد‌های نهایی این جایزه معرفی کرد و پس از بحث و بررسی از میان پنج رمان یاد شده به دلیل بازآفرینی داستانی پر توفیق از تلاطم‌های منطقه‌ای همراه با شخصیت پردازی تاثیرگذار رمان شایسته تقدیر خود را معرفی کردند.

کیهان خانجانی از نویسندگانی یاد کرد که پشت سد ستبر سانسور مانده‌اند و کتاب‌های‌شان به چاپ نرسید.

اگرچه حواشی پیش‌آمده درباره مبلغ کم اهدایی جشنواره به برگزیدگان(یک میلیون تومان) خیلی هم بیراه نیست اما ارزش این جایزه را می‌توان به این دانست که تنها داوری غیر دولتی و مستقلی‌ است که نویسندگان آن را قضاوت می‌کنند و دغدغه‌اش چیزی نیست جز ادبیات.